خیلی تعجب کردم وقتی فهمیدم که توی این روستا فقط ما هستیم که ماهواره نداریم و به دختر همسایه گفتم باشه این بار که بیام حتما با خودم رسیور میارم و از یکی از چهار تا دیش شما استفاده میکنم تا من هم مثل شما وقایع ایران و جهان رو اونطور که هست دریافت کنم....با مهربانی لبخند زد و تخم مرغهای پیشکشی رو توی آشپزخونه گذاشت و رفت....
خوبه پس روستایی های مهربان و صادق ما به هیچ وجه ساده نیستند و کلاه گذاشتن سر اونها شاید سخت تر از کلاه گذاشتن سر شهری های آپارتمان نشین باشه....
امروز که موضوع ماهواره رو به داود گفتم اون گفت بیشتر عشایر سیستان و بلوچستان هم ماهواره دارن...پس بگو یه چیزی هست که همه اینطور جوانه زدن و سبز شدن....
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در شنبه سی ام خرداد 1388 ساعت 14:34 | لینک ثابت |

