این خبر دیروز در صفحه پنج روزنامه همشهری ۹ آبان ۸۸ درج شده....
اگر عکس خوانا نیست باید توضیح بدم که زیر کاریکاتور نوشته شده :.....اینجوری که توی کتاب شما اومده تا همین شصت سال پیش دایناسورها اینجا زندگی میکردند....
و برای کسانی که دستشون از این روزنامه پر محتوا کوتاه مونده عرض کنم که در سطر چهارم نوشته شده:
حجت الاسلام محی الدین بهرام محمدیان در گفتگو با فارس در خصوص حذف شاهان از کتابهای درسی اظهار داشت: شاه را حذف نکردیم بلکه سلسله شاهنشاهی را از تاریخ کشور حذف کردیم.
پیش از این دکتر صادق آینه وند استاد اریخ دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به اینکه تاریخ امری واقع است که اتفاق افتاده و باید با تمام جزییات نوشته شود و مورد نقد قرار گیرد گفته بودک در قرآن هم تاکید شده که شرح دقیق ظهور و سقوط پادشاهان به دقت ذکر شود تا مردم از آن عبرت بگیرند.این کار وزارت آموزش و پرورش حتی با موازین اعتقادی مسلمانان هم تطبیق ندارد.....
نظر چندین کارشناس دیگر هم درج شده که من وقت ندارم بنویسم....چه اهمیتی داره نظر محی الدین مهم بوده....منو باش دیروز دنبال حقوق انسانی میگشتم....بی خیال....
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 13:13 |
لینک ثابت |
مطلبی رو اقای لیم کین چینی برام فرستاده بود چون اهمیت زیادی داره براتون نقل میکنم.....
گفته میشه که نوع جدیدی از دزدی این روزها در کوالا لامپور بویژه در ایستگاههای قطار و فرودگاه باب شده. این دوست این نوع دزدی رو به جای pick pocket به push pocket تعبیر کرده. شیوه کار به این صورت هست که شخص سارق به جای دزدیدن کیف پول یا موبایل شما کیف پول یا موبایل خودش رو که حاوی مقدار کمی پول و یک کارت شناسایی کم ارزش هست توی جیب شما و یا اگر در فرودگاه باشید در ترولی وسایل شما میاندازد و بعد جلو آمده و ادعا میکند که شما دزد هستید ....حالا دیگه خر بیار و باقالی بار کن و اینکه به پلیس های شاسکول مالزی حالی کنیم که نه بابا من روحم هم خبر نداره و اینها کلی گرفتاری داره و اگر هم نخواهیم که گرفتار بشیم باید مقداری رو که طرف ادعا میکنه توی کیفش بوده بهش بپردازیم....مواظب باشید کسی توی جیبتون چیزی نذاره.....
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 15:2 |
لینک ثابت |
1. آیا می دانید که اگر شخصی 200 سال عمر کند و هرماه ده میلیون تومان خرج کند ، در طی 200 سال به 24 میلیارد تومان نیاز خواهد داشت ؟
2. آیا می دانید آقای احمدی نژاد 340 هزار میلیارد تومان را از درآمد های نفتی بر باد داده است؟ ( بانک مرکزی – وزارت نفت – روزنامه سرمایه 17/12/87 و 06/03/88 )
3. آیا می دانید که در طول تاریخ 4000 ساله ایران هیچوقت این ثروت برای ایران بوجود نیامده بود ؟
4. آیا می دانید که در جنگ 8 ساله ؛ سالانه بطور متوسط 125 میلیارد دلار خسارت به کشور وارد شد ، اما عملکرد احمدی نژاد باعث شد سالانه 188 میلیارد دلار خسارت به کشور زده شود ؟ (جدول متن ثروت های ملی بر باد رفته در همین مطالب عملکرد اقتصادی )
5. آیا می دانید خسارت دولت احمدی نژاد در اقتصاد ، حدود 75 درصد جنگ 8 ساله با صدام بوده و خسارت های اجتماعی ، علمی و معنوی و فرهنگی و سیاسی آن قابل محاسبه نیست ؟(جدول متن ثروت های ملی بر باد رفته در همین مطالب عملکرد اقتصادی )
6. آیا میدانید که دولت احمدی نژاد گاز را از کشور ترکمنستان 350 دلار در هر هزار متر مکعب می خرد و به ترکیه 200 دلار می فروشد ؟ و آیا می دانید که پیشنهاد ترکمنستان 140 دلار بود ، اما پس از طولانی شدن مذاکرات ، نهایتاً قرارداد 350دلاری منعقد شد ؟( روزنامه سرمایه 14/10/87 )
7. آیا می دانید که 44 درصد درآمد های نفت ، گاز و پتروشیمی کشور در پس از انقلاب ، در طی دوره 4 ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد اتفاق افتاده است ؟( وزارت نفت – بانک مرکزی – روزنامه سرمایه 17/02 و 06/03/88 )
8. آیا می دانید که خسارت اقتصادی احمدی نژاد آنقدر زیاد است که به هر خانواده ایرانی بیش از 5/1 کیلوگرم طلا می رسید ؟ ( مقاله فرصت سوزی ها و خسارات اقتصادی احمدی نژاد )
9. آیا می دانید که لایحه چند همسری را دولت احمدی نژاد به مجلس تقدیم کرده بود تا بصورت قانون درآید ؟ ( سایت مجلس )
10. آیا می دانید که ساخت پالایشگاه های نفت در دولت احمدی نژاد ، سالانه 5/1 درصد پیشرفت داشته و با این حساب 67 سال طول می کشد تا ساخته شوند ؟( روزنامه سرمایه 14/02/88 )
11. آیا می دانید که مهندس میر حسین موسوی در زمان جنگ از محل صرفه جویی برنج یارانه ای ، پالایشگاه آبادان را در در طی 98 روز به بهره برداری رساند ؟( سایت کلمه )
12. آیا می دانید که دارندگان سهام عدالت بابت قسط های دو سال 86 و 87 حدود 200 هزار تومان به دولت بدهکارند ، اما دولت برای جمع آوری رای ، 80 هزار تومان سود آنها را پرداخت می کند و پس از به قدرت رسیدن ، اقساط را دریافت خواهد کرد ؟( روزنامه سرمایه یکی از شماره های اردیبهشت )
13. آیا می دانید به علت اینکه شرکت های زیان ده را به شرکت های سهام عدالت داده اند ، سهام عدالت فاقد سود بوده ، اما دولت برای عوامفریبی سودی پرداخت می کند ؟( روزنامه سرمایه یکی از شماره های اردیبهشت)
14. آیا می دانید که در بازارهای خرید و فروش سهام ، سهام عدالت پانصد هزار تومانی را حتی به 500 تومان نمی خرند ؟( بروید امتحان کنید )
15. آیا می دانید که گرانی لجام گسیخته در جامعه ، که نتیجه سیاست های اقتصادی احمدی نژاد است باعث شده ، ارزش حقوق 700 هزار تومانی امروز مانند حقوق 200 هزار تومانی سال 84 باشد ؟
16. آیا می دانید طبق آمار بانک جهانی ، فساد در دستگاههای دولتی ایران در طی 4 سال دولت احمدی نژاد 65 رتبه اضافه شده و به 141 در بین 194 کشور دنیا رسیده است ؟( صندوق بین المللی پول – روزنامه سرمایه 06/02/88 )
17. آیا می دانید که اعتبار گذرنامه ایرانی در بین 194 کشور جهان به رتبه 193 رسیده و فقط یک کشور وضع بدتری نسبت به ما دارد ؟( صندوق بین المللی پول – روزنامه سرمایه 06/02/88 )
18. آیا می دانید عملکرد احمدی نژاد در بانک های کشور ، آنها را به پرتگاه ورشکستگی کشانده و آیا می دانید که ورشکستگی بانکها در هر کشوری از خطر جنگ بالاتر است ؟( دنیای اقتصاد 03/12/87 و روزنامه سرمایه 06/02/88 )
19. آیا می دانید که امارات و قطر از میدان های گازی مشترک سالانه بیش از 12 هزار میلیارد تومان گاز بیشتر برداشت می کنند و عدم سرمایه گذاری ایران در دولت نهم منجر به این شده که همسایگان شمالی و جنوبی منابع و ثروت مردم ایران را به یغما ببرند و همچنین اهمیت این موضوع کمتر از واگذاری خاک ایران به بیگانگان نیست ؟ ( وزارت نفت – روزنامه سرمایه 21/02 و 10/02/88 )
20. آیا می دانید عملکردتنش زای سیاست خارجی احمدی نژاد باعث شده :
21. کالاهای وارداتی 42 هزار میلیارد تومان گران خریداری شود .
22. تحریمهای بین المللی امکان تکمیل طرح های نفت و گاز و پتروشیمی و سایر صنایع را غیر ممکن می سازد .
23. باجهای فراوانی در نفت و گاز و انرژی اتمی و حتی در زمینه حقوق ایران در دریای خزر به روسیه داده شود ..
24. امکان انتخاب ایران برای عقد قرارداد با شرکت های معتبر و مهم نفت و گاز دنیا از دست برود و بجای آن شرکت های دست چندم چینی و روسی و حتی ویتنامی و اندونزیایی با تکنولوژی عقب افتاده جایگزین آنها شود.
25. طرح ها و کارخانه های جدید ایجاد نشود و مسیر رشد و توسعه کشور بسته شود .
26. و صدها فرصت ثروت و درآمد و میلیون ها شغل از دست برود ؟
27. ( بانک مرکزی – بانک جهانی – روزنامه سرمایه 02/03/88 )
28. آیا می دانید سیاست خارجی احمدی نژاد با کشور هایی در ارتباط است ( جزایر قمر ) که دولت آنها حتی پول بلیط هواپیما ندارد و با خرج ایران به کشور ما می آیند ؟
29. آیا می دانید احمدی نژاد در سفر به کنیا ( کشور آفریقایی ) پیشنهاد داده که ایران حاضر است نفت را با 30 درصد تخفیف بفروشد ؟ ( اکو نومیست شماره های مربوط به اسفند ماه 87 )
30. آیا می دانید یک رئیس جمهور در دنیا به عنوان دکور و نماد یک ملت و کشور مطرح است و لحن صحبت و برخوردهای آقای احمدی نژاد باعث شده نگاه جهانی به ایران ، یک نگاه منفی و نامناسب باشد ؟
31. آیا می دانید که بسیاری از کارخانه هایی که احمدی نژاد در دو سال اول ریاست جمهوری خود افتتاح کرد بین 63 تا 95 درصد آنها در زمان خاتمی ساخته شده بودند ؟ ( روزنامه سرمایه 29/02/88 )
32. آیا می دانید پروژه ماهواره ایرانی امید در دولت های قبلی شروع شده بود و عمده کار آن را دولت خاتمی انجام داده بود ؟
33. آیا می دانید که تعدادی از پروژه ها و طرح ها و کارخانه ها در زمان خاتمی به بهره برداری رسیده و آن زمان افتتاح شده بود ، اما وزرای احمدی نژاد دوباره آنها را افتتاح می کنند ؟ ( روزنامه سرمایه 29/02/88 )
34. آیا می دانید که دولت احمدی نژاد شروع حفاری و ساخت تونل البرز را در راه آهن اصفهان – شیراز با نشان دادن تونل دیگری ، به عنوان اتمام و بهره برداری به ملت گزارش داد و ملت را فریفت ؟ ( اعتماد 10/02/88 )
35. آیا می دانید که صدا و سیما عملکرد کوچک احمدی نژاد را بسیار بزرگ جلوه داده و بارها برای آن تبلیغ راه می اندازد ، اما عملکرد دولت خاتمی را گزارش نمی کرد ؟
36. آیا می دانید که در دولت خاتمی راه آهن بافق – مشهد به طول 1000 کیلومتر سه ساله ساخته شد ، اما در دولت احمدی نژاد سالانه کمتر از 50 کیلومتر راه آهن ساخته شده است ؟ ( اعتماد 10/02/88 )
37. آیا می دانید هزاران میلیارد تومان از درآمد های نفتی به خزانه واریز شده و مشخص نیست که چه شده است ؟ ( روزنامه سرمایه 01/02/88 و دیوان محاسبات )
38. آیا می دانید که برای صادرات میوه ایران ، هواپیمایی عوارض سنگینی می گیرد ، اما برای واردات میوه عوارض پایین ؛ و نتیجه این امر آن شده که میوه های خارجی باعث ورشکستگی باغداران و کشاورزان شود ؟ ( روزنامه سرمایه 14/02 و 29/01/88 )
39. آیا می دانید که در دولت خاتمی ایران به خودکفایی گندم رسید اما با سیاست های دولت احمدی نژاد ، سال 1387 با 5 میلیون تن واردات یکی از بزرگترین وارد کنندگان گندم جهان شده ایم؟ ( روزنامه سرمایه 14/02 و 29/01/88 )
40. آیا می دانید که در دولت احمدی نژاد در طی حدوداً چهار سال فقط 2100 واحد مسکن مهر ساخته شده ( یعنی سالانه 525 واحد ) و با این روند برای رفع مشکل مسکن مردم و جوانان بیش از ده هزار سال زمان لازم است ، این در حالی است که تاریخ ایران از زمان هخامنشیان تا به حال 2500 سال بیشتر نیست ؟ ( سایت مسکن مهر – وبلاگ مهندس عبدالعلی زاده – و یکی از شماره های اردیبهشت روزنامه سرمایه
فرستنده:لیلا
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 ساعت 10:53 |
لینک ثابت |
یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۸
گزارش
هشدار کميته صيانت از آرا به دبیر شورای نگهبان
فتواي مصباح براي تقلب در انتخابات
مژگان مدرس علوم
همزمان با افشاي "فتواي شرعي" مصباح يزدي در مورد تقلب در انتخابات در نامه سرگشاده جمعي از کارکنان وزارت کشور، روسای کمیته صیانت آرا میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو کاندیدای اصلاح طلب انتخابات ریاست جمهوری در روز یکشنبه طی نامهای به آیتالله جنتی دبیر شورای نگهبان نسبت به دستکاري انتخابات ابراز نگرانی کردند.
در بخشی از این نامه اعلام شده که تعرفههای مرحله اول 59 میلیون و 600 هزار تعرفه است اما وزارت کشور تعداد تعرفههای چاپ شده را 56 میلیون اعلام کرده، و وجود 2600000 تعرفه چاپ شده اما اعلام نشده از سوی وزارت کشور جای ابهام دارد.
علی اکبر محتشمی پور و مرتضی الویری روسای کميته صيانت از آراء موسوی و کروبی در نامه خود همچنین به تعداد مهرهای انتخابات ارسال شده به استان ها اشاره کرده و خطاب دبیر شورای نگهبان نوشتند: "تعداد مهرها،همانطوری که میدانید دو برابر تعداد شعب بهعلاوه 10 درصد مازاد میباشد که بدون هیچگونه دستورالعملی ارسال شده است و این کار فوقالعاده خطرناک و نگران کننده است."
آن ها همچنين از تدارک تخلف سازماندهی شده خبر داده، و تاکيد کردند که "اگر قرار باشد تخلف سازماندهی شدهای انجام بگیرد ،این کار نه در شعبه و نه در سایت و نه در هنگام شمارش و اخذ رای بلکه در استفاده از تعرفههای اضافی و مهرهای اضافی و با استفاده از صندوقهای اضافی و سیار شدنی است،به خصوص که خبر میرسد که شناسنامههای سربازان در مراکز نظامی و... جمع آوری شده است."
قرار داد ارسال 4 میلیون پيامک محرمانه میان وزارت کشور و مخابرات بخش ديگری از نامه روسای کميته صيانت از آراي موسوی و کروبی به دبیر شورای نگهبان را به خود اختصاص داده است. آنها نوشته اند "قراردادی به تعداد چهار میلیون پیامک بین ستاد انتخابات وزارت کشور و وزارت مخابرات برای روز انتخابات آنهم به صورت محرمانه منعقد شده است که سوال بر انگیز است، چه فرمانی بصورت یکطرفه و به چه کسانی در روز انتخابات قرار است داده شود که مردم نباید بدانند."
در اين نامه همچنين به برگزاری جلسه محرمانه ای در وزارت کشور اشاره شده که در آن استانداران سراسر کشور در وزارت کشور جلسه محرمانه با وزیر کشور حضور یافته اند اما هیچکس از محتوای جلسه و موضوع آن خبر ندارد.
علی اکبر محتشمی پور و مرتضی الویری با اشاره برگزاری اين جلسات و برگزاری آن در مواقع ضروری چون جنگ و در موضوعات فوقالعاده سری از احمدی جنتی دبیر شورای نگهبان در اين مورد پرسيده اند که "چه موضوع سری و محرمانهای وجود داشته که فقط باید استانداران و وزیر کشور بداند و از مسوولان وزارت کشور کسی نباید مطلع باشد؟ "
در اين نامه همچنين روسای کميته صيانت از آراء میرحسین موسوی و مهدی کروبی با تاکيد براينکه مطابق قانون "استفاده از استانداران و فرمانداران و ... که در دورههای گذشته تخلفاتشان له و علیه برخی کاندیداها به اثبات رسیده است طبق قانون ممنوع است" از احمد جنتی دبیر شورای نگهبان پرسيده اند که "آیا نباید برای استاندار خراسان رضوی و ... تدبیری بیاندیشید؟"
تخلف دولت نهم در فراهم نیاوردن امکان حضور ناظران ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در صندوق های خارج از کشور بخش دیگری از نامه روسای کمیته صيانت از آراء دو نامزده اصلاح طلب را به خود اختصاص داده است.
محتشمی و الویری خطاب به جنتی نوشتند در حالی که "متجاوز از 300 صندوق در کشورهای خارج در نظر گرفته شده است، ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی علی رغم تمام تلاشی که از مدتها قبل انجام داده است، نتوانسته است نمایندگان خود را برای صندوقهای خارج از کشور به وزارت کشور و وزارت خارجه معرفی کند و لذا ممانعت از امکان حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذ رای خارج کشور تخلف قانونی آشکار است."
در بخش ديگری از نامه روسای کميته صيانت از آراء میرحسین موسوی و مهدی کروبی به دبیر شورای نگهبان تصریح شده"حفاظت یک/سوم صندوقها از عهده نیروی انتظامی خارج و به سپاه پاسداران واگذار شده است که خلاف قانون و رویههای قبلی است."
آنها تاکيد کرده اند که در این مورد"باید کمبود نیرو و با افزایش افراد مامور به نیروی انتظامی و تحت امر مسوولان آن انجام گردد."
نامه کارکنان وزارت کشور در مورد احتمال دستکاری در آرا
جمعی از کارکنان وزارت کشور نيز روز يک شنبه با انتشارنامه ای سرگشاده با ابراز نگرانی نسبت به تغییر و دستکاری آرا مردم در ستاد انتخابات کشور هشدار دادند.
در اين نامه که به امضاي جمعی از کارکنان وزارت کشور رسيده تاکید شده که "اهداف و برنامه ریزی در ستاد انتخابات کشور ، به طور آشکار و متقنی به سمت صیانت و سلامت از آراء مردم در انتخابات 22 خرداد 88 پیش نمی رود."
آنها وضعيت فعلی در وزارت کشور که اجرای انتخابات را بر عهده دارد را مشابه وضعيت برگزاری انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در روز جمعه 24 اسفند 86" توصيف کرده و از "حکم شرعی برای تغيير آراء"خبر دادند. در بخشی از این نامه با پرده برداری از تلاش های پشت پرده مقام های دولتی برای تغيير آراء آمده که "بعد از ریزش شدید آراء یکی از کاندیداها(محمود احمدی نژاد) و نا امیدی یارانش و نیز کاهش درصد آرای مشارالیه در نظر سنجی های معتبر دولتی دراوایل اردبهشت ماه سال جاری، یکی از آقایان اساتید حوزه و رئیس موسسه آموزشی در قم که اتفاقا زمانی مباحث فلسفه سیاسی را درنماز جمعه تهران مطرح می کردند ، در جلسه محرمانه ای با تفسیر به رأی سوره بقره آیه 249 " خواهان «تغییر آرا» به نفع کاندیدای اقلیت می شود و می گوید: اگر کسی رئیس جمهور شود و ارزشهای اسلامی که اکنون در لبنان ، فلسطین و ونزوئلا و دیگر نقاط جهان منتشر شده آسیب ببیند، رأی دادن به او جایز نیست و حرام است. هم خودمان نباید رای بدهیم و هم باید مردم را هوشیار کنیم که رای ندهند، ولا غیر. بر شما مسئولین انتخابات ، هر امری واجب است."
در اين نامه اسم اين استاد حوزه علميه قم ذکر نشده اما مشخصات پدر معنوی دولت احمدی نژاد یعنی مصباح یزدی مرد اشاره قرار گرفته و تاکيد شده: "در واقع بعد از این جلسه مهم بود که حکم شرعی تغییر آراء در انتخابات صادر می شود"، و پس از آن بود که رييس ستاد انتخابات کشور "تعداد شعب اخذ آرا را که در روز 24 فروردین 88 اعلام کرده بود، بیش از 48 هزار عدد است در روز 23 اردیبهشت ماه به 45 هزار و 758 مورد تقلیل داد، و تعداد واجدان شرایط در انتخابات ریاست جمهوری را 46 میلیون و 200 هزار نفر اعلام کرد.>این آمار در حالی بیان شد که پيشتر جداول مرکز آمار ایران حدود 51 میلیون و 300 هزار نفر را واجد شرایط رای دادن اعلام کرده بودند."
در ادامه نامه تصريح شده: "همین آبروریزی باعث شد که آقای دکتر محمد مدد ، رییس مرکز آمار ایران تا مرز بازنشستگی پیش رود، مدیری که می توانست نام نیکی در تاریخ سیاسی کشور با پافشاری بر حق 5 میلیون رای دهنده از خود برجای گذارد، چنین نکرد و بلافاصله در جریان جلسه شرعی انتخابات قرار گرفت ، سپس تهدید و توجیه شد ، بنابراین مسئولین شرعی بیان آمار واقعی از او ساقط و سرانجام در 5 اردیبهشت ماه 88 در همایش استانداران سراسر کشور که در وزارت کشور برگزار شد ، گفت: «آمار تعداد افراد واجد شرایط رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری 46 میلیون 200 هزار نفر است» و این جمله هم چون درفشی بود که این مسئول بی مسئول ، بر روح و روان آزاد مردان ایرانی فرو کرد .آقای مدد برای حفظ چند صباح پست خود، چه ساده لوحانه ترفند و حیله تیم حرفه ای تغییر آراء را با این جمله خود رسوا کرد: این آمار 46 میلیون و 200 هزار نفری پس ازجلسات مشترک مرکز آمار ایران ، سازمان ثبت احوال و وزارت کشور مشخص شد."
به این ترتیب ماجرای اختلاف آمار در مورد 5 میلیون رای دهنده ایرانی میان وزارت کشور و سازمان آمار کشور پايان گرفت.
تعرفه های اضافی، تغییرات گسترده
کارکنان وزارت کشور در بخش دیگری از هشدار دهنده خود با اشاره به اينکه در این دوره از انتخابات ، برای هر صندوق آراء دوعدد مهر تعریف شده است، اضافه شدن ده درصد به صندوق های سیار " و نيز "چاپ 12 میلیون تعرفه اضافی" قابل تامل توصيف شده، چرا که" اکنون بیش از 58 میلیون تعرفه برای 46 میلیون و 200 هزار واجد شرایط" به چاپ رسيده است.
نویسندگان اين نامه که خود کارکنان وزارت کشور هستند تاکيد کرده اند که "بدین ترتیب برای معادل 38.5 درصد از کل واجدین شرایط تعرفه اضافی چاپ شده است."
در پایان این نامه ذکر شده که فرمول تغییر آراء آقایان از فرمول مشارکت حداقلی مردم تبعیت می کند، اما اگر سطح مشارکت مردم افزایش یابد و یا شاهد حضور نمایندگان کاندیداها یا دستگاههای نظارتی همچون سازمان بازرسی کل کشور در ستاد انتخابات کشور خصوصا " اتاق تجمیع آمار " باشیم ، نقشه دستکاری در آراء مردم کارساز نخواهد شد.
دوهفته پيش نيز جمعي از کارکنان وزارت کشور در نامه اي سرگشاده خطاب به رئیس جمهور تغییرات گسترده در اين وزارت خانه را در آستانه انتخابات مورد انتقاد قرار داده بودند.
در بخشی از این نامه به انتصاب يك پزشك عمومي به عنوان رئیس ستاد انتخابات و تغييرات گسترده در معاونت هاي وزير و مديران كل واحدهاي ستادي اشاره و تاکید شده است که: "اكثر اين مديران جديد همه غير وزارت كشوري بوده و اصلا سابقه كاري در وزارت كشور و واحدهاي زيرمجموعه ندارند."
به گفته کارکنان وزارت کشور در آستانه انتخابات رياست جمهوری "تغییر بيش از 70 درصد كارشناسان دفتر انتخابات نظير مديركل پشتيباني، بازرسي، روابط عمومی نیز در سه چهار ماه اخیر صورت گرفته است
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 ساعت 23:27 |
لینک ثابت |
منبع: بیا تو مالزی
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 ساعت 15:7 |
لینک ثابت |
آيت الله صانعي: از كانديدايي حمايت مي كنم كه دست همسرش را مي گيرد و پا به عرصه اجتماع مي گذارد
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه پانزدهم خرداد 1388 ساعت 10:8 |
لینک ثابت |
این پست طولانی نوشته محسن مخملباف رو حتما بخونید. ممنون از ندا برای فرستادن مطلب...
«صفر و صد یا کمی بهتر؟»
.یاد روزی افتادم در دوره انتخابات آقای خاتمی ، ماچند تا مسافر درون یک تاکسی نشسته بودیم و بحث انتخابات خیلی داغ بود و راننده که جوانی بود و به نظر می آمد تازه گواهینامه گرفته ،و هیجان زده بود.و از خوشحالیِ گواهینامه ای که گرفته بود، بین مسافرها شیرینی پخش می کرد.اما بی اعتنا به قوانین ، با یک غرور زیاد ،به شکل خطرناکی رانندگی می کرد که نگوو نبین.مسافرها هم بی خبر از خطر،سرگرم بحث داغ انتخابات بودند. در بین مسافران زنی بود که می گفت: من رای نمی دهم و برایم فرقی نمی کند که چه کسی بر سر کار بیاید. من زندگی خودم را می کنم.
در همین لحظه ماشین تصادف کرد و سر من و این خانم به شیشه خورد.و هر دو از درد سرمان را گرفتیم. آن خانم که وضعش از من بهتر بود، شروع کرد بر سر راننده جوان فریاد زدن، که "اگه می دونستم رانندگی بلد نیستی، اصلا سوار ماشین ات نمی شدم."
من کمی که دردم آرام شد و خون سرم را که پاک کردم، گفتم:خانوم شما که از تجربیات درس می گیرین، لطفا در انتخابات شرکت کنین و به کسی که فکر می کنین حتی یک کمی بهتره رای بدین، و نذارین ماشین مملکت به دست یک راننده ای که ناشیه و تجربه نداره و قوانین رو رعایت نمی کنه بیفته، و زندگی من و شما و70 میلیون ایرونی دیگه رو به خطر بندازه
2.
.منتقدین خاتمی صفر و صدی ها بودند.آن ها که می گفتند: چون خاتمی ما را به صد در صد خواسته هایمان نرساند ،پس به هیچ درد نمی خورد.آن ها چون به صدی که می خواستند در دوره خاتمی نرسیدند ،پس انتخابات را تحریم کردند و به موقعیت صفرِ احمدی نژادی در 4 سال گذشته رسیدند.
اکنون دوباره یک فرصت دیگر است که می تواند بر تاریخ ایران، حداقل 4 سال، و حداکثر خدا می داند تا کی! اثر کند.
آن ها که پای صندوق نمی روند، سهم خود را از وضعی که بعدا پیش می آید، فقط در خیال خود کم می کنند. و می خواهند اگر دوباره وضع صد در صد مطلوبی پیش نیامد، بگویند: ای بابا! تقصیر ما نبود. ما که اصلا در انتخابات شرکت نکردیم.
در حالی که شرکت نکرده ها، نقش بیشتری در انتخاب احمدی نژاد داشتند تا شرکت کرده ها. احمدی نژاد از رای هایی که به صندوق ریخته شد، بر سر کار نیامد. او از فرصت رای هایی که من و تو به صندوق نریختیم ،پیدایش شد.
آمار نشان می دهد که ماهایی که در دور دوم قهر کردیم وپای صندوق ها نرفتیم، تعدادمان از آن ها که به احمدی نژاد رای دادند، بیشتر بود.

من خودم وقتی قلم را برداشتم تا این مطلب را بنویسم،فکر منفی همیشگی به سراغم آمد و از خودم پرسیدم: آیا این مطلب، در سرنوشت انتخابات اثر دارد...مدتی در فکر رفتم.و دوباره دیدم از خودم سوال صفر و صدی کرده ام.حداقل خاصیت این مقاله این است که خودم را متعهد به رای دادن می کند و حتما، حداقل روی یک نفر از خوانندگان اثر می کند. من اگر به همین دو رای هم دلخوش کنم، خودم را از تفکر منفی صفر و صد نجات داده ام.من به کمی بهتر فکر می کنم.
من می خواهم اگر این بار هم اتفاق بد قبلی تکرار شد، به وجدان خودم بگویم:من رای خودم را دادم و در وضع پیش آمده مقصر نیستم
3.
می گویند ملت ها، مثل آدم ها ،هر کدام خصلتی دارند. ملت ایران با آن که ظاهر مدرنی دارد و با پول نفت ابزار زندگی مدرن را هم فراهم کرده، اما عقلش سنتی است. ابزار مدرن را دارد، اما فرهنگ استفاده از آن را ندارد. خوشبختانه بلد است از کامپیوتر و هواپیما و مترو برای زندگی بهتر استفاده کند، اما هنوز بلد نیست از صندوق رای، برای تغییر سرنوشتش استفاده کند.حداقل می شود گفت ایرانی در جزییات مدرن شده و در کلیات هنوز سنتی است.اما روزی تغییر سرنوشت با صندوق رای را هم یاد می گیرد
4.
سمیرا فیلمی ساخته است به نام" اسب دو پا"قصه بچه ای است که دلش برای یک بچه افلیجی می سوزد وآن بچه بی پا را بر دوشش سوار می کند و هر روز به مدرسه می برد.بعد از مدتی، آن بچه ای که بر کول دیگری سوار است، حتی برای کارهای خرد و ریزش هم از کول او پایین نمی آید و باورش می شود که اسب سواری حق اوست.و آن کس هم که سواری می دهد، با آن که سختی و ذلت می کشد، اما کم کم به این وضعیت عادت می کند و باور می کند که سواری دادن تقدیر تاریخی اوست.و چاره ای نیست. تا جایی که رفته رفته واقعا اسب می شود.
در معادله ستمی که در روابط فردی و اجتماعی ما حاکم است، آن که بر ما سوار است و ما که سواری می دهیم هردو مقصریم
5.
برای من آقایان موسوی و کروبی هر دو ایده آلند.هر دوی آن ها را از نزدیک می شناسم.با آقای کروبی که سال ها در زندان شاه بوده ایم.حتی مدتها دریک سلول بوده ایم.و روزها و شب های فشار و زندان و شکنجه را در رویای روزی که عدالت و آزادی را خواهیم دید، تحمل می کردیم.

آقای کروبی در زندان که بود، قلب بزرگی داشت.امکان نداشت به یکی از زندانیان توسط یک زندانی دیگر ظلمی بشود و او سکوت کند.حتما مداخله می کرد.من گریه او را زیر شکنجه ندیدم، اما بارها گریه او را برای ظلمی که بر کسی رفته بود، با چشم خودم دیدم.
به دوستی که در مجلس سال ها در کنار او بود گفتم: به من بگو آیا او هنوز مرد همان سال هاست. و یا حالا که به قدرت رسیده، و رییس مجلس شده ،فراموش کرده است؟
آن دوست گفت:هنوزهمان آدم است.کسی نیست که دستگیر شود و او بشنود و پیگیر کارش نباشد.
من یقین دارم که اگر آقای کروبی رای بیاورد، وضع حقوق بشر که زخم بی مرهم جامعه ماست، مرهمی و التیامی می یابد. وحیثیت از دست رفته بین المللی ما تا حدود زیادی اعاده خواهد شد.
از طرفی او را تنها و بی یاور نمی بینم. در کنار او کسانی را می بینم که تهران و ایران نیمه مدرن امروز، از معماری کلان امثال آن ها به وجود آمده است.
کروبی تجربه مدیریت مجلس را دارد. تجربه اصلاحات را دارد. درد کشیده است.و برای آزادی سیلی خورده است. و خوشبختانه صفر و صدی نمی اندیشد. و اگر به قدرت برسد، نمی خواهد مثل احمدی نژاد کشور را به دست یک جناح بسپارد. و بلد است برای حل مشکلات با جناح های مختلف مذاکره کند.ومذاکره در دنیای امروز رفتار شهروند متمدن است
...
6. 
بامهندس موسوی در سال های اول انقلاب آشنا شدم.در آن وقت آقای موسوی نقاشی می کرد و استاد تاریخ هنر در دانشگاه تهران بود و خیلی جوان بود که به نخست وزیری رسید.و با آن که بیشتر اهل نظر بود ، به قول همسر ش، خانم رهنورد ، از وقتی نخست وزیر شد، روز به روز حکمت عملی اش بر حکمت نظری اش چربید.
از صمیم قلب می گویم :اگر آقای موسوی نبود و حمایت هایی که از داشتن یک سینمای ملی و بین المللی کرد، امروزه ما صاحب این سینمای بلند آوازه در سطح جهان نبودیم.مهندس انوار و مهندس بهشتی در احیای سینمای ما نقش بنیادی داشتند ، اما بدون حمایت همه جانبه مهندس موسوی و پیگیری او این کار عملی نمی شد.
موسوی با آن که شخصا و قلبا مسلمان و مومن است، اما دین او، دکان کسب او نیست، و در مقام یک نخست وزیر،یک شخصیت ملی است. من در همان سال ها از دهان خودش شنیدم که در جواب متعصبی گفت: من شخصا مسلمانم. اما نخست وزیر ارمنی ها و اقلیت ها هم هستم.من وقتی نخست وزیرم، باید به منافع یک ملت بیندیشم، و نه به منافع دار و دسته و صنف و هم مرام خودم.
از نظر اقتصادی هم مقایسه کنید دوره مهندس موسوی و احمدی نژاد را.در دوره مهندس موسوی یک جنگ تمام عیار همه جانبه، در وسیع ترین ابعادش، بر این ملت حاکم بود. اما نسل ما به خوبی به یاد دارد که با سیاست های اقتصادی او در بدترین شرایط تحریم اقتصادی، ما حتی دچار ده درصد تورم و گرانی دوران احمدی نژاد هم نشدیم.
در حالی که در 4 سال احمدی نژاد،ما نه تنها جنگ نداشتیم که بارها و بارها پول بیشتری از فروش نفت به دست آوردیم.اما با این حال با این تورم و گرانی بی سابقه روبرو هستیم.
من مطمئن هستم که اگر مهندس موسوی رای بیاورد،هم اوضاع اقتصادی وهم اوضاع فرهنگی و هنری ایران بهتر از 4 ساله گذشته خواهد شد.و منش او تنش های بین المللی را تخفیف خواهد داد.
او هم تجربه دراز مدت کار عملی را در مقام یک نخست وزیر دارد و هم فرصت کافی برای در حاشیه نشستن و اندیشیدن به راه حل مشکلات را
7
بعضی ها ازصندلی ریاست جمهوری اعتبار می گیرند. بعضی ها مثل خاتمی به آن اعتبار می دهند. وبعضی ها وقتی بر این صندلی می نشینند هیجان زده می شوند. مثل آقای احمدی نژاد که هنوز هیجانزده است.4 سال است بر این صندلی نشسته هنوز خوشحالی اش فرو کش نکرده.هنوز شیرینی پیروزی در انتخاباتش را پخش می کند.و مدام از معجزه حرف می زند.چون فقط باید یک معجزه اتفاق بیفتد تا کسی مثل ایشان روی این صندلی بنشیند.
درست نقطه مقابلش کسی چون مهندس موسوی است. او با آن که مناسب این صندلی است ، اما به آن بی میل است. مهندس از نشستن روی این صندلی به هیجان نمی آید.چنان که تا 4 سال بعد، از خودش و ازمعجزه ای که او را روی این صندلی نشانده حرف بزند. بیست سال کنار کشیدن او بهترین دلیل برای بی میلی او به قدرت است. به او رای بدهند ، خدمتش را می کند. ندهند ، مسئولیت را از دوشش برداشته اند. و او سرگرم هنرش می شود
8.
.در اوایل انقلاب او در کارهنر بود. و تمام دوستانش از هنرمندان بودند. و هر لحظه دلش در هوای بودن در آن فضا های هنری دلخواهش پر می زد.و به همین دلیل تا از نخست وزیری کنار کشید، بلافاصله به جمع دوستان هنری اش پیوست و یکسره با آنان بود.
اما تا وقتی در پست نخست وزیری بود، از هنرمندانی که حتی از دوستانش بودند و به خاطر آن که حالا او در حکومت بود، فاصله می گرفتند، تشکر می کرد.و می گفت: استقلال هنرمند در سایه فاصله او از حاکمان است.او می گفت هنرمند زبان درد مردم است.و اگر به حکومت نزدیک شود ، کم کم شرم و رودرواسی و چشم در چشمی مانع از آن می شود که هنرمند نقش واقعی خودش را انجام دهد.و به وقت لازم زبان به انتقاد بگشاید.او می گفت: هنرمند سخنگوی ملت است ، نه سخنگوی حکومت.
اگرخود من در فضای آن چنانی آن دوران که شما بهتر از من می دانید چه دورانی بود ، جانم را کف دستم می گذاشتم و عروسی خوبان را می ساختم و نهادهای امنیتی مرا احضار می کردند و آقایی که برای ثواب بازجویی به همراه 12 بازجوی دیگر در خیابان فاطمی درساختمان وزارت کشور مشغول ثواب بازجویی کردن از من می شدند و فیلم عروسی خوبان را توقیف می کردند، این مهندس موسوی بود که فیلم را در هیئت دولت نشان می داد و به وزرایش می گفت : اگر هنرمند درد مردم را به ما نگوید تا ما خودمان را اصلاح کنیم ، پس ما در کدام آینه عیب خویش را ببینیم؟
فیلم عروسی خوبان با درد و جرات من ساخته می شد، اما اکرانش دیگر به حمایت مهندس موسوی بستگی داشت.او مصداق بارز کسی بود که می گوید : من مخالف فکر توام ، اما جانم را می دهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی
9.
.می گویند مهندس موسوی در دوران نخست وزیری اش انقلابی بود.معلوم است که بود.مگر من نبودم؟ و مگر شما، اگر هم نسل من هستید ،انقلابی نبودید؟ در آن دوران از راست و چپ همه انقلابی بودند. و مگر 30 میلیون مردم انقلابی نبودند که همه در خیابان ها ریختند و انقلاب کردند؟چرا آلزایمر مصلحتی می گیریم؟ما مردم ایران چه خوب و چه بد ،در سال 57 با اکثریت قاطع انقلاب کردیم و در این تجربه 30 ساله از آنچه کرده بودیم ، خودمان هم عوض شدیم.امروزه چه کسی هست که بعد از این تجربه پر فراز و نشیب 30 ساله ،شبیه 30 سال پیش اش باشد؟
مهندس موسوی هم عوض شده است. منتها او حتی عوض نشده آن دورانش نیز، از عوض شده امروزه خیلی ها بهتر است. او امتحان آزادی خواهی و عدالت طلبی اش را در دوران نخست وزیری اش داده است.فقط او یک اشکال دارد. و آن این است که هنوز شهید نشده. ما ملتی هستیم که تا کسی شهید نشود، قبول نیست.برای ما آزادی خواه کسی است که در زندان است و در حال اعتصاب غذاست. اما همین که آزاد شد ، حتی اگر در حال ادامه مبارزه برای آزادی باشد، می گوییم کلک بود، از خودشان است.
وچون ما همیشه صد در صد را می خواهیم، آن هم صدی که فقط در ذهن خود ما درست است ، مدام به وضعیت صفر می رسیم.و چون نگاه تاریخی نداریم، مدام تاریخمان تکرار می شود.و چون نگاه علمی نداریم ، تجربیاتمان را آزمایش نمی دانیم تا از آن قانون علمی کشف کنیم. همه چیز را بد شانسی یا خوش شانسی می گیریم.اگر انقلاب ایران را آزمایشی می گرفتیم که سی میلیون نگاه علمی نتیجه آن را چه درست و چه غلط بررسی می کند ، تا حالا به قوانین خوشبختی اجتماعی خود رسیده بودیم.
چند نفر هستند که به 8 سال اصلاحات به عنوان یک آزمایش علمی اجتماعی دیگر نگاه کنند و از آن آزمایش، قوانین حاکم بر روند حرکت در این جامعه را کشف کنند.هر چند نفر باشند ، یکی از آن ها مهندس موسوی است. نگاه او علمی است. و به آزمایش انقلاب و اصلاحات ،مثل یک آزمایش نگاه می کند و نه مثل یک رویا و آرمان. برای او آرمان، آزادی و عدالت است. اما انقلاب و اصلاحات، فقط یک آزمایش بزرگ اجتماعی است که باید منتظر نتایج علمی آن بود. هیچ دانشمندی به آزمایش هایش به دیده شکست و پیروزی و یا آرمان و ایمان نگاه نمی کند. و مگر بشر جز آزمایش راه دیگری برای شناخت علمی داشته است؟و مگر شناخت جامعه جز از راه سعی و خطا و آزمایش علمی ممکن است؟
آن ها که با انقلاب بدند ، طوری غیر علمی از انقلاب حرف میزنند ، که اگر می توانستند یک انقلاب دیگر می کردند.و برای همین از آزمایش ما نتیجه لازم را نمی گیرند و با آن که به آزمایش ما فحش می دهند، دنبال تکرار همان آزمایشند.
انگار انقلاب نسل ما بد بود ولی انقلاب نسل آن ها خوب است.
از طرفی ما ایرانی هستیم.وما ایرانی ها در سود شریکیم، اما در زیان شراکتمان را به هم می زنیم. تا حالا یک ایرانی را دیده اید که خودش را در پول نفت سهیم نداند؟اما تا حالا چند تا ایرانی را دیدهاید که خودش را در انقلاب و بخصوص جنبه های منفی اش سهیم بداند؟
برای ریاست جمهوری ما یک چگوارا می خواهیم که ضمنا گاندی باشد و در عین حال مسلمان و شبیه حضرت علی و در عین حال سکولار و حتی لاییک که در متن همه جریانات از اول انقلاب بوده باشد ، اما با هیچ کسی ،دوستی و یا مراوده و یا دشمنی نکرده باشد،و خیلی هم با تجربه باشد.اما قاطی هیچ جریانی نبوده باشد.و بعد از مدتی طولانی شکنجه و اعتصاب غذا شهید شده باشد.
مگر می شود یک شهیدآزادی و عدالت را یافت که رییس جمهور ما شود؟
10.
نکته دیگر نقش زن ایرانی است که همیشه از معادله سیاست کلان ما حذف شده است.من تصور نمی کنم به این زودی ها حتی وزیر زن داشته باشیم ، چه رسد به این که رییس جمهورمان روزی زن باشد.
متاسفانه این وضعیت در دنیای امروز فراگیر است و خاص ایران تنها نیست. جهان معاصر هنوز مرد سالار است.اما در بعضی جاها این مشکل با همسر رییس جمهور حل شده است. در امریکا که کشوری است که هنوز نهاد خانواده در آن مهم است ، مردم به اوباما رای می دهند ، اما همسر او هم بلافاصله در کنار او نقش بانوی اول را عهده دار می شود. در فرانسه همسر رییس جمهور، یک هنرمند است و نقش بانوی اول را در کنار او بازی می کند.در کنار مهندس موسوی خوشبختانه زن فرهیخته ای به نام زهرا رهنورد حضور دارد که می تواند این نقش را عهده دار شود.
در قبل ازانقلاب زهرا رهنورد مشهورترین زن هنرمند مسلمان ایران بود. ما در زندان سیاسی مدام درباره یک دختر هنرمند و شجاع ایرانی حرف می زدیم که با جسارت و هنرش غوغا کرده است وهر روز منتظر خبر دستگیری اش بودیم.
بعدها که انقلاب شد ، من یک روز در آسانسور روزنامه ای سوار شدم ، خانمی به همراه دختر بچه کوچکی سوار آسانسور شد. به رسم آن دوران من سرم را پایین انداختم.و چشمم به کفش پاره این خانم افتاد.یک دفعه آن خانم مرا شناخت و پرسید : شما فلانی هستی؟ گفتم :بله.و او هم گفت:من هم زهرا رهنورد هستم. گفتم: خوشوقتم و رویم نشد بگویم سال هاست منتظر دیدارشما بودم.
وقتی از آسانسور خارج شدم، فقط آن کفش پاره در نظرم بود. در آن زمان او همسر نخست وزیر کشور بود. امروزه من و شما کفش پاره را ملاک خوبی کسی نمی دانیم. از بس که عوام فریبانه آن را خرج کرده اند. اما در آن روزگار ما شیفته آن داستان حضرت علی بودیم که عده ای جمع شده بودند تا او را به حکومت راضی کنند و او مشغول وصله زدن به کفش پاره اش بود و می گفت: دنیایی که شما به من پیشنهاد می کنید،برای من بی ارزش تر از این کفش پاره است.
برای نسل ما چنین داستان هایی و چنین بودنی هایی آتش به روحمان می زد. اگر کفش رهنورد که زن نخست وزیر آن دوران بود، پاره نبود، در آن دوران جنگ ،کفش 30میلیون ایرانی دیگر باید پاره می بود ، و کسی به فکر نبود.
این ها اینطور می زیستند تا فراموش نکنند که نماینده کدام ملتند.امروزه ما نه در آن شرایطیم و نه این چیزها آتش در جان کسی می زند. اما انقلاب با این قصه هایش بود که جان نسل مرا به آتش می کشید و از داشتن و بودن بی نیازمان می کرد.
در کنار این سادگی و بی میلی به دنیا که هم ویژگی رهنورد بود و هم ویژگی مهندس موسوی،یک روح ثروتمند از هنر و فلسفه و مدیریت در آن ها وجود داشت.و همین بود که آن ها را متفاوت می کرد.و الا خیلی ها هستند که ساده زیستند، و فقیرانه زندگی می کنند، اما روح شان از زندگی شان فقیر تر است.
مهندس موسوی آنقدر هنرمند است که یک پست سیاسی او را از خود بی خود نکند. و با آن که مرد است ، اما در کنار او زنی است که مدام حقوق زنان را به یاد او می آورد.
ما ایرانی ها 70 میلیون جمعیت هستیم. نیمی از ما ایرانی ها را زنان ایرانی تشکیل می دهند.آن ها رای می دهند.آن ها در رنج های ما حتی بیش از ما رنج می برند. اما هیچگاه در سطح کلان سیاسی ، نقشی برای خود نمی بینند. برای شرایط کشور ایران، این نقش نمادین بانوی اول ایران ، آن هم در کشوری که به نهاد خانواده می بالد، یک گام آغازین برای حل مشکل حضور زنان در عرصه سیاسی است.و این فرصتی است که با وجود رهنورد در کنار موسوی می تواند ایجاد شود.در دوران قبل دختران آقای هاشمی بخصوص فائزه هاشمی این نقش را به شکل دیگری داشت. وخدماتی که فائزه هاشمی برای ورزش زنان انجام داد، بی نظیر است. اما چون او هم هنوز شهید نشده کسی نیست تا از او قدرشناسی کند...
.11
به مادرم زنگ می زنم و می پرسم: مادر به کی رای می دی؟ می گه:مادر جون، تو که نبودی، دیوارها نم کشید. سقف خونه ترک برداشت، رفتم سر کوچه مون بنایی بود. یکی داشت یک خونه ای رو با کلنگ خراب می کرد ، گفتم:" آقا خدا خیرت بده. بیا این خونه رو تا سقفش نیومده روی سرمون ،درستش کن."
گفت:" خانوم من یک ... ام .کارم خراب کردنه. اگه می خوای خونه تو خراب کنی، بده دست من. اما اگه می خوای درستش کنی، برو یک مهندس پیدا کن."
یکشنبه 27 اردیبهشت 1388
محسن مخملباف
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه سوم خرداد 1388 ساعت 14:5 |
لینک ثابت |
من تا امروز نمیدونستم دقیقا منظور از هارپ چیه؟ ولی فکر میکنم بد نیست که همه چیزهای بیشتری از اون بدونن...توصیه میکنم اینجا رو مطالعه کنید....
"مدتی است که با يک تکنولوژی استثنائی به اسم "هارپ" آشنا شده ام و در پیامد اين آشنايی تمام اینترنت را برای منابع ایرانی در مورد این موضوع گشتم، اما به نتیجه ی خاصی نرسیدم. اگر شما در گوگل "HAARP" را جستجو کنید به هزاران هزار وب سایت برخورد خواهید کرد که در مورد HAARP نوشته اند... اما همه ی آنها به انگلیسی هستند. نهایتا ایرانی های عزيزی که با زبان انگليسی آشنايی ندارند در مورد این مسئله ی حساس خبری نخواهند داشت، و ندانستن به اين معنی است که از طريق هارپ هر آسيب و بلايی که دلشان می خواهند سر مردم دنيا بیاورند، و در اخبار ها و روزنامه ها به عنوان "پدیده های طبیعی" تقديم مردم کنند و مطمئنا کسی که در مورد هارپ چیزی نمی داند خام این حرف ها خواهد شد"......
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 ساعت 13:13 |
لینک ثابت |
ممنون از خانم فائزه و خانم ناهید برای فرستادن این خبر
جایزهٔ سیمون دو بوار " برای آزادی زنها" ۲۱ ژانویه ۲۰۰۹ به خانم سیمیمن بهبهانی برای گرد آوری "یک میلیون امضا برای برابری زن و مرد" که در واقع هدفش تغییر قوانین ایران و بهتر شدن حقوق زنان در ایران میباشد،اهدا شد. این جایزه سال ۲۰۰۸ به مناسبت صدمین سالگرد تولد سیمون دو بوار، زیر نظر جولیا کریستوا و با هدف انتخاب برترین کار یا اثر زنان و مردانی که برای ارتقا آزادی زنها در دنیا تلاش میکنند، پایه گذاری شد. هزینه این جایزه توسط فرهنگستان فرانسه ،کتابخانهٔ ملی فرانسه،مرکز ملی کتاب و انتشارات گالیمرد تامین میشود.
منبع:فصلنامهٔ کتابخانهٔ ملی فرانسه
می -اوت ۲۰۰۹
شماره ۴۹
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 ساعت 9:29 |
لینک ثابت |
بیل گیتس در هر ثانیه 250 دلار آمریكا درامد داره، یعنی 20 میلیون دلار در روز و 8/7 میلیارد دلار در سال !
اگر 1000 دلار از دست وی بر زمین بیوفته به خودش این دردسر رو نمیده كه برش داره، چون در 4 ثانیه ای كه برداشتنش طول میكشه، این پول عایدش شده !
آمریكا در حدود 62/5 هزار میلیارد دلار بدهی داره و بیل گیتس به تنهایی میتونه ظرف 10 سال تمام بدهی آمریكا را بازپرداخت كنه!
او میتونه نفری 15 دلار به همه جمعیت جهان بده و باز هم 5 میلیون دلار در جیبش باقی خواهد ماند!
اگر مایكل جردن یعنی گرانترین ورزشكار آمریكایی هیچ غذا و آبی نخوره و همه 30 میلیون دلار درامد سالانه اش رو پس انداز كنه، 227 سال طول خواهد كشید تا به ثروتمندی بیل گیتس بشه !
اگر بیل گیتس رو به صورت یك كشور تصور كنیم، 37 مین كشور ثروتمند جهان میشه! یا به تنهایی درامدی برابر سیزدهمین كمپانی عظیم آمریكایی خواهد داشت، حتی بیشتر از آی بی ام !
اگر همه ثروت بیل گیتس رو تبدیل به یك دلاری كنیم ، میشه جاده ای از ماه تا زمین باهاش كشید كه 14 بار رفته و برگشته! ولی ساخت این جاده، 1400 سال طول خواهد كشید و 713 بوئینگ 747 باید برای جابجایی این پول ها پرواز كنند .
بیل گیتش امسال 40 ساله میشه. اگر فرض رو بر این بگیریم كه هنوز 35 سال دیگه هم زنده خواهد بود، میتونه روزی 78/6 میلیون دلار خرج كنه قبل از اینكه به بهشت بره!
اما!!! اگر كاربران ویندوزهای مایكروسافت بتونن بابت هرباری كه كامپیوترشون هنگ میكنه، یك دلار از بیل گیتس خسارت بگیرن، وی تنها در 3 سال ورشكست خواهد شد
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه نهم اسفند 1387 ساعت 12:15 |
لینک ثابت |

ازدیروز بلیط چارتر هواپیمای ماهان ویژه نوروز پیش فروش شد. قیمت بلیط دوسره ۱۵۰۰ رینگیت و تاریخ رفت روزهای ۲۰ و ۲۱ مارچ و برگشت ۲ و ۳ اپریل میباشد.
محل فروش ساختمان مقابل بریتیش کانسیل طبقه اول واحد ۱۷ میباشد و این هم شماره تلفن: ۰۳۲۱۴۵۴۸۴۸
من که خودم خیلی دنبال این بلیط بودم. این مطلب رو گذاشتم برای بقیه....

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 ساعت 16:35 |
لینک ثابت |
اسلحه مخفی و نیمه کاره هیتلر، دیکتاتور آلمان 64 سال بعد فاش شد. چنانچه هیتلر این سلاح را به تولید میرساند لندن پایتخت انگلستان با خاک یکسان میشد.
این بمب مخفی که هیتلر آنرا به صورت مخفی روی کاغد آورده و نام بادبان به آن داده است 1000 کیلوگرم وزن دارد و قرار بود بعد از تولید روی لندن پایتخت انگلیس انداخته شود.
این بمب که روی یک هلیکوپتر سوار میشود بعد از پرتاب با سرعت 1125 کیلومتر به مقصد نزدیک میشود و خلبان نیز میتواند با چتر، جان خود را نجات دهد.
مهندسان نازی در نظر داشتند با تولید این بمب بخش بزرگی از لندن را نابود کنند.قرار است نقشههای این بمب نیمه کاره در همان شهر لندن به مزایده گذاشته شود.
هنوز مشخص نشده است که مهندسان نازی در چه تاریخی روی این بمب کار میکردهاند اما این نقشهها بعد از ورود متفقین به برلین در سال 1945، از قصر محل اقامت هیتلر پیدا شده است
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در دوشنبه نهم دی 1387 ساعت 8:28 |
لینک ثابت |
لنگهكفشهای خبرنگار عراقی كه دو شب پیش به سوی رئیسجمهور آمریكا پرتاب شد، در مزایدهای در شبكه اینترنت 500 هزار دلار ارزشگذاری شد.
این در حالی است كه در اقدامی نمادین بر اساس مزایدهای كه در شبكه اینترنت انجام میشود این كفشها با قیمت پایه 100 هزار دلار به فروش گذاشته شده است.

البته بعد از لحظاتی كه از این مزایده گذشت، قیمت این كفشها به 500 هزار دلار رسیده است.
این نخستین باری است كه یك شیء ناملموس در اینترنت به مزایده گذاشته می شود، در صفحهای كه این مزایده در آن انجام میشود، عكس "منتظر الزیدی" قرار دارد كه كفشش را به سوی بوش پرتاب میكند، همچنین عكس دیگری بوش را در حالی نشان میدهد كه كفش از روی سرش عبور میكند.
"منتظر الزیدی" خبرنگار شبكه البغدادیه كه در این كنفرانس میان خبرنگاران برای پوشش خبری نشسته بود هنگام دستدادن بوش و مالكی كفشهای خود را به سوی بوش پرتاب كرد، او هنگامی كه نخستین كفش خود را به سوی بوش پرتاب میكرد گفت: «ای سگ! این هدیهای از سوی عراقیها به توست؛ این بوسه خداحافظی است.»
وی به سرعت كفش دیگرش را نیز به سوی بوش پرتاب كرد و گفت: این از سوی بیوهها، یتیمان و افرادی است كه در عراق كشته میشوند.
بوش كه به این قبیل بدرفتاری مردم با وی عادت كرده بود، با دستپاچگی و به شوخی گفت: «تنها چیزی كه میتوانم بگویم این است كه شماره كفش این مرد 10 بود.»
وی در ادامه در حالی كه قصد توجیه این نفرت عمومی را داشت برای جلوگیری از آبروریزی بیشتر، گفت: این كاری است كه مردم در یك جامعه آزاد انجام میدهند!
بوش در حالی از این صحنه با عنوان "دموكراسی" و آزادی" نام برد كه خبرنگار پایگاه خبری "آفاق" با تشریح این حادثه میگوید: محافظان و نیروهای امنیتی، این خبرنگار عراقی را آنقدر كتك زدند كه صدای جیغهای وی، دل همه را به درد آورد.
فرستنده :گروه دریم لند
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 ساعت 1:42 |
لینک ثابت |
این عکس توسط یک ایمیل چند روز پیش به دستم رسید. اولش فکر کردم که کار ایادی استکبار و مشتی خود فروخته می باشد. اما حالا که مجبور به خرید ارز شدم فهمیدم که نه...اصلا موضوع هیچ ربطی به استکبار و این حرفها نداره....مساله اصلا شوخی و این حرفها نیست. نرخ ارز در این عکس دقیقا محاسبه شده...تازه اگه دلار هزار تومنی بتونم گیر بیارم که خوبه....
حقیقت گاهی از تلخ هم بدتره...
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 ساعت 15:6 |
لینک ثابت |
رییس انجمن پرستاری ایران پیشنهاد کرد که برای تقویت روحیه بیماران بستری در بیمارستانهای کشور، حضور یك روحانی در هر بیمارستان ضروری است.
مهدی محرری رییس انجمن پرستاری ایران روز دوشنبه طی مصاحبهای گفت: هنگامی كه فردی بیمار میشود، غیر از نیاز به دارو، مراقبتهای پزشكی و پرستار، به یك فرد روحانی هم كه قوت قلبی برای لحظات سخت بیماری وی باشد، نیاز دارد.
وی گفت: روحانیون به عنوان كارشناسان معنویت، در روزهای سخت بیماری می توانند تسلی بخش خوبی برای بیماران بستری در بیمارستانها باشند.
محرری با بیان این كه در برخی كشورهای اروپایی یك فرد روحانی در بیمارستان حضور دارد تا در صورت نیاز بر بالین بیمار حاضر شود، گفت: جانبازان كشورمان كه برای درمان به كشورهایی از جمله آلمان اعزام شده اند، با حضور یك روحانی در بیمارستان آشنا هستند.
وی گفت: هر چند پرستاران میتوانند با یك لبخند، امید را به دلهای بیماران بیاورند، اما هرگز نمیتوان نقش مهم و پر رنگ یك روحانی در لحظات سخت بیماری را نادیده گرفت و از آن چشم پوشید
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 ساعت 8:37 |
لینک ثابت |

بله درست شنیدید، گوگل برای خود یک کشور خرید! این کشور که البته تنها یک جزیره است قرار است تا ماه آینده به مقر اصلی این غول رسانه تبدیل شود با ما در نگاهی به این رخداد و جذابیت های این جزیره برای گوگل و کارکنانش همراه شوید.
پس از خبرهای هیجان انگیز کمپانی گوگل که این روزها نام آن را در همه جا می شنویم این بار خبری کاملا متفاوت و اندکی باور نکردنی از این موتور جستجو منتشر شده است. گوگل با بررسی چندین جزیره مختلف در نقاط مختلف دنیا بلاخره حزیره Gogooroa واقع در اقیانوس آرام را برای انتقال تمامی مستقلات خود به آن انتخاب کرد.

این جزیره کوچک و بسیار زیبا از دو جهت جذابیت ویژه ای برای گوگل دارد که مهمترین آنها بدون شک ظاهر خاص این جزیره است جائیکه این جزیره در نگاه از بالا کاملا به فرم حرف G آنهم از نوع بزرگ آن است که برای گوگل بسیار اهمیت دارد. جذابیت دوم این جزیره که اتفاقا اهمیت آن از اولی نیز کمتر نیست، دامنه ویژه اختصاص یافته به این منطقه در اینترنت است جائیکه بر سیاق .us در آمریکا و .uk در انگلستان، به Gogooroa علامت اختصاری .go تعلق می گیرد که این نیز برای گوگل موفقیت فوق العاده ای محسوب می گردد و از قرار معلوم صفحه اول این جستجو گر در آینده نزدیک به google.go تغییر خواهد کرد. البته قرار است نام این جزیره پس از نقل مکان گوگل از Mountain View در کالیفرنیا به آن به Googland تغییر یابد. البته این پایان ماجرا نیست و جالب است بدانید که پس از نقل مکان گوگلی های به این نقطه از دنیا "اریک اشمیت" مدیر عامل گوگل رسما بعنوان رئیس جمهور Googland انتخاب می گردد و "سرگئی برین" و "لاری پیج" که هر دو از موسسان گوگل محسوب می شوند بعنوان نخست وزیر در بخش های تجارت خارجی و تکنولوژِی این کشور مشغول به کار می شوند!! خبر جالب دیگر در این زمینه شنیده شدن نام "بیل گیتس" بعنوان وزیر تحقیقات، توسعه و رقابت است که البته تلویحا توسط جناب گیتس با اعلام آنکه به شنا علاقه ای ندارد و کوهستان را ترجیح می دهد رد شده است.

زیبائی های این جزیره همانند دیگر نمونه های آن در اقیانوس آرام وصف ناشدنی ست و لذتی که کارمندان گوگل از بودن در این جزیره احساس می کنند غیر قابل تصور است اما جذابیت های دیگری که پیرامون این جزیره برای گوگلی ها بوجود خواهد آمد قانونی ست که از هم اکنون به روشنی در رابطه با آن صحبت می شود و آن نیز رویائی به نام نپرداختن مالیات در این جزیره است و گوگلی ها می توانند با درآمد افسانه ای خود تا می توانند زندگی را به کام خود شیرین کرده و یک سنت مالیات نیز نپردازند (البته لذت این امر برای ما که نمی دانیم مالیات چه درختی ست قابل درک نیست).
در این جزیره برای هر گوگلی خانه ای رویائی ساخته می شود که گذشته از موارد معمول حتما باید دارای یک آکواریم بزرگ در خانه و یک ماهی گرمسیری بروی میز کار باشد. همچنین هر گوگلی می بایست حداقل 20 درصد از زمان کارکرد روزانه خود را به ماهیگیری اختصاص دهد و حتی قرار است کلکسیونی از ماهی های زیبای صید شده از این منطقه به نمایش گذاشته شود.
غذای اصلی ساکنان Googland ماهی خواهد بود که منبع سرشاری از فسفر و امگا 3 بوده و در سر ذوق آوردن اهالی گوگل و افزایش هوش آنها موثر خواهد بود، استراتژی که گوگل در رقابت با سایر رقبا بروی آن حساب ویژه ای باز کرده است و بلاخره گوگلی ها در این منطقه به تمرین رقص های ساکنان محلی این ناحیه نیز خواهند پرداخت. اما شاید اولین سوالی که پس از خواندن سطور فوق به ذهن خطور می کند چگونگی نگه داری 15000 سرور و دیتا سنتر گوگل در این جزیره کاملا مرطوب و خاص است. پاسخ به این سوال بر بهت خوانندگان کاملا می افزاید چرا که گوگل قصد دارد تمامی سرور های خود را در زیر آب و در یک تالاب داخل جزیره قرار دهد امری که گذشته از مسائل فنی دلائل امنیتی فراوانی نیز دارد از جمله آنکه دسترسی به این بخش تنها از طریق غواصی در زیر آب امکان پذیر است.

دیگر اخبار بدست آمده از این گزارش حاکی از آن است که گوگل به دنبال خرید پنج جزیره دیگر به شکل های O O G L E در پنج قاره جهان است که بدین ترتیب و با عملی شدن این رویا نگفته پیداست که چه اتفاقی برای دیگر رقبای گوگل خواهد افتاد.
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه دهم آذر 1387 ساعت 18:13 |
لینک ثابت |
با خواهر بزرگ ایرانی اوباما بیشتر آشنا شوید
18 ابان 87

روزنامه دیلی تلگراف چاپ لندن در گزارشی به معرفی «والری جارت»، مشاور نزدیک اوباما که به تازگی به عنوان یکی از اعضای تیم انتقال قدرت وی در کاخ سفید منصوب شده است، پرداخت.
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 ساعت 2:36 |
لینک ثابت |
از مجله اینتر نتی آریا میهن:
با آنکه در طی چند ماه گذشته مقامات وزارت علوم اعلام میکردند رنکینگهای منتشر شده از دانشگاههای جهان که دانشگاههای اصلی ایران از قبیل تهران و شریف در آنها رتبه خوبی نداشتند اعتبار چندانی ندارند واز ارسال مدارک و مستندات جدید برای رنکینگ تایمز خبر میدادند و اظهار امیدواری میکردندکه در این تنها رنکینگ خیلی معتبر(به زعم آنها)جایگاه خوبی لااقل برای دانشگاه تهران و شریف کسب کنند.لیست ۲۰۰۸ دانشگاههای برتر دنیا منتشر شد و دانشگاه تهران رتبه ای در نزدیک ۵۰۰ و دانشگاه شریف رتبه ای در نزدیکی ۶۰۰ یافتند. مقایسه دانشگاههای ایرانی با دانشگاههای حتی آسیایی در این رنکینگ جالب است.هرچند که لینک به صفحه دانشگاه شریف در این لیست داده شده است در ادامه مطلب این لیست رو ببینید


نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در دوشنبه ششم آبان 1387 ساعت 3:8 |
لینک ثابت |
گزارش تحقیقی: سیاستهای امریکا بر علیه شاه زمینه انقلاب اسلامی را پدید آورد
(فرستنده :مهرداد حیدری)

به گزارش لوس آنجلس تایمز ، یک گزارش تحقیقی جدید مبنی بر پرونده های محرمانه ای که اخیرا توسط دولت امریکا قابل دسترسی محققین گشته اند میگوید سازمانهای جاسوسی دولتهای «ریچارد نیکسون» و «جرالد فورد»، دو رئیس جمهور امریکا در اخرین سالهای دولت شاه ، به این دلیل که از موضع گیری های شاه در دفاع وی از افزایش قیمت نفت نگران بودند موجبات شکست حکومت وی را فراهم کردند، شکستی که نهایتا مترادف با شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی گردید.
طبق مقاله تحقیقی که در مجله آکادمیک «ژورنال خاور میانه The Middle East Journal » به چاپ رسیده است، دو دولت جمهوری خواه نیکسون و فورد از پافشاری محمد رضا شاه پهلوی بر بالا رفتن قیمت نفت بسیار نگران و ناراحت بودند . این گزارش که بر اساس نتایج دو سال کار تحقیقی توسط اقای «اندرو اسکات کوپر Andrew Scott Cooper» در باره نقش سیاستمداران کاخ سفید در سقوط شاه ایران، و با استفاده از اسنادی که اخیرا از کلاسه بندی "محرمانه" خارج شده اند تهیه شده است، نشان میدهد که سیاستمداران وقت در واشنگتن، از جمله آقای «دونالد رامسفلد»، که در آن سالها از مشاوران ارشد پرزیدنت «جرالد فورد» بود، سیاست تضعیف و کار شکنی سنگینی در برابر رژیم شاه را با هدف مجبور کردن وی به قبول قیمت پائینتری برای نفت در پیش گرفته بودند، اگرچه کسانی همچون اقای «هنری کیسینجر» بارها اخطار داده بودند که این برنامه ها میتواند منجر به روی کار آمدن «یک رژیم افراطی» در ایران گردد.
[برای شنیدن یا دریافت یک فایل صوتی مصاحبه با آقای کوپر میتونید اینجا را کلیک کنید]
تاریخ دانان و تحلیلگران معمولا اینطور اندیشیده اند که دولت دموکرات «جیمی کارتر» با برخوردهای اشتباه خود ایران، این دوست دیرینه امریکا را به یک دشمن اصلی امریکا در منطقه خاور میانه تبدیل کرد. اما جزئیات مدارک جدیدی که این گزارش ارائه داده است حاکی از آن هستند که در حقیقت این دو دولت جمهوری خواه قبل از کارتر بوده اند که نه تنها موجبات سقوط شاه را فراهم کرده اند، بلکه برنامه هایی نیز برای تغییر استراتژیک دراز مدت یاران منطقه ای خود در پیش داشتند، از جمله نزدیکی بیشتر به دولت عربستان سعودی به عنوان یاور اصلی امریکا در منطقه خلیج فارس.
در سال ۱۹۷۴، اقای «ویلیام سیمون»، وزیر دارائی و سلطان انرژی در دولتهای نیکسون و فورد، مستقیما شاه ایران را مسئول گران شدن قیمت نفت اعلام کرد و به دولت پیشنهاد کرد تا از معاملات اسلحه به عنوان اهرمی برای تحت فشار قرار دادن ایران استفاده کند. در پیغامی به پرزیدنت نیکسون، سیمون نوشت، «شاه و ونزوئلا سرحلقه قیمت نفت هستند» و از نیکسون تقاضای تشدید فشار بر ایران را کرد.
در طی سالهای بعد، «هنری کیسینجر» مدافع برخورد دوستانه تری با دولت ایران بود، دولتی که به هر حال خود دولت امریکا ان را در سال ۱۹۵۳ توسط یک کودتای نظامی به قدرت بازگردانده بود. کیسینجر از وضعیت غیر قابل پیشگوئی در جامعه روز ایران مطلع بود. طبق این گزارش، حتی در همان سال ۱۹۷۴ یک تحلیل محرمانه سازمان سیا زنگ های خطر را به صدا در آورده بود و اعلام کرده بود که اصلاحات اقتصادی بلند پروازانه شاه موجب برانگیختن برخوردهای فرهنگی و تنشهای طبقاتی در بطن جامعه میگردد .
در اواخر سال ۱۹۷۶، شاه با مسائل مالی عمیقی دست به گریبان بود و برای حل این مسائل در پی آن بود که اوپک را قانع کند تا قیمت نفت را تا حدود بیست و پنج درصد اضافه کند --تغییری که کاملا در خلاف جهت منافع امریکا بود. در ماه دسامبر سال ۱۹۷۶ «جرالد فورد» رئیس جمهور وقت امریکا طی پیغامی از طریق «اردشیر زاهدی»، سفیر وقت ایران در واشنگتن، به شاه پیغام داد که «هرگونه افزایش در قیمت نفت تاثیر وخیمی بر ساختار مالی دنیا خواهد داشت».
اما از سوی دیگر، مقامات امریکائی، از جمله «ویلیام سیمون» در همان زمان و پنهان از شاه، با مقامات سعودی به توافق رسیده بودند که عربستان در مقابل حمایت نظامی و سیاسی امریکا از رژیم آل سعود، به شاه از پشت خنجر بزند و قیمت نفت را پائین آورد. به این ترتیب در یک حرکت غافلگیرانه، عربستان در مقابل چشمان بهت زده شاه و دیگر اعضای اوپک در کنفرانسی که در دسامبر سال ۱۹۷۶ در «دوحه» تشکیل شده بود (یعنی همان کنفرانسی که شاه تصمیم داشت در آن قیمت نفت را بالا ببرد)، اعلام کرد که تولید نفت خود را از هشت میلیون و ششصد هزار بشکه در روز به یازده میلیون و ششصد هزار بشکه افزایش میدهد، و به این ترتیب قیمت نفت را به سقوط عمیقی کشاند.
بعدها «هنری کیسینجر» در مورد این اتفاق به «جرالد فورد» گفت، «افتخار این اتفاقی که در اوپک افتاد متعلق به دستگاه موفق دیپلماسی ماست! من بار ها گفته بودم که نقش سعودی ها کلیدی است»
اما این موفقیت یک قربانی مهم داشت: ایران. سیستم اقتصادی شاه ایران که از یکطرف پول خود را برای خرید اسلحه های امریکائی روانه بازارهای امریکا کرده بود و از طرف دیگر در تعقیب برنامه های بلند پروازانه «تمدن بزرگ» با تزریق مقادیر زیادی نقدینگی به بازار کشور را به نرخ تورم بالائی رسانده بود، قدرت تحمل سقوط قیمت نفت را نداشت. با این ضربه، اقتصاد ایران به لبه پرتگاه رسید، و شاه که در کنفرانس اوپک شکست سختی از عربستان سعودی خورده بود برای جلوگیری از سقوط کامل اقتصاد کشور دست به دامن سختگیری های مالی شد که به نوبه خود موجب بیکار شدن هزاران نفر در سرتاسر کشور ، شکسته شدن اعتماد سرمایه گذاران بازار، و به هراس افتادن طبقه متوسط گردید. نابسامانی اقتصادی و بیکاری سرسام آور به سرعت در کشور گسترده شد. هنوز یک سال هم از شکست سخت شاه در کنفرانس دوحه نگذشته بود که اولین راه پیمائی های انقلابیون در خیابانهای تهران به راه افتاده بود . . .
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه یکم آبان 1387 ساعت 7:45 |
لینک ثابت |
بالای سر در ساختمان محل کار ما تابلوی ""UN"" نصب شده بود.
فرستنده:نازنین
بر اساس این گزارش به نقل از هفت تیر؛ نویسنده در ادامه مطلبی ذیل عنوان 'دست نوشته های یک کارمند سازمان ملل در مشهد' می نویسد: بعنوان مأمور سازمان ملل در شناخت و تشخيص پناهندگان واقعی تحت کنوانسيون ۱۹۵۱ به مشهد رفته بودم . طبيعی است که اسم ""UN"" و سازمان ملل خيلی دهن پر کن است. خيلی ها فکر می کردند ما آنجا نشسته ايم تا صلح جهانی را تأمين کنيم.
از بيرون، همه فکر می کردند داخل آن ساختمان چه خبر است. اين که هزاران افغانی به زحمت از کله سحر می آيند و صف می کشند تا بعد از سه روز بتوانند نوبت بگيرند و به داخل بيايند نيز مضاف بر آن شده بود افغانها فکر می کردند بعد از داخل شدن پذيرايی مفصلی می شوند و از آنها پرسيده می شود چه مشکلی دارند حتما بعدش می آیند و از هزار مشکل خود در ايران صحبت می کنند و بعد از آنها پرسیده می شود که کجای دنيا می خواهند بروند حتما آنها می گويند ژنو .بعد ما دست می زنيم و يک خدمتکار با سينی وارد می شود که داخل سينی يک بليط لوفت هانزا به مقصد ژنو گذاشته شده است .
همکارها و دوست های وزارت کشور هم آنجا بودند. به ما به چشم خائنين وطن فروش نگاه می کردند که می خواهند کشور را ايران افغانی کنند. طبق قوانين کنوانسيون ۱۹۵۱ کسانی که می خواهند ادعای پناهندگی کنند حتماً بايد در کشوری خارج از محل زندگی خود اين درخواست را بدهند و بسيار طبيعی است که هيچ ايرانی در داخل خاک ايران نميتواند به دفتر UNHCR مراجعه کند و تقاضای پناهندگی بدهد.
يک روز صبح زود که رفته بودم صلح جهانی را تأمين کنم متوجه شدم کسی که به داخل اتاق مصاحبه آمده يک دختر جوان است که با چادر روی خود را سخت گرفته و سر خود را به زير انداخته است. خيلی از زنان افغانی وقتی به داخل می آمدند، به همين حال می آمدند و می پرسيدند کدام يک از ما مأمور سازمان ملل است. به مأمورين وزارت کشور اعتماد نداشند. از همکارم خواستم بيرون برود .
برايش توضيح دادم که هرگونه اطلاعی که او به ما بدهد کاملاً محفوظ می ماند و در پرونده های سازمان ملل ضبط شده و بدون اجازه او هيچ استفاده ای از آن نمی شود. با متانت و آرامش و با احترام کامل از او خواستم حداقل صورتش را نشانم بدهد. خيلی راحت چادر را از سرش برداشت. روسری سرش بود. خيلی جوان بود ولی دور چشمانش کبودی می زد و رنگ زرد چهره اش را گرفته بود. به امتحانی ها نمی خورد. حدس زدم بايد از فارس های کابل باشد. اسمش را پرسيدم. اگر شروع به صحبت می کرد می توانستم بفهمم اهل کجای افغانستان است ولی آرام و شمرده گفت: من کمک می خواهم. فارسی خودمان را خالص صحبت می کرد. پرسيدم شما افغانی هستيد؟ گفت: نه. گفتم: ما فقط برای افغانی ها فعاليت می کنيم. بفرماييد که اهل کدام کشور هستيد؟ گفت: ايران. مشهد. گفتم: متأسفم. لطفاً تشريف ببريد.
قبلاً هم چنين اتفاقی افتاده بود. ايرانی هايی که فکر می کردند مأمورين سازمان ملل، کبوترهای صلح هستند که هر کدام يک برگ زيتون بر منقار دارند، می آمدند و از حقوق بشر و غيره شکايت می کردند. کلی طو ل می کشيد تا به آنها بفهمانيم سازمان ملل آژانس های مختلف دارد و ما مأمورين کميساريای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان هستيم و آنها دست آخر بلند مي شدند و با فحش و ناسزا آنجا را ترك مي كردند .
با صدايي گرفته گفت : من كمك مي خواهم . با خود گفتم باز اين سناريو قرار است تكرار شود . به صندلي تكيه دادم و اجازه دادم مشكلش را بگويد . مي گفت و من توضيح مي دادم و او مي رفت . مثل روزهاي ديگر . گفت : من مي خواهم مرا از دست شوهرم نجات بدهيد . با لحن تمسخر آميز گفتم : خوب به دادگاه خانواده برويد و درخواست كمك كنيد . گفت : شوهرم افغاني است . شروع شد . باز هم يك بدبخت ديگر .
دختران ايراني فقير و بيچاره اي كه در ازاي پرداخت پول به افغاني ها فروخته مي شدند تا مرد افغانی بتواند كارت اقامت بگيرد . رويه اشتباه وزارت كشور . ازدواج شرعي و غير رسمي . چون افغاني ها نمي توانند رسمي در ايران ازدواج كنند . شرعي ازدواج مي كنند . قيمتش هم بين يكصدهزار تا يك ميليون تومان است . به راحتي به محله هاي فقير نشين مي روند و دختر مي خرند . وزارت كشور هم تبعه خودش را اين طور حفظ مي كرد كه به شوهر اجازه اقامت مي داد تا دختر مجبور نشود به افغانستان برود . بدبخت ها نمي دانند با ازدواج با يك افغاني تابعيت ايراني خود را از دست مي دهند . گقتم : كار شما چندان هم سخت نيست . برويد و دادخواست بدهيد . دادگاه حكم مي دهد و شوهرتان را هم از كشور اخراج مي كنند .
گفت : نه مي خواهم شما مرا نجات بدهيد . گفتم : ما نمي توانيم . بعد با بي حوصلگي گفتم : خوب . بگو مشكل چيست . گفت : پدرم معتاد است . ما هفت تا خواهر و برادريم , من بزرگتر ازهمه هستم. پدرم از من بدش مي آيد . مي گويد دختر فقط بدبختي به بار مي آورد . اگر پسر بودي مي توانستي كمك خرج من باشي . منظورش از كمك خرج اين است كه مي توانستم برايش مواد ببرم . لااقل بدوك مي شدم و برايش جنس خوب مي آوردم . خلاصه خيلي سر كوفت مي زد . زياد داستان جديدي نبود . نگاهش كردم . مستقيم و خيره به موزاييك جلوي پايش نگاه مي كرد . پاهايش را محكم به هم چسبانده بود ولي پاهايش مي لرزيدند . دست خود را روي پايش گذاشت تا جلوي لرزش را بگيرد . ولي دستهايش هم لرزيدند .
تا اينكه غلام سخي آمد . من فقط مي توانستم كارهاي خانه را بكنم . كسي هم خواستگاري من نمي آمد . ما در محله فقير نشين پشت طلاب زندگي مي كنيم . يك خانه خرابه داريم و مادرم در خانه هاي مردم كار مي كند تا بتواند خرج ما ومواد بابام رابدهد . غلام سخي آمد پيش پدرم . پدرم مرابراندازكرد وگفت : يك ميليون تومان مي خواهم . غلام سخي رفت و فردا با يك بسته ترياك آمد . با هم چانه زدند و سر هفتصدهزار تومان توافق كردند . ديگر هرچه ترياك آورد , پدرم كمتر از هفتصدهزار تومان رضايت نداد . غلام سخي مهلت خواست و يك هفته بعد آمد و پول را داد و من نزد صلاي محله به عقد غلام در آمدم . گفتم : خوب اينكه چيز تازه اي نيست . متاسفانه به دليل رويه غلط اداره اتباع امور خارجه و جهل مردم اين اتفاق زياد مي افتد . ما كاري نمي توانيم بكنيم ولي حداقل دادگستري خوب عمل مي كند برويد و دادخواست طلاق بدهيد.
لحظه اي چشم در چشم من دوخت و چيزي نگفت در عمق چشمانش خواندم كه خود را بسيار دور از من مي بيند در حالي كه كمتر از ۳ متر با من فاصله دارد. گفت : حداقل گوش كنيد . گفتم : ما وقت گوش كردن نداريم . بفرماييد . به چشمانم زل زد و با بغضي فرو خورده گفت : بايد گوش كنيد . سيگاري آتش زدم و تكيه دادم و با دست اشاره كردم كه ادامه دهد . گفت : من فقط هفته اي يك شب غلام سخي را مي بينم . گفتم : آخر اين هم شد مشكل ؟ حتما مي رود دنبال پخش مواد . گفت : شايد هم برود ولي اين مشكل من نيست . گفتم : خانم دست بردار . چند سالته ؟ گفت : ۱۹ سال . گفتم : شكر خدا كه عقلت كار مي كنه ؟ گفت : نمي دانم . بيش از حد آرام بود . عصبي شده بودم . گفتم : خانم جان . دخترم . زندگي قواعد خاص خودش را دارد . شوهر را بايد در خانه نگهداشت . اگر هم سر به راه نيست جدا شو . اين كه مشكلي نيست . گفت : نمي دانم . گفتم : پس مشكلت چيه ؟ گفت : من هفت تا شوهر دارم ...
نمي دانستم چه بايد بگويم . خشك شدم . اشك از چشمانش سرازير شد . لرزش پايش بيشتر شد . سرش را به زير انداخت و ادامه داد . گفت : اوايل فقط مي ترسيدم و گريه مي كردم . از خود غلام سخي هم مي ترسيدم ولي وقتي شبهاي بعد آدمهاي ديگر آمدند نمي توانستم هيچ جيز بگويم يا خفه مي شدم يا خفه ام مي كردند . گفتم : كتكت مي زدنند ؟ گفت : اوهوم . گفتم : همه افغاني هستند ؟ شش تاي ديگر ؟ گفت : اوهوم . ديگر تحمل نكرد . هنوز هم دلم مي لرزد . گريه به اين تلخي تا به حال نديده بودم . فقط گريه كرد و دستانش مي لرزيدند . گفت : به غلام سخي گفتم چرا پدر سگ ؟ گفت : من كه پول نداشتم . هفت نفر شديم . نفري صد هزار تومان گذاشتيم وسط . خوب آنها هم حقشان را مي خواهند . گفتم : بي رحم بي همه چيز , لااقل به من رحم كن . گفت : رحم كه ما را ارضا نمي كند .
حالا آمده ام شما براي من كاري بكنيد . تو را به خدا نجاتم بدهيد . دوبار رفتم قهر به خانه , قبل از اينكه چيزي بگويم پدرم مرا با كتك انداخت بيرون . مي ترسيد غلام سخي بيايد و پولش را پس بگيرد . غلام سخي مرا مي آورد به خانه و دوباره همان قضايا .I…I بدبخت شده ام . I… Iفقط يك توده گوشت و استخوان شده ام . تو را به خدا نجاتم بدهيد . بلند شدم. دوست وكيلي داشتم كه درآنجا وكالت مي كرد. با موبايل بهش زنگ زدم وگفتم يك مشكل خاص دارم و تمام حق الوكاله اش را خودم مي پردازم . بلند شد . گفتم : اگر نمي تواند راه برود اجازه بدهد آمبولانس خبر كنم . گفت : كه مي تواند راه برود . با هم آهسته از اتاق بيرون رفتيم . همكارم اداره اتباعم با اخم به من نگاه كرد . پيش خود مي گفت كه اين خائنين كم دردسر دارند . حالا زن افغاني را هم با خود بيرون مي برند . به آرامي گفتم كه چادرش را بر سرش بياندازد . وقتي از پله ها مي رفتيم از او پرسيدم صبحانه خورده است يا نه ؟ گفت : كه فقط روزي يك وعده غذا مي خورد . پيشاني اش عرق كرده بود . آهسته گفت : من حامله هستم ...
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 ساعت 2:40 |
لینک ثابت |
فرستنده: مانا از گروه فرشتگان
عرفان را در یکی از پارکهای شمال شهر تهران میبینم. پسر 28 سالهای که
کتابی از "کافکا" به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است. عرفان 5
سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه میدهد. عاشق
فلسفه، زن و شغل خود است. به زعم خودش تن فروش حرفه ای و متخصصی است و
تفاوت زیادی با نامزد خود دارد که همکار اوست. به نظر او مردی که خدمات
جنسی ارائه میدهد خوشبختتر است و مثل زنان روسپی افسرده نمی شود.
گفت و گو با عرفان سلسله مراتب فرودستی و فرادستی زنان و مردان را به
خوبی نشان میدهد. عرفان شغل خود را تخصص بی نظیری می داند و درآمدی بسیار
بالاتراز همکاران زن خود دارد. خود را تحقیر شده نمییابد و زندگی خود را
مدرن و توام با خوشبختی میداند.
وقتی می خواهم از 5 سال پیش بگوید و اینکه چرا چنین فکری به سرش زد،
خیلی ساده میگوید: درست مثل همه زنان فاحشه. من از زمان نوجوانی مثل اکثر
پسرهای جوان متوجه بودم که برای زنان میانسال جذابیت هایی دارم. آن زمان
که شروع به کار حرفهای (به این معنی که بخواهم پولی بابت خدماتم بگیرم)
کردم، دانشجوی دانشگاه تهران بودم. چند بار از طرف همکلاسیهای مسن تر و حتی
یکی از اساتید به من پیشنهاد شد که فقط با آنها ------ داشته باشم. و بعد
یکی از همان ها بود که به من پول خوبی داد و گفت حاضر است این رابطه را
به همین شیوه ادامه دهد. شروع کار از همین روابط جسته گریخته بود.
شیوه جذب مشتری عرفان کم کم روشمند میشود. او میگوید: دو سال بعد از آن که
چند مشتری ثابت پیدا کرده بودم خانه ای در شمال شهر اجاره کردم و تردد در
شمال شهر من را نسبت به بوق ماشین زنان حساس کرد. با زنها می رفتم و تمام
مدت از اینکه مثل بچه نوازشم می کنند و تا 600 هزار تومان برای یک شب به
من می دهند احساس غرور می کردم.
او احساس خود را نسبت به زنان اینطور توصیف می کند: اوایل چندان از زنها
خوشم نمیآمد یعنی فقط به ------ و جنبه های جنسی زنان فکر میکردم. ولی
بعد از اینکه این کار را شروع کردم عاشق زنها شدم. موجوداتی بسیار ظریف
هستند و پیچیدگی هایی دارند که از کشف آنها در هر زنی لذت میبرم. زنان
میانسالی که مشتری من هستند واقعا ترسناک هستند. وقتی با من حرف میزنند
از درک آنها و از پیچیدگی دنیای ذهنی آنها وحشت می کنم. ساده ترینشان از
بزرگترین مردهایی که میشناسم پیچیده تر هستند. من با تک تک مشتریانم
عاشقانه می خوابم.
عرفان با وجود اینکه سالها کنار خیابان ایستاده و امروز هم همه مخارج
سنگین خود را از همین طریق تامین می کند اما هیچگاه احساس حقارت را در
مقابل مشتریانش حس نکرده. وقتی در این مورد خاص صحبت میکند نشانی از
افسردگی و تحقیر شدگی یک زن روسپی در حرفهایش نیست. همانطور که نشانی از
آن نگاه اومانیستی و عاشقانه نسبت به زن. میگوید: این زنها هستند که به
من نیاز دارند. زنانی که می دانم حاضرند به خاطر خدمات من پول زیادی
بدهند. بارها در رختخواب امتحانشان کردم. آنها تا 10 برابر توافق اولیه
را با کمال میل میپذیرند.
در حاشیه همین حرفها همکاران زن خود را سرزنش میکند و میگوید: زنها بیخود
موضوع را برای خودشان نکبتبار میکنند. البته جامعه هم به این موضوع دامن
میزند. این یک شغل است مثل همه شغلها. وقتی اینطور به موضوع نگاه کنیم
قضیه حل میشود. من یک تخصص دارم. بدن و قیافه خوبی دارم، پس از آن
استفاده می کنم تا خوب زندگی کنم. هیچ چیز هم نمیتواند این کار را برای
من قبیح و زشت جلوه دهد. زنان زیادی به خدمات من نیاز دارند و من هم به
پول زیادی نیازمندم. پس قضیه ایرادی ندارد. یک معامله عادلانه!
عرفان می گوید زنان روسپی همه زندگی خود را وقف شغل خود و دردسرهایش می
کنند در حالی که او به تفریح، موسیقی و مطالعه خود هم می رسد. البته او
به این نکته توجه نمی کند که درآمد او قابل مقایسه با زنان روسپی نیست.
امنیت او تا این حد در خطر نیست و حس خرسندی او را هیچ یک از زنان همکارش
تجربه نمیکنند.
در منطقهای که مشتریان عرفان زندگی می کنند، قیمت یک روسپی زن بین 50-150
هزار تومان است در حالی که او برای هر سرویسی که ارائه میکند بین 300 تا
600 هزار تومان پول میگیرد. این رقم باورنکردنی را می توان با دیدن لباس
های مارکدار، ماشین گرانقیمت و منزل شخصیاش حدس زد.
عرفان می گوید تا وقتی که توان این کار را دارد بیهیچ شرمساری این کار
را ادامه خواهد داد و :" خدا را چه دیدی شاید با یکی از مشتریانم ازدواج
کردم. آنها دوست داشتنی و عاشق شدنی هستند".
این جمله خداحافظی عرفان است: حالا باور کردی من خوشبختترین تنفروش جهانم
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 ساعت 15:36 |
لینک ثابت |
(ممنون از آقای پروا)
در دنیای جهانی شده امروز، محدودیت ویزا نقش مهمی در کنترل مسافران و جهانگردان بین کشورها ایفا می کند. شرایط اخذ ویزا بیانگر روابط بین کشورها بوده و روابط و شرایط یک کشور را در جامعه بین المللی نشان میدهد.
براساس گزارش منتشر شده شرکت هنلی و همکاران در زوریخ : سویس (چهارشنبه جون 27 سال 2007) مشخص گردید که شهروندان کشورهای آمریکا، دانمارک، و فنلاند بیشترین آزادی برای مسافرت بدون داشتن ویزا را دارا هستند.
شهروندان این سه کشور می توانند بدون اخذ ویزا به 130 کشور دنیا مسافرت کنند. بعد از این کشورهای آلمان، ایرلند و سوئد قرار دارند که شهروندان آنها می توانند بدون اخذ ویزا به 129 کشور مسافرت کنند.
همچنین شهروندان ژاپن، انگلستان، فرانسه و ایتالیا می توانند به 128 کشور ، کشورهای کانادا، استرالیا، لوگزامبورک و نیوزیلند به 125 کشور بدون اخذ ویزا مسافرت کنند.
بلژيکی ها با مسافرت بدون ويزا به 127 کشور در رده چهارم جدول هستند.
در جدول زیر رتبه کشورها بر حسب دسترسی به مسافرات آزاد و بدون محدودیت های اخذ ویزا نشان داده شده است.
نام كشور و تعداد کشورهایی که شهروندان آن می توانند بدون اخذ ویزا مسافرت کنند:
Finland : 130
Denmark : 130
United States : 130
Germany : 129
Ireland : 129
Sweden : 129
Britain : 128
France : 128
Italy : 128
Japan : 128
Belgium : 127
Norway : 127
Spain : 127
Switzerland : 126
Netherlands : 126
Austria : 125
Canada : 125
Luxembourg : 125
New Zealand : 125
Portugal : 123
Singapore : 122
Australia : 120
Greece : 120
Iceland : 120
Malaysia : 120
Liechtenstein : 116
South Korea : 115
Malta : 115
Cyprus : 113
Hong Kong : 110
Chile : 109
San Marino : 109
Monaco : 108
Poland : 106
Slovenia : 105
Israel : 104
Argentina : 101
Brunei : 101
Hungary : 101
Andorra : 99
Brazil : 99
Uruguay : 99
Czech Republic : 98
Mexico : 98
Slovakia : 97
Costa Rica : 95
Lithuania : 94
Venezuela : 92
Estonia : 91
Latvia : 91
Vatican City : 87
Croatia : 84
Bolivia : 83
Bulgaria : 83
Guatemala : 82
Panama : 82
Paraguay : 82
El Salvador : 81
Honduras : 80
Nicaragua : 75
Romania : 73
Barbados : 71
Bahamas : 71
Macau : 71
Trinidad and Tobago : 66
South Africa : 65
St.Vincent and Grenadines : 64
St.Lucia : 63
Antigua and Barbuda : 63
St. Kitts-Nevis : 62
Grenada : 60
Belize : 58
Jamaica : 57
Solomon Islands : 54
Guyana : 53
Gambia : 53
Dominica : 52
Mauritius : 52
Seychelles : 52
Turkey : 52
Lesotho : 51
Tuvalu : 50
Kiribati : 49
Western Samoa : 49
Botswana : 48
Malawi : 48
Fiji : 47
Sierra Leone : 47
Vanuatu : 47
Kenya : 46
Maldives : 46
Swaziland : 46
Tonga : 46
Ghana : 45
Zambia : 45
Nauru : 44
Taiwan : 42
Ecuador : 41
Namibia : 41
Papua New Guinea : 41
Peru : 41
Tanzania : 41
Zimbabwe : 41
Suriname : 40
Kuwait : 39
Mauritania : 39
Uganda : 39
Bahrain : 38
Mali : 38
Tunisia : 38
Guinea : 37
Ivory Coast : 37
Niger : 37
Qatar : 37
Senegal : 37
Benin : 36
Cape Verde : 36
Marshall Islands : 36
Oman : 36
Burkina Faso : 35
Nigeria : 35
Russia : 35
Togo : 35
United Arab Emirates : 35
Guinea-Bissau : 33
Micronesia : 33
Philippines : 33
Belarus : 32
Colombia : 32
Palau Islands : 32
Serbia-Montenegro : 32
Ukraine : 32
Liberia : 31
Macedonia : 31
Saudi Arabia : 31
Morocco : 30
Indonesia : 29
Moldova : 29
Thailand : 29
Azerbaijan : 28
Bangladesh : 28
Central African Republic : 28
Georgia : 28
Kazakhstan : 28
Kyrgyzstan : 28
Armenia : 27
Chad : 27
Congo Brazzaville : 27
Cuba : 27
Tajikistan : 27
Cameroon : 26
Bosnia and Herzegovina : 25
Dominican Republic : 25
India : 25
Madagascar : 25
Egypt : 24
Gabon : 24
Mongolia : 24
Uzbekistan : 24
Algeria : 23
Rwanda : 23
Haiti : 22
Mozambique : 22
Sao Tome and Principe : 22
Sri Lanka : 22
East Timor : 21
Jordan : 21
Comores Islands : 20
Equatorial Guinea : 20
Eritrea : 20
Laos : 20
Nepal : 20
Angola : 19
Bhutan : 19
Djibouti : 19
Libya : 19
Turkmenistan : 19
Burundi : 18
China : 18
Ethiopia : 18
North Korea : 18
Vietnam : 18
Yemen : 18
Albania : 17
Cambodia : 17
Lebanon : 17
Pakistan : 17
Sudan : 17
Congo : 16
Syria : 16
Iraq : 15
Myanmar : 15
Somalia : 15
Iran : 14 !!!!
Afghanistan : 12
کجا بریم این تعطیلاتو....
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت 15:28 |
لینک ثابت |
مخصوص مشتریان محترم Yahoo و GMAIL
تا کنون خبری مبنی بر ویروسی بودن سایر سرورهای ای میل اعلام نشده است
دیروز از طرف کمپانی McAfee AntiVirus ویروس بسیار خطرناکی شناسایی و در سایتش اعلام شده که تاکنون در عرض فقط و فقط 1 روز طبق گفته مسئولین این شرکت بیش از 10 هزار نفر آلوده به این ویروس شدن و تمام اطلاعاتی که روی درایو C اونها بوده به کلی نابود شده.
نام این ویروس : oslando
نوع عملیات تخریبی : سخت افزاری
روش تخریب : این ویروس با جای نشین کردن یک خط کد در فایل kernell داخل پوشه system باعث تخریب سکتور "zero" هارد کامپیوتر شما میشود و بعد از اولین خاموش روشن کردن sector های درایو C محلی که ویندوز شما در آن نصب است را burn میکند (شدت این عمل از format کردن هم جدی تر است به طوری که طبق گفته مک آفی این ویروس توسط cia جهت نابود سازیه کامل اطلاعات hard disk استفاده میشده و اصلا قابل بازیابی نمی باشد)
چگونه به این ویروس آلوده میشویم : بسیار ساده , دقیقا همینطوری کامپیوتر من به این ویروس آلوده شد , " با باز کردن یک نامه مشکوک و دانلود فایل موجود در اون نامه " که بدیش اینه که از طرف دوستتان برای شما ارسال میشود بدون اینکه او در جریان باشد (مثل ارسال pm های آلوده به ویروس در yahoo messenger که از طرف فرد آلوده به ویروس برای قربانی ارسال میشود)
اطلاعات بیشتر در مورد این ویروس که همونطوری که میبینین مورد تایید سایت YAHOO هم قرار گرفته رو حتما مشاهده کنین , راه های پاکسازی (قبل از restart کردن ) و پیشگیری (و تست آلودگی/عدم آلودگی) به این ویروس همه به طور کامل تشریح شده :
http://www.yahoo.com/story. virus%pOSLANDO? t=13294053idbfg
روش های جلوگیری از آلودگی به این ویروس :
1- طی چند روزه آینده هیچ فایل پیوست شده یا هیچ ایمیلی را تحت عنوان postcard باز نکنید. حتی اگر این نامه از طرف دوستتان برای شما ارسال شده باشد.
2- همین حالا با forward این نامه به دوستانتان کامپیوتر آنها را از یک مشکل خیلی جدی نجات دهید. 20 بار دریافت کردن این نامه بهتر از آلودگی دوستتان به این ویروس است در حالی که شما میدانستید ولی دریغ کردید و به او نگفتید.
ویروس فوق حتی توسط خبرگزاری CNN به عنوان مخرب ترین ویروس کامپیوتری اعلام شده.
این ویروس دیروز توسط کمپانی McAfee شناسایی شد و تا کنون راهی جهت repair آن پیدا نشده.
ایمیل فوق را کپی و برای دوستانتان ارسال نمایید , با این کارتان همگی از یک مشکل خیلی جدی نجات خواهیم یافت.
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت 1:14 |
لینک ثابت |
دوستان عزیز زیاد درس نخونید و خودتون رو خفه نکنید چون نخبگان جشنواره دانشجویی انتخاب شدن و همه چیز تموم شد رفت پی کارش و سر شما بی کلاه موند....این خبر یک سری دنباله هم داره که به دلیل درست نشدن دردسر اونها رو کاملا سانسور میکنم....
دیروز وبسایت رایزنی در خصوص "برگزيدگان جشنواره دانشجويي " نوشت: "در پي اعلام فراخوان جشنواره برترينهاي دانشجويي جنوب شرق آسيا، بدينوسيله نظر هيئت داوران به شرح ذيل اعلام مي گردد. جوايز برگزيدگان پس از هماهنگي با پست به آدرس آنها ارسال خواهد گرديد." از طرف انجمن به برگزیدگان دانشگاه یوپیام (حبيب اله نادري، تورج اميني، بهنام كمالي، پريسا پارسا، افشين ابراهيم پور، سعيد عليخاني، غلامرضا مطلب، علي احمدزاده، مريم وهابي، محمد حسين فتوحي، شراره پور ابراهيم، مهرداد هادي پور) تبریک ویژه عرض مینماید. -------------------------------------------------------------- (جهت دیدن مشروح خبر بر روی ادامه متن کلیک نمایید)
منبع خبر: دفتر رایزنی علمی جمهوری اسلامی ایران در جنوبشرق آسیا |
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 ساعت 0:9 |
لینک ثابت |
همه ما شنيدهايم كه نوشابههای گازدار برای سلامتی مضر است،
اما آيا میدانيد:
· در بسياری از ايالتهای آمريكا، مامورين پليس راه دو گالن كوكاكولا در صندوقعقب ماشينشان دارند تا در صورت تصادف رانندگی، خون را با كمك آن از جاده پاك كند.
· اگر تكهای از گوشت گاو را در يك كاسه كوكاكولا قراردهيد، پس از دو روز ناپديد میشود.
· برای تميز كردن توالت: يك قوطی كوكاكولا را داخل كاسه توالت بريزيد و يك ساعت صبر كنيد، سپس با آب پر فشاربشوييد. اسيد سيتريك موجود در كوكاكولا لكهها را از سطوح چينی میزدايد.
· برای برطرفكردن لكههای زنگ از سپر آبكرم كاری شده اتومبيل: سپر را با يك تكه كاغذ (فويل) آلومينيوم مچالهشده آغشته به كوكاكولا بساييد.
· برای تميز كردن فساد قطبهای باتری اتومبيل: يك قوطی كوكاكولا را روی قطبها بريزيد تا با غليان كردن، آن را تميز كند.
· برای شل كردن پيچ و مهرههای زنگ زده: تكهای پارچه را كه در كوكاكولا خيس شده است برای چند دقيقه بر روی پيچ و مهره قرار دهيد.
· برای پختن گوشت ران آبدار: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماهیتابه خالی كنيد، گوشت را لای كاغذ آلومينيوم بپيچيد; و داخل ماهیتابه بپزيد. سی دقيقه قبل از اتمام پخت، كاغذ آلومينيوم را باز كنيد، و آب گوشت را با كوكاكولای داخل ماهیتابه مخلوط كنيد تا سس قهوهای رنگ عالیای به دست آيد.
· برای پاك كردن چربی از لباسها: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماشينلباسشويی پر از لباسهای چرب خالی كنيد، پودر لباسشويی اضافه كنيد و ماشين را روی دور عادی روشن كنيد. كوكاكولا به تميز شدن لكههای چربی كمك میكند.
· كوكاكولا همچنين بخار آب را از روی شيشه جلوی اتومبيل تميز میكند. (در مناطق سرد و مرطوب، مثل Midwest درشمال ايالات متحده آمريكا، گاهی اوقات شيشه جلوی اتومبيل از بيرون بخار میكند كه با برفپاككن پاك نمیشود.
و جهت اطلاع شما:
· ماده موثر كوكاكولا اسيد فسفريك با PH برابر2.8 است. اسيد فسفريك ناخن را در مدت حدود ۴ روز حل میكند. همچنين كلسيم را از استخوانها میزدايد و عامل اصلی افزايش روزآفزون پوكی استخوان است.
· برای حمل محلول كوكاكولا (محلول غليظ شده)، كاميونهای حامل بايد از علامتهای ويژه "مواد خطرناك" كه برای حمل مواد بهشدت خوردنده در نظر گرفته شده است استفاده كنند. (يكی - دوماه قبل يك كاميون حامل محلول غليظ شده نوشابه در سد قشلاق اطراف سنندج كه آب شرب اين شهر را تامين میكند، سقوط كرد. )
· توزيعكنندگان كوكاكولا بيش از ۲۰ سال است كه از كوكاكولا برای تميز كردن موتور كاميونهای خود استفاده میكنند.
ممنون ازنازنین
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 14:15 |
لینک ثابت |
درس معلم ار بود زمزمهي محبتي
جمعه به مکتب آورد طفل گريز پاي را
همواره اساتيد مورد احترام اقشار جامعه بوده و هستند. اساتيد با عملکرد خوب خود بستر رشد و تربيت را فراهم ميآورند. عملکرد يک استاد تنها به درس دادن، امتحان گرفتن و تصحيح اوراق خلاصه نميشود...
مطالب برگرفته از این وبلاگ میباشد که خانم لادن لطف کردن و فرستادن. شما هم بخونید خوبه...
نظر من میشه انتقادهایی که دانشجویان با اساتید دارند را به چند دسته مشخص تقسیم کرد. بهتره که در ادامه کار سعی کنیم که پیشهادهایی که به نظر عملی و معقول میرسند دوستان پیشنهاد کنند تا شاید دانشجویان بتونن با حرکتهای هماهنگ این مشکلات رو حل کنند.
۱. مشکلات مربوط به ارسال مقالات. این مشکلات اغلب برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی پیش میاد. در وبلاک اساتید علید تقلب در این مورد زیاد بحث میشه. مشکلات معمولاً نوشتن نام اساتید بر روی مقالات بدون مشارکت آنها و یا اجبار اساتید برای نوشتن نام آنها در اول لیست و گاهاً من در موارد حاد تر من مواردی رو سراغ دارم که در مورد دانشجویان کارشناسی که دانشجو تمامی کار را انجام داده ولی حتی اسمش هم روی مقاله قرار نیست بیاد.
۲. مشکلات نمره دهی: این مشکلات کلاسیک دانشکده ما بوده. استادی میگه ورقت با من حرف نمیزنه، استادی به قیافه دانشجوها نمره میده، استاد بین دانشجویان دختر و پسر فرق میزاره، استاد به نور چشمیها حال میده، استاد بر اساس شناخت (که ممکن است دانشجویان گمراهش کنند) نمره میدهد، استاد رندم نمره میدهد، استاد برای دانشجوی غایب نمره میدهد(این برای خود من پیش آمده) و در نهایت به هر نحوی استاد ورقههای دانشجویان را منصفانه تصحیح نمیکند.
این مشکلات به نظر میرسید که کمتر شده ولی هنوز پا بر جا هستند.
۳. برخی اساتید با دادن نمرات راحت سعی میکنند محبوب شوند. به هر حال همه دانشجوها از اساتیدی که کم و یا بیش به اصتلاح گلابی هستند خوششان میآید. این اساتید در نظر سنجیها دارای امتیاز بالا، کلاسهایشان پر ثبتنام، همه با اینا میخواهند پروژه بگیرند و ....
برای گذراندن یک درس شاید این اساتید به نظر خوب برسند ولی در دراز مدت دانشجویان از این اساتید ضربه میخورند و رشد این روند باعث افت شدید کیفیت آموزشی خواهد شد.
۴. اساتید به روزنشده: برخی از اساتید با دانش زمان دانشجویشان هنوز تدریس میکنند. اینها عادت دارند که درسهای مشخصی رو در روزهای مشخص هفته و حتی گاهاً من احساس میکردم که سناریو درس دادن این اساتید هم روتین شده! خوشبختانه نسل اساتید بسیار قدیمی نیز رو به کاهش است.
برخی از اساتید سؤالهای امتحانی ثابت دارند و اجازه نمیدهند که دانشجویان سؤالها را از سر جلسه خارج کنند زیرا تا سالیان متوالی همینها سؤالهای امتحانی خواهند بود(این هم یکی از عوامل محبوبیت میتواند باشد!)
۵. عدم عملکرد شفاف: در بسیاری از جاها اساتید در جلسه اول ترم میزان نمره هر کدام از بخشهای درس را اعلام میکنند(که ممکن است تغیر کنند یا بازه برای نمرات مشخص کنند) و در هر کدام از بخشها تا جایی که امکان دارد اعلام کنند. برخی از اساتید دوست دارند که کل نمره را درسته دست خودشان داشته باشند و به دانشجو به هیچ وجه جواب ندهند.
بچه ها به یاد دارند، من وقتی TA درسی بودم و ورقه امتحانی تصحیح میکردم نمرههای امتحانی دانشجویان را برای ریز ترین بخش ممکن میدادم (مثلاً اگر سؤالی a,b, c داشت، نمره هر کدام را جداگانه اعلام میکردم). استاد هم از سوی دیگر استاد بعد از امتحان جواب سؤالات را همراه با بارم اعلام میکرد. به این ترتیب دانشجویان احساس نمیکرند که در حق آنها ظلم شده باشد.
۶. عدم ارائه حق اعتراض به دانشجویان: زمان ما بسیاری از اساتید همانطور که در بخش فبلی اشاره کردم فقط یک نمره نهایی به دانشجویان اعلام میکردند و دانشجویان از این که چرا نمره آنها کم شده است بی اطلاع بودند. اغلب این موارد به این دلیل بود که اساتید بر روی معیارهای دقیقی نمره دهی نمیکرند.
البته مشکل دیگر این بود که برخی از دانشجویان فرق اعتراض(یا دیدن ورقه) و چانهزنی رو نمیدانند. خوشبختانه تا اونجا که حافظه من یاری میده بچههای دانشکده ما در این مورد عملکرد بسیار خوبی داشتند.
دیدن ورقه و گاهاً توضیح برخی از مسائل که دانشجو فکر میکرده درست نوشته ولی در عمل اشتباه نوشته به نظر من میتواند بخش مهمی از آموزش دانشجویان باشد.
۷. درگیری های بین اساتید: در برخی از دانشکدهها گاهاً اساتید اختلاف سلیقههایی دارند. در دانشکده ما این در گیری از قبل به حالت نا مناسبی بوده. تا اونجا که من خبر دارم طرفین درگیری های قبلی دیگر دانشکده نیستند ولی درگیریهای جدیدی در دانشکده به وجود آمده است.
دود این درگیریها معمولاً توی چشم دانشجوها میره. سیستم آموزشی نا کارآمد میشه، و در نهایت بدترین بدآموزی برای دانشجویان است.
منبع
این هم وبلاگی دیگر از همین دست:
استادان علیه تقلب
ممنون از لادن
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 ساعت 4:47 |
لینک ثابت |
ضمن تشکر از خانم ندا که فرستنده این خبر هستند باید بگم که ایران نه تنها طبیعتی داره که در خور عجایب جهان می باشد بلکه خیلی چیزهای عجیب و غریب دیگه هم داره که ...
اين جمله در مراسم معرفي عجايب هفت گانه جديد جهان، در جولاي 2007 در ليسبون پرتغال بيان شد.
و حالا در دومين مرحله عجايب هفت گانه طبيعي دنيا در معرض انتخاب قرار گرفته اند. از بين462 نامزد از 6 قاره جهان (77 نامزد از هر قاره) بر اساس تعداد آرا در مرحله اول 21 فيناليست از هر قاره (جمعا 126 فيناليست)، و در مرحله دوم از بين اين 126 فيناليست عجايب هفت گانه طبيعي دنيا انتخاب و معرفي مي شوند. راي گيري تا پايان سال 2008 ميلادي ادامه دارد و نتيجه نهايي در سال 2010 اعلام خواهد شد.
غار علي صدر و طبيعت كوه دماوند دو نماينده ايران در اين مبارزه هستند. در حال حاضر غار علي صدر در رتبه بيست و چهارم و كوه دماوند در رتبه بيست و هشتم اين ليست قرار گرفته اند. راي هر كدام از ما مي تواند اين دو شگفتي طبيعي كشورمان را به صدر جدول عجايب طبيعي دنيا نزديكتر كند.
براي اين منظور به تارنمای www.new7wonders. com مراجعه كنيد، روي نقشه قاره آسيا كليك كرده و راي خود را به غار علي صدر و كوه دماوند بدهيد. و یا به پیوند زیر مراجعه کنید و رای خود را بدهید.
http://www.new7wond ers.com/nature/ en/vote_on_ nominees/
بعد از پايان راي گيري email ي براي شما ارسال مي شود. توجه داشته باشيد تا زماني كه بر روي لينك موجود در اين email كليك نكنيد راي شما معتبر نخواهد بود.
با ارسال اين مطلب به دوستان خود آنها را هم در اين راي گيري شركت دهيد.
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 ساعت 14:12 |
لینک ثابت |
سوئيسي ها پس از امريکائيها مودبترين شهرهاي جهان را به نام خود زدند.
| كد خبر: ۱۶۶۳۹ |
تاريخ انتشار: ۱۰:۱۴ - ۰۷ شهريور ۱۳۸۷ |
تعداد بازديد: ۱۷۰۵۹ |
بر اساس اين ارزيابي نيويورک، زوريخ و تورنتو مودب ترين شهرهاي جهان نام گرفتند و بمبئي، بخارست و کوالالامپور نيز به عنوان شهرهاي بي ادب معرفي شده اند.
سوئيسي ها پس از امريکائيها مودبترين شهرهاي جهان را به نام خود زدند.
به گزارش برنا، مجله ريدرز دايجست، به بررسي 35 شهر مهم جهان با شاخصهاي منحصر به فرد خود پرداخته است.
شاخص هاي اين انتخاب حول چند مورد بوده است که نوعي جهتگيري خاص را در بر ميگيرد؛ بررسان اين پژوهش مطبوعاتي نخست پشت سر ديگران وارد جائي شدند تا ببينند اين افراد در را پشت سر خود ميبندند يا خير، دومين شاخصه اين تحقيق نيز خريد از 20 مغازه يک شهر بوده است تا ببينند رفتار فروشندگان با مشتريها چگونه است. سومين شاخصه نيز، انداختن عمدي يک پوشه در 20 محله شلوغ شهر بوده تا ببينند چه کساني آن را برداشته يا لگد ميکنند.
بر اساس ادعاي اين نشريه امريکايي به ترتيب "نيويورک، زوريخ و تورنتو" مودب ترين شهرهاي جهان معرفي شدند. همچنين شهرهاي آسيائي در اين ارزيابي جزئي از بيادب ترين شهرهاي جهان معرفي شدند. بر اين اساس بمبئي و بخارست پايتخت روماني و کوالالامپور پايتخت مالزي از جمله بيادب ترين شهر ها معرفي شدند. همچنين سئول، سنگاپور و مسکو در رتبه هاي بعدي شهرهاي بي ادب جهان جاي گرفتند.
بنا بر گزارش اين نشريه پايتخت کشورهاي آلمان، برزيل، کرواسي، نيوزلند، لهستان، مکزيک، سوئد، مجارستان و اسپانيا به ترتيب رتبه هاي چهارم تا دوازدهم شهر هاي مودب را به خود اختصاص دادند.
فرستنده: لادن
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 22:49 |
لینک ثابت |
دوست مالزیایی چینی من برای من گاه گاه مطالبی در خصوص لزوم احتیاط در مالزی میفرسته و این مطلب رو هم جدیدا فرستاده چون فکر می کرده من هنوز در مالزی هستم به هر حال دونستنش برای همه مفیده چه در مالزی باشیم چه در ایران.
موضوع در کی ال اتغاق افتاده...وقتی داننده ای درشب از روی روزنامه ای که در وسط راه افتاده عبور میکنه متوجه میشه توده ای سنگ داخل روزنامه بوده و به محض توقف برای چک کردن اتومبیل مورد حمله سارقین قرار میگیره...
نتیجه اینکه به هیچ وجه از روی روزنامه و کاغذ و اشیاء مشکوک عبود نکنید و اگر هم این کار رو کردید برای چک کردن اتومبیل توقف نکنید...
منبع خبر هم به من چنین معرفی شده:
From:
THE MALAYSIAN INSURANCE INSTITUTE (35445-H)
No. 5 Jalan Sri Semantan Satu
DamansaraHeights
50490 Kuala Lumpur
Telephone: 603-20944234 what you know.
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت 22:2 |
لینک ثابت |
دوست عزیزم نازنین معمولا برای من مطالب جالبی میفرسته که من هم در وبلاگم استفاده میکنم. این مطلب رو هم گذاشتم با اینکه میدونم که چنین اعتراضات و مخالفت هایی در واقع زر بیهوده زدنه(آخرش نفهمیدم ضر درسته یا زر...) مثل قضیه جمع کردن امضا برای خلیج فارس و یا اعتراض به زیر آب رفتن پاسارگاد...به هر حال گذاشتم که شما هم در جریان باشید...و اما توصیه من به خانمها در این خصوص اینه که بیخود خودشون رو سبک نکنن و سر و صدای الکی هم راه نندازن....به جهنم چه اهمیتی داره ....اونقدر آدمهای موفق پیدا میشن توی دنیا که شوهرانشون دو سه تا زن دارن....دوم اینکه ای بابا دنیا داره پیشرفت میکنه...آدمها به ماه سفر می کنن...اونوقت فکر ایرانیها خول و خوش اینجور مسایل می گرده....هنوز که هنوزه....در ضمن اگر خانمها خیلی معترض هستند میتونن از شوهرانشون جدا بشن...دیگه حرص و جوش چرا؟؟؟؟بچه هم مال خود آقا ...چون بالاخره گرگ زاده گرگ خواهد شد....ای بابا از دست نازنین...
و اما خبر:
لایحه اي كه دولت فخيمه نهم اسم آن را - احتمالا به طعنه – گذاشته لايحه حمایت از خانواده يكي از همين روزها ، حداكثر تا چهارشنبه به صحن علنی مجلس می رود براي بررسي و رايگيري.فراكسيون اقليت در حال تلاش براي كنار گذاشتن لايحه است اما لايحه براي همفكران اصولگراي دولت در مجلس انگار خيلي «سوكسه » دارد .فعالان زن و منتقدان لايحه اما همچنان اميدوارند كه با آگاهسازي مردم نسبت به مواد اين لايحه و عواقب تصويب آن در مجلس جلو اين فاجعه قانونگذاري را بگيرند. بروشوری تهيه شده كه اطلاعات لازم درباره لایحه را دارد. وبلاگي هم در مخالفت با لايحه به آدرس
www.layehe.blogfa. Com راهاندازي شده است.هركس ارادهاي براي جلوگيري از تصویب اين لایحه دارد ميتواند در توزيع اين بروشور اطلاعرساني كمك كند.ميتوانيد آن را در وبلاگهايتان منتشر كنيد و يا پرينتاش را ميان مردم پخش كنيد.ميتوانيد در خانواده و ميان فاميل اطلاعرساني كنيد و كساني را كه اطلاعي از عمق فاجعه ندارند آگاه كنيد و خلاصه ميشود مواد لايحه را نقد كرد، نوشت ، حرف زد و دستكم توليد آگاهي كرد.ميشود به اين دعوت هم پاسخ داد و فضايي منطقي براي گفتوگو درباره اي لايحه فراهم آورد.چرا كه اظهارنظر در مورد «لايحه حمايت از خانواده» حق شهروندي تک تک ماست و خوب است كه از حقوق خودمان استفاده كنيم.
و اما متن بروشوري كه براي آگاهي درباره لايحه حمايت از خانواده تنظيم شده است :
آيا
مي دانيد «لايحه حمايت از خانواده» _ لايحه پيشنهادي قوه قضاييه و هيات دولت _ قرار است به زودي در صحن علني مجلس طرح شود و تصويب آن عقب گردي بزرگ براي برقراري عدالت در خانواده هاي ايراني است؟
_ اگر اين لايحه تصويب شود، نه تنها برخي از حقوق اندک زنان در خانواده از دست مي رود، بلکه با تصويب آن مردان مي توانند بدون اجازه همسر اول شان زن دوم و سوم و چهارم بگيرند.
تنها شرط ازدواج مجدد مردان در اين قانون داشتن تمکن مالي است و اين که به دادگاه تعهد دهند عدالت را بين همسران شان رعايت مي کنند. (ماده 23)
_ اگر اين لايحه تصويب شود، همچنان راه براي ازدواج موقت مردان متاهل بازگذاشته مي شود. يعني مردان مي توانند همچون گذشته چندين زن صيغه اي بگيرند و الزامي هم به ثبت ازدواج شان ندارند. ( تبصره ماده 22)
_ اگر اين لايحه تصويب شود، مجازات عدم ثبت ازدواج و طلاق سبک تر مي شود. در قانون مجازات فعلي ثبت نکردن ازدواج و طلاق براي مرد جرم محسوب مي شود و مجازاتش تا يک سال حبس تعزيري است. در صورتي که با توجه به اين لايحه، مردي که ازدواج و طلاق خود را ثبت نکند فقط بايد جريمه نقدي (از دو ميليون تا ده ميليون تومان) پرداخت کند.) ماده 44)
_ اگر اين لايحه تصويب شود، حضانتي که با هزار مکافات به مادر تعلق مي گيرد نيز ضمانت اجرايي محکمي نخواهد داشت. به عنوان مثال، اگر پدري حاضر نشود فرزندي را که حضانتش به عهده مادر است به او بدهد، بر اساس اين لايحه فقط به جريمه نقدي محکوم مي شود در حالي که در قوانين فعلي چنين پدري به حبس محکوم مي شود. (ماده 48)
_ اگر اين لايحه تصويب شود، زنان مانند گذشته، نه تنها حق طلاق ندارند بلکه روند گرفتن حکم طلاق طولاني تر نيز مي شود. (فصل دوم)
_ اگر اين لايحه تصويب شود، تنها حق مالي زنان در ازدواج نيز محدود خواهد شد. زناني که مهريه هايشان بالاتر از حد متعارف باشد بايد هنگام عقد بابت مهريه نگرفته شان ماليات بدهند. حد متعارف بودن مهريه را دولت تعيين مي کند.(ماده 25)
- اين لايحه همچنان فقط بر قضاوت مردان در دادگاه هاي خانواده اصرار دارد. در حالي است که همه ما مي دانيم رياست مردان بر دادگاه هاي خانواده و نبود قضات زن، چه تبعاتی را در پی داشته است.(ماده دو )
و
در مجموع لايحه «حمايت از خانواده»، نسبت به موقعيت حقوقي برابر زن و مرد در خانواده ساکت مانده است. زنان طبق اين لايحه همچنان از داشتن حق طلاق، حق سرپرستي فرزندان، حق اشتغال، حق گرفتن گذرنامه و سفر به خارج کشور بدون اجازه همسر و... محروم هستند و هيچ ممنوعيتي براي ازدواج دختران در سنين پايين قائل نشده است.
به خاطر همين ايرادات است که بسياري از زنان و مردان برابر طلب ايراني از زمان طرح اين لايحه با شيوه ها و عناوين مختلف كه در توان داشته اند مخالفت خود را نسبت به لايحه فروپاشي خانواده ابراز كرده اند.
اما متاسفانه با وجود همه مخالفت هايي كه حتي از سوي برخي مراجع تقليد به اين لايحه شده است؛ چند هفته پيش اين لايحه در كميسيون حقوقي و قضايي مجلس تصويب شد و زمان زيادي طول نخواهد كشيد كه براي تصويب نهايي به صحن علني مجلس برده شود.
در ادامه متن اين بروشور تاكيد شده است :
تصويب اين لايحه بر زندگي تک تک ما تاثيرگذار خواهد بود. همان طور که لغو قانون حمايت از خانواده مصوب 1353 پس از انقلاب زندگي ما زنان ايراني را با تلخي هاي فراواني رو به رو کرد، تصويب لايحه حمايت از خانواده کنوني اگر تغيير زيادي در شرايط قانوني ما نسبت به گذشته به وجود نياورد اما راه اصلاح و تغيير قوانين تبعيض آميز را سخت تر و ناممکن مي کند. مسئوليت اجتماعي تك تك ماست كه به هر شيوه اي كه موثر مي دانيم جلوي تصويب اين لايحه را بگيريم ، در غير اينصورت نسل آينده ما را نخواهد بخشيد.
هموطنان ايراني، اگر مي خواهيد مانع از تصويب اين لايحه شويد:
- با نمايندگان شهرتان در مجلس از طريق تلفن، فکس ، ايميل و يا ديدار حضوري ارتباط بگيريد و مخالفت خود را به عنوان يك شهروند با تصويب چنين لايحه اي بيان كنيد.
آدرس پستي مجلس شوراي اسلامي: تهران، ميدان بهارستان، کد پستي: 009821-39931
شماره تلفن مجلس : 39931 -021
ايميل مجلس : info@majlis. ir
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 ساعت 3:41 |
لینک ثابت |
دیشب شهرام ناظری در مجموعه فرهنگی نیاوران تهران کنسرت داشت. من هم که خودم رو بدو بدو رسوندم که از قافله علاقه مندان هنر و موسیقی عقب نیفتم.با توجه به اینکه برای بلیط ۴۰۰۰۰ تومن پرداخته بودیم و جایگاه ما درست پشت سر وی آی پی بود توقع موقعیت بهتری رو داشتیم اما متاسفانه یا خوشبختانه از اونجایی که هیچ تبعیضی بین افراد جامعه ما نباید وجود داشته باشه...محیط طوری طراحی شده بود که اصولا کسی نتونه چیزی ببینه ...حالا میخواد وی آی پی باشه یا هرچی و هر کی...

شانس ما یا شهرام ناظری این بود که ایشون صدای بی نظیری دارن و حتی اگه با امکاناتی کمتر از این هم میخوندن مردم رو چندین ساعت سر جای خودشون میخکوب میکردن...به راستی که اگه موسیقی خوب و صدای عالی این هنرمند نبود من یکی که حاضر نبودم توی اون پشه بارون روی صندلی های ناراحت که اصلا مناسب کنسرت که نه مناسب چلوکبابی هم نبودند بنشینم...

واقعا که هنرمندان ما باید در سالنهای درست و حسابی کنسرت برگزار کنن نه اینطوری و با این امکانات...اما بازم از قدیم گفتن که : کاچی بهتر از هیچی
بدینوسیله خواستم بگم کسانی که در کوالا لامپور هستند کنسرت ابی رو از دست ندن...چون واقعا خیلی مفته...حیف که من نیستم....
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه هجدهم مرداد 1387 ساعت 20:37 |
لینک ثابت |
تب التهاب توقیف مثلث شیشه ای از انجایی شروع شد که رضا رشید پور تهیه کننده و مجری این برنامه با دعوت از مهمانان سیاسی جناح ها مخالف دولت و انتقاد صریح ان ها از عملکرد دولت نهم و به چالش کشاندن دولت احمدی نژاد صدای طرفداران دولت را درآورد.مهمان هایی همچون علی عبدالعلی زاده وزیر مسکن دولت اصلاحات که با اعلام مسائلی از قبیل گرانی بیش از اندازه مسکن ، تبلیغات دولت نهم و بیان اینکه "در طول هشت سال ریاست اقای خاتمی قیمت مسکن تنها دو برابر شد ولی در طی این سه سال ریاست اقای احمدی نژاد قیمت مسکن در تهران به ۵ برابر رسیده است". خشم دولتی ها را برانگیخت..
انتقادات کارشناسانه علی عبدالعلی زاده در حدی بود که مجری برنامه چندین بار مجبور به بیان این جمله شد که" برنامه ما بی طرف است و از مسئولین دولت جهت دفاع از سیاست های خود در بخش مسکن دعوت خواهیم کرد که به مثلث شیشه ای بیایند."
پیش از این مهدی کروبی ، محمد هاشمی نیز به این برنامه دعوت شده بودند که اظهارات ان ها موجب اعتراض طرفداران دولت شده بود.همچنین داود دانش جعفری نیز چندی پس از برکناری از وزارت اقتصاد به این برنامه دعوت شد که او نیز انتقادات زیادی از دولت دکتر احمدی نژاد کرد. به تمسخر گرفتن مدیریت علی ابادی معاون اول رییس جمهور نیز از سوی فیروز کریمی در این برنامه در نوع خود جالب بود ، چنانکه وقتی درباره مهندس علی ابادی از فیروز کریمی در انتهای برنامه سوال شد ، او این چنین جواب داد: جناب آقاي عليآبادي مديري بسيار دانا، توانا و هوشمند و موفق در شهرداري تهران بودند!" رشید پور هم هرچه سعی کرد نتوانست جلوی خنده خود را بگیرد و به نوعی معاون اول رییس جمهور با این جواب فیروز کریمی و خنده بیش از حد رشید پور تحقیر شد.
حضور علی شمخانی و اظهارات عجیب ایشان در مورد اینکه بنی صدر در جنگ هرگز خیانت نکرد! بسیار شنیدنی بود.
رشید پور پس از بازگشت از سفر خارجه خود در اواسط خرداد در اولین برنامه کنایه های جالبی به نحوه ازادی در ایران و در الویت بودن یا نبودن مبارزه با دیش های ماهواره بیان کرد: "برای من جالب بود که اونجا همه ایرونی ها از طریق ماهواره برنامه مثلث شیشه ای رو می دیدند و از اظهار لطفشون ممنونم." وی همچنین در ادامه افزود: "خیلی خوبه که اونا میتونستن بدون هیچ مجازاتی برنامه مارو ببینند و اصلا طرح مبارزه با ماهواره ندارند که بخواد در الویت باشه یا نباشه"! این جمله او کنایه به سردار رادان بود که در برنامه مثلث شیشه ای در اردیبهشت ماه بیان کرده بود که فعلا طرح مبارزه با دیش های ماهواره در الویت ما نیست.
در سالروز ولادت حضرت فاطمه(س) با دعوت از بهاره رهنما شبی به یاد ماندنی را برای مثلث شیشه ای رقم زد. چراکه با ورود دختر ۱۰ ساله بهاره رهنما به روی صحنه،رشید پورهم به او دست داد! بلافاصله خودش متوجه اشتباه بزرگش مقابل دوربین جمهوری اسلامی شد و با بیان اینکه این کوچولو ۹ سالش هنوز تموم نشده خود را تبرئه کرد ولی افسوس که فایده ای نداشت ، چرا که در ابتدای برنامه بهاره رهنما عنوان کرده بود که " من افتخار می کنم که ۱۰ ساله مادر هستم و خدا این نعمت بزرگش رو از من دریغ نکرده".
اتهامات نشریات وابسته به دولت: مثلث شیشه ای یا گروهک شیطان پرستی؟!!!
انتقاد های بی اساس روزنامه های دولت هم که در اوایل تیر ماه به اوج خود رسیده بود بسیار زننده و زشت بود. روزنامه جوان که یکی از حامیان دولت است اتهامات بی پایه و اساسی را به برنامه مثلث شیشه ای روانه کرد. در یکی از این اتهامات بی شرمانه ، این روزنامه برنامه مثلث شیشه ای را به دلیل وجود دکوراسیون مثلثی شکل به یکی از گروه های شیطان پرستی نسبت داد که مثلث و هرم اصلى ترين نمادهاى شيطان پرستان و فراماسونرهاست! همچنين اين روزنامه نزديک به سپاه پاسداران نوشت: "رنگ قرمز و تركيبش با زرد از اصلى ترين سمبل هاى اين گروه جعلى است كه در دكور استفاده فراوانى از اين رنگها و تركيبش شده است." روزنامه جوان همچنين نوشته بود: "رنگ قرمز صندلى و ميزمجرى و ميهمان بسيار شبيه طيف قرمز مورد استفاده در سمبل ها و نمادهاى شيطان پرستان میباشد." انچنان که این رزونامه نوشته از این پس باید مثلث و منشور را از کتب درسی کودکان حذف کرد چرا که نماد شیطان پرستیست! و همچنین رنگ زرد و قرمز را باید نجس اعلام کنیم و نعوذ بالله را در اول اسم پرسپولیس بیاوریم تا حلال شود. کودکان نیز باید توجه داشته باشند که هنگام کشیدن نقاشی وقبل از استفاده از رنگ های قرمز و زرد با گفتن ذکر: از رنگ زرد استفاده میکنم قربت الی الله نقاشی خود را حلال کنند.
بله چنین بود که این برنامه سر انجام و همانطور که از دولت ازادی خواه ایران انتظار می رفت توقیف شد و در انتهای اخرین برنامه رشید پور که پروژه موفق خود را نا تمام می دید به طور کنایه گفت:"الان مهمترين وظيفهي همهي ما تلاش براي صرفهجويي در مصرف برق است، چون برنامهي ما خيلي روشن بود، برق زيادي مصرف ميشد".
و بدین ترتیب بود که پرونده مثلث شیشه ای هم بسته شد. مانند روزنامه شرق ، یاس نو ، تهران امروز و هزاران سایت خبری ، نشریه و روزنامه دیگر....
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در شنبه پنجم مرداد 1387 ساعت 19:43 |
لینک ثابت |
مطلع شدم که امروز ساعت ۸.۳۰ صبح قراره مراسمی با عنوان gotong royong در فکولتی ما برگزار بشه و خواستم قبل از امید این مراسم رو معرفی کنم. هر چند من امروز دانشگاه نیستم که از کیفیت و چگونگی مراسم خبر تهیه کنم. امیدوارم امید این کار رو انجام بده...
به گفته رییس دانشکده مراسمgotong royong میشه تقریبا همون بشور بساب خودمون. امروز قراره همه کارمندان از جمله رییس دانشکده و معاونهاش برای تمیز کردن دانشکده دور هم جمع بشن...و این مراسم تحت فرماندهی رییس دانشکده انجام خواهد شد.(منبع خبر :خود رییس )
فکر میکنم بسیار جالب باشه و فرصتی استثنایی برای کسانی که دوست دارن اساتید محترمشون رو در حال جارو پارو کردن ببینن... تصورش رو بکنید..... با جارو...
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 9:31 |
لینک ثابت |
كريس ديبرگ" روز گذشته به شبكه تلوزيوني "اسكاي نيوز" اعلام كرده است: در ماه مي سفري به ايران دارم و پس از آن تصميم نهايي را براي اينكه بين ماههاي ژوئن و اوت در استاديوم 12 هزار نفري كنسرت داشته باشم يا خير، خواهم گرفت
اين خواننده 59 ساله افزوده است: من ميروم فقط براي مردم و براي اينكه به مردم ايران ثابت كنيم براي اجراي اين كنسرت مصمم هستيم، ماه مي سفري چند روزه به ايران خواهيم داشت تا شرايط را بررسي كنيم؛ پس از آن، درباره اينكه آيا ميشود در آنجا برنامه اجرا كرد يا خير، تصميم خواهيم گرفت.اين گزارش افزوده است: "كريس ديبرگ" چنانچه موفق به برگزاري كنسرت در ايران شود، نخستين چهرهي سرشناس موسيقي غرب خواهد بود كه پس از انقلاب اسلامي، در ايران حضور يافته است1387/02/14
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 9:49 |
لینک ثابت |
هفت تیر ۷tir.com : عالیه صبور, دختر ایرانی- آمریکایی در سن ۱۹ سالگی موفق به کسب کرسی استادی دانشگاه شد و بدین ترتیب نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد . این عنوان از ۳۰۰ سال پیش تاکنون در اختیار کولین مک لورین، شاگرد فیزیکدان مشهور ایزاک (اسحاق) نیوتن بوده است. بیانیه مطبوعاتی کتاب رکوردهای گینس حاکی است عالیه صبور، جوانترین استاد تمام وقت دانشگاه است که تاریخ تاکنون به خود دیده است. گفتنی است شگفتی های این نابغه جوان تنها به رکورد جوانترین استاد دانشگاه ختم نمی شود. شاید عالیه صبور و گستره نبوغ او را باید مصداق عینی این گفته یوهان ولفگانگ گوته، شاعر و اندیشمند آلمانی دانست: دانایی به تنهایی کافی نیست. باید دانش را به کار بست. عالیه صبور در مصاحبه ای گفت: دانایی، توانایی است بویژه هنگامی که دانسته های خود را با دیگران شریک می شوی… و همین چند کلمه پرمغز کافی بود تا بیش از پیش تحسین عمومی را برانگیزد. عالیه صبور در سن ۱۰ سالگی وارد دانشگاه شد و در سن ۱۴ سالگی لیسانس خود را با درجه ممتاز در رشته ریاضیات کاربردی از دانشگاه ایالتی استونی بروک(در نیویورک) اخذ کرد. با این وصف او نخستین زن در تاریخ ایالات متحده است که چنین افتخاراتی را کسب کرده است. صبور، تحصیلات خود را در مقاطع کارشناسی ارشد و PHD در دانشگاه درکسل در رشته مهندسی متالورژی و مواد به پایان رساند…
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 10:10 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:55 |
لینک ثابت |
دوستان عزیز صفحه جدیدی با عنوان
خاطرات مینا در مالزی به پیوند های روزانه وبلاگم اضافه کردم. البته هنوز مطلب زیادی نتونستم داخلش بنویسم ولی فکر میکنم دیدنش برای کسانی که دنبال به دست آوردن اطلاعاتی از تحصیل در مالزی هستند مفید باشه.در ضمن از دوستان مقیم مالزی خواهشمندم اگر خاطره یا توصیه ای در این مورد دارند برای من بفرستند تا با نام خودشون و یا نام مستعار در ویلاگ قرار بگیرد.

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 18:31 |
لینک ثابت |
|
|
|
داخلی- مهديه مصطفايي: دختر جوان براي خريد قفلي كه قرار بود بخت او را بگشايد، ۲ ميليون تومان به فالگير كلاهبردار پرداخت اما اين قفل نه تنها درهاي خوشبختي را روي او نگشود بلكه باعث اختلاف وي با خانوادهاش شد.
« ۲ ميليون تومان براي يك قفل پرداختم اما نه تنها بختم باز نشد بلكه با خانوادهام هم اختلاف پيدا كردم.» دختر جوان با عصبانيت به پليس آگاهي استان تهران آمده بود تا از زن فالگيري كه به بهانه بخت گشايي از وي كلاهبرداري كرده بود، شكايت كند.
دوستانم ميگفتند جادو ميكند و ميتواند گره هر كار بستهاي را بگشايد، همه ازطلسمهاي او تعريف ميكردند، من هم كم كم وسوسه شدم براي بخت گشايي به سراغش بروم، براي همين به دفتري كه در آنجا فالگيري ميكرد رفتم و از او خواستم بخت بستهام را بگشايد.
زن فالگير بعد از شنيدن حرفهايم شروع به خواندن كتابي كرد و سپس چند صفحه فلزي را كه روي آن نقوشي عجيب و غريب كشيده شده بود به من نشان داد.
او سپس با خواندن چند ورد كه اصلا معني آنها را نميفهميدم به من گفت ميتواند با دادن قفلي كه گشودن آن بختم را ميگشايد، مرا به خوشبختي برساند اما براي اين كار بايد مبلغ زيادي پول به او بپردازم.
من كه شيفته حركات و صحبتهاي اين زن شده بودم، پذيرفتم مبلغ درخواستي را برايش فراهم كنم تا او در مقابل قفل بختگشا را برايم تهيه كند. او قرار ملاقات بعديمان را 2 هفته بعد تعيين كرد، در آن روز مقداري از پول را به او دادم اما او بازهم تحويل قفل را به ملاقات بعدي و پرداخت بقيه پول موكول كرد.
ظرف يك ماه، ۲ ميليون تومان به فالگير كلاهبردار پرداختم و سرانجام در آخرين ملاقات او يك قفل معمولي با يك كليد به من داد، روي قفل تعدادي عدد و رقم نوشته شده بود كه ميگفت طلسم بختم را باطل ميكند.
زن فالگير با دادن اين قفل از من خواست دستوراتي را كه روي يك كاغذ نوشته بود مو به مو انجام دهم تا درهاي خوشبختي به رويم گشوده شود.
دختر جوان ادامه داد: اما گرفتن اين قفل نه تنها از مشكلاتم كم نكرد بلكه با بردن اين قفل به خانه، درهاي مشكلات به رويم باز شد، خانوادهام با ديدن اين قفل، عصباني شده و از من خواستند دست از خرافه پرستي بردارم و همين مسئله باعث اختلاف بين من و آنها شد. از آنجايي كه به حرفهاي اين زن اعتقاد شديدي پيدا كرده بودم با وجود مخالفتهاي خانوادهام تنها به توصيههاي فالگيرعمل ميكردم ولي بعد از گذشت مدتي، وقتي هيچ تغيير مثبتي در زندگيام رخ نداد، سراغش رفتم اما او خانهاش را عوض كرده بود و تازه آن موقع بود كه متوجه شدم زن فالگير، يك كلاهبردار دروغگو بوده كه با اين شيوه طعمههايش را سركيسه ميكرد.
با شكايت دختر جوان، تيمي از كارآگاهان مبارزه با كلاهبرداري، تحقيقات گستردهاي را براي شناسايي و دستگيري زن فالگير -كه در منطقه عظيميه فعاليت ميكرد- آغاز كردند و در اين بررسيها بود كه دريافتند فالگير ميانسال با تبليغات گسترده و پخش كارت ويزيت از تعداد زيادي از افراد ساده لوح و خرافاتي به بهانههاي مختلف از جمله بخت گشايي و رفع نازايي كلاهبرداري كرده است. سرانجام ماموران صبح ۲۱ فروردين با حكم قضائي وارد خانه اين زن شده و او را دستگير كردند.
در بازرسيهاي اوليه از خانه اين زن هزاران كارت ويزيت، ۲۰۰ كارت فالگيري، ۴۸ قطعه صفحههاي فلزي مخصوص جادو و جنبل، قفلهاي مربوط به بخت گشايي و كتابهاي سحر و افسون و آلات و ادوات فالگيري كشف و ضبط شد.
خدمات متفاوت، قيمتهاي متفاوت
هنگامي كه فالگير كلاهبردار تحت بازجويي قرار گرفت با اعتراف به كلاهبرداري با اين شيوه گفت: از ۵ سال قبل كارم را شروع كردم، در اين مدت به خوبي روشهايي را كه ميتوانستم با آنها اعتماد مشتريانم را جلب كرده، ياد گرفتم و كم كم با چاپ كارت ويزيت براي خودم در آرايشگاههاي زنانه و مراكز خريدي كه زنان بيشتر به آنجا رفتوآمد ميكردند تبليغات كرده و زنان ساده لوح را فريب داده و آنها را به خانهام ميكشاندم.
وي در ادامه افزود: بابت هر بار فالگيري از مشتريانم ۷ تا ۱۰ هزار تومان حق ويزيت ميگرفتم. اما وقتي افرادي براي انجام كارهاي سخت و دشواري مثل علاج نازايي و يا بخت گشايي و ... مراجعه ميكردند از آنها حتي تا ۸۰۰ هزار تومان و بيشتر پول ميگرفتم. |
| |
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 12:27 |
لینک ثابت |
. بزودی نام ایران عوض خواهد شد به استان عربستان سعودی بنام استان عجم عرب نشین واقع در شمال خلیج عربی
دوستان متأسفانه خبر بدی دارم که هر ايرانی را برافروخته ميکند.
سد سيوند در استان فارس در آستانه ء آبگيری است.
با اين کار برای هميشه آرامگاه کوروش کبير به زير آب ميرود و بخش بزرگی از پاسارگاد نابود ميشود.

...چه نِشستهاى؟؟؟!!!!!
«سد سيوند در استان فارس در آستانه آبگيری است که با اين کار برای هميشه آرامگاه کورش کبير نابود ميشود.»
اين خبر را يک منبع مطلع در سازمان ميراث فرهنگی اعلام کرده است.
( البته هم اکنون اين سد آبگيری شده و آرامگاه به زير آب رفت)

بدبختانه آثار باستانی و پيشينه ء ما که قدمتی 2500 ساله دارند انگار حفظ اين آثار برای هيچ کسی مهم نبوده است!!!

ای کاش حداقل به خارجيانِ بیتمدن(!!!)، که از داشتن چنين گنجينههايی محروماند، اين اجازه را میداديم تا در حفظ داشتههای ما کوشا باشند و اين آثار را به ايشان افتخاری هديه میکرديم. چون انگار ما هيچ احتياجی به آنها نداريم..!! حداقل آبرومان حفظ ميشد.

ياران لطفاً اين خبر را پخش كنيد.
(ممنون از فرستنده خبر)
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 21:21 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 16:50 |
لینک ثابت |
اپراتورموبایل KTF در کره جنوبی اعلام كرده از طریق موبایل ميتواند میزان علاقه طرفين يك مكالمه به يكديگر را اندازه بگیرد.
به گزارش همشهری آنلاین، سرویس “شناساگر علاقه” که اوپراتور موبایل KTF در این کشور ارایه میکند از تکنولوژی استفاده میکندکه مدعی است که با تجزیه و تحلیل صدای فرد میتواند مشخص کند که آیا با صداقت صحبت میکند یا نه.
این سرویس برای مشترکانش ۱۵۰۰ وون (۱.۵ دلار) در ماه برای استفاده نامحدود یا ۳۰۰ وون به ازای هر بار استفاده هزينه دارد.یک مقام شرکت KTF در باره این سرویس میگوید: “ما این سرویس را برای این ایجاد کردهایم که فکر میکنیم مردم میخواهند بدانند دیگران درباره آنها چه احساسی دارند.”کاربرانی که با استفاده از موبایلشان به ارتباط تصویری با طرف مقابل به صورت ویدیو کنفرانس میپردازند،میتوانند درحین مکالمه با طرف مقابل یک ستون “علاقهسنج” را روی صفحه موبایلشان ببینند.آنها بعد یک تجزیه و تحلیل از مکالمه را بوسیله پیام متنی دریافت میکنند که میزان اشتیاق، شگفتی، تمرکز و صداقت طرف مکالمهشان راتشریح میکند
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 7:25 |
لینک ثابت |
هنگامی که پای هنرهای تجسمی به میان می آید ، آیا می دانید که شگفت انگیز ترین ، مدرنترین و به عبارتی چشمگیرترین مجموعه ای که در جهان وجود دارد در همین تهران و در زیر زمین موزه هنر های معاصر نگه داری می شود !!
مهمترین آثار هنر معاصر از امپرسیونیست ها گرفته تا آثار پیکاسو و اندی وارهول و جکسون پالاک و خوان میرو ... همه و همه در زیرزمینی در بسته و قفل و کلید دار قرار دارد ؛ زیرزمینی در تهران که هیچ راهی برای دیدن آثار ارزشمند موجود در آن برای علاقه مندان هنر مدرن وجود ندارد .
باور نکردنی است ! در تمامی این سالها و در همین تهران زیر زمین موزه هنرهای معاصر تهران جایگاه یکی از ارزشمند ترین و گرانقیمت ترین مجموعه های هنر مدرن در دنیا بوده است . آثاری که حتی در موزه هایی در لندن و یا پاریس و نیویورک هم نمونه هایی از آنها پیدا نمی شود. نقاشی های این مجموعه در تمامی سالهای پس از انقلاب برای دیدن همگان به دیوار آویخته نشده است . برای انداختن نگاهی به آنها و دیدن مدارک مربوط به این آثار باید اجازه ویژه ورود به زیر زمین گرفت تا شاید بتوان به تماشای یکی از چشمگیر ترین مجموعه های هنری جهان رفت . آنچه در آنجا وجود دارد به گفته ی کارشناسان هنر مدرن جهان شگفت انگیز است . ده ها نقاشی از استادان هنر مدرن از پابلو پیکاسو و اندی وارهول تا دیه گو ریورا در کنار هم قرار دارد . اثر" نقاش و مدل او " اثر 1927 پیکاسو یکی از ده ها اثر بی نظیر از گنجینه های بسیار موزه است .
تصورش را بکنید پرترههای وارهول از جكی اوناسیس، میك جگر و مرلین مونرو، سلف پرترهای از دیهگو ریورا و یك نقاشی كه میتوان آن را بهترین اثر جكسون پولاك در خارج از آمریكای شمالی قلمداد كرد همه و همه در کنار هم در زیر زمین موزه در محاصره دیوارها و قفل های زیر زمین قرار دارد . این مجموعه که ارزشش فزون از سه میلیارد دلار است بوسیله " فرح دیبا " این در سالهای 1970 جمع آوری شده اما در سالهای پس از انقلاب اسلامی یعنی نزدیک به سی سال در پشت درب های قفل شده ی این زیر زمین در حال خاک خوردن است . ظاهرا برخی از نقاشی ها بحث انگیز تر از آن بوده که به نمایش عمومی گذاشته شود . در تمامی این سالها هنرشناسان در غرب شکوه کرده اند که حق دنیا برای دیدن این مجموعه سلب شده است .
بنا بر بعضی گزارش ها این آثار ممکن است طی دو تا سه سال آینده به صورت نمایشگاه دائمی موزه به نمایش درآید .

نقاش و مدل او : اثری از پابلو پیکاسو

اثری از اندی وارهول

اثری از خوان میرو

اثری از ون سان ونگوک
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 16:2 |
لینک ثابت |
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا میخورد و میتراشد.این درد ها را نمیتوان به کسی اظهار کرد چون... (صادق هدایت)
برخی از این دردها ریشه در خریت خود ما آدمها دارند و اگر آنها را برای کسی بازگو کنیم در حقیقت به حماقت خودمان معترف خواهیم شد بنابراین ترجیح میدهیم آنها را همچون رازی که ریشه در عمق بلاهتمان دارد سربسته نگاه داریم و یکی از همین موارد...
(مینا کبودرآهنگی)
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 17:3 |
لینک ثابت |
Happy Valentine
هميشه کسي رو انتخاب کن که اونقدر
قلبش بزرگ باشه که نخواهي براي اينکه
تو قلبش جا بگيري
خودت رو کوچک کني...
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 8:6 |
لینک ثابت |
(فرستنده خانم لیلا)
سايت رجا نيوز در صفحه اولش مصاحبه اي از احمدي نژاد در مورد جنبش دانشجويي گذاشته و يک سوتيتر هم به عنوان فراز مهم آن در صفحه اول ميبينيم:
آقاي احمدي نژاد: " ... نظام سياسي قبل از انقلاب كه سرتا پايش ظلم بود؛ بعداز انقلاب هم بالاخره در برنامه ريزيها، ارتباطات گروهي، عدم شايسته سالاريها، عزل و نصب ها و توزيع فرصتها، گروههايي بودند كه يا رابطهاي و حزبي و فاميلي يا به خاطر منافع شخصي عملكردند و ميكنند. اگر دانشجو جلو اينها نايستد بقيه شعارها ديگر پوچ است... " اينک توجه شما را جلب ميکنم از مبارزه جناب احمدي نژاد با فاميل بازي در دولت نهم:
مهندس زريبافان (دبير هيات دولت):
داوود مددي : رييس سازمان تامين اجتماعي => باجناق زريبافان
سيدمحسن نبوي : عضو هيات مديره شركت سرمايه گذاري خارجي => داماد زريبافان
عليرضا مددي : مديركل وزارتي وزارت تعاون => برادرزاده باجناق زريبافان
ناظمي اردكاني : وزير تعاون => شوهر عمه داماد زريبافان
دانش جعفري : وزير اقتصاد => پسر عمه پدر داماد زريبافان
هاشمي ثمره (مشاور عالي، رييس ستاد انتخابات کشور و همه کاره رييس جمهور):
مهندس مهدي هاشمي ثمره : مديركل وزارتي وزير نيرو => برادر هاشمي ثمره
خانم قند فروش : مشاور خانواده وزير كشور => زن برادر هاشمي ثمره
عبدالحميد هاشمي ثمره : معاون وزير صنايع => برادر هاشمي ثمره
محمود احمدي نژاد (رييس جمهور):
داوود احمدي نژاد : رييس بازرسي رياست جمهوري => برادر احمدي نژاد
حسين شبيري : رييس صندوق مهر رضا => شوهر خواهر احمدي نژاد
پروين احمدي نژاد : معاون مركز امور زنان رياست جمهوري => خواهر احمدي نژاد
علي اکبر محرابيان : وزير صنايع => خواهرزاده احمدي نژاد
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 ساعت 10:7 |
لینک ثابت |
رئيس جمهور آمريکا و صدر اعظم آلمان هر کدام ماهيانه حدود 23 هزار يورو حقوق دريافت مي کنند.
به گزارش برنا، مجله "اکسپرس" در شماره اين هفته خود طي گزارشي به بررسي و مقايسه حقوق ماهيانه سياستمداران جهان پرداخت.
در ابتداي اين گزارش آمده: "نيکلا سارکوزي"، رئيس جمهور فرانسه ماهيانه 140% بيشتر از "ژاک شيراک"، رئيس جمهور سابق فرانسه حقوق دريافت مي کند، اما با اين حال از "جرج بوش"، رئيس جمهور آمریکا کمتر است.
در ادامه اين گزارش آمده: "نيکلا سارکوزي" دقيقا ماهيانه 19331 يورو دريافت مي کند.
در پايان اين گزارش نيز آمده: "جرج بوش" و "آنگلا مرکل"، صدر اعظم آلمان، هر دو ماهيانه حدود 23 هزار يورو حقوق دريافت مي کنند و جزو بيشترين چهره هاي سياسي جهان هستند که حقوق دريافت مي کنند.
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 10:9 |
لینک ثابت |
امام جمعه شيراز: «گراني خانه باعث شد جوان پاک ما به جاي مسکن، دوست دختر و دوست پسر بگيرند.»
حسني، امام جمعه اروميه: «اگر فرد مشرکي را وقتي فهميديم که واقعاً مشرک شده، بايد او را بسوزانيم؛ اگر با گلوله هم بود اشکالي ندارد.»
قرائتي: «ما آخوندها هميشه مثل گاز اشک آور عمل مي کنيم؛ فقط بلديم گريه مردم را در آوريم.»
احمدي نژاد: «ما يک کشور آزاد هستيم.»
سيد حسين مرعشي: «احمدي نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، که معجزه هزاره چهارم هم هست.»
امام جمعه تبريز: «علت زلزله اخير تبريز، اظهارات اعلمي نماينده تبريز در مورد سيدالشهدا بود.»
آيت الله خزعلي: «حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجويان ميشود.»
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه بیست و هشتم دی 1386 ساعت 8:27 |
لینک ثابت |
| تابستان ۲۰۰۸ |
| "بیل گیتس" از مایکروسافت خداحافظی می کند |
| تهران- خبرگزاری ایسکانیوز:مرد افسانهاى دنیاى کامپیوتر، براى آخرین بار غرفه شرکت مایکروسافت در نمایشگاه "وسایل الکترونیکى خانگى" لاوسوگاس را افتتاح کرد. او پیش از این اعلام کرده بود، تابستان سال ۲۰۰۸ از سمت خود کنارهگیرى مىکند. |
|
به گزارش روز جمعه گروه علمی فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" ، این مرد افسانه ای جهان کامپیوتر می گوید : ما این امتیاز را داشتیم که با جمعى از دوستان، یک شرکت کامپیوترى با ابعاد جهانى بسازیم. این حق ویژه به ما امکان این را داد که بخشى از یک دنیاى شگفتانگیز شویم. همزمان باید گفت که هنوز در ابتداى راه "انقلاب دیجیتالى" هستیم.» بیل گیتس متولد اکتبر ۱۹۵۵است . تنها پسر ویلیام گیتس، یکى از سرشناسترین وکلاى آمریکا. متاهل و پدر دو دختر و یک پسر. همسراو ملیندا فرنچ (Melina French)نام دارد و برنامهنویس کامپیوتر است . طبق تازه ترین اطلاعات "بیل " ۵۶ میلیارد دلار دارایی دارد و در آلبوم افتخارات خود "شخصیت برگزیده" سال ۲۰۰۵، هفتمین مرد قدرتمند دنیاى تجارت و دومین مرد سخاوتمند دنیا را ثبت کرده است . همه می دانند که هنوز هم "گیتس" وقتی قرار است در جمع حرف بزند کمی دستپاچه مىشود و وقتى می خواهد از خودش حرف زند خیلی با فروتنی می گوید :این کامپیوترها براى اینکه محاسبه کنند و امکان تهیه فایلهاى بزرگ اطلاعاتى فراهم کنند ساخته شدند. قرار نبود با تحول فردیت و برطرف کننده نیازهاى شخصى انسان ربطى داشته باشند. چیزى که واقعأ ماجرا را تغییر داد جادوى میکروپروسسورها بود، که به ما ظرفیت فوقالعاده زیادى روى یک چیپ داد. دوست من پاول آلان(Paul Allan) و من این چیپ را دیدیم و به خودمان گفتیم، این همان چیزى است که مىتواند کامپیوتر را به وسیله شخصىاى براى هرکس تبدیل کند.» خوب! اینطور هم مىشود، داستان را تعریف کرد. اما واقعیت این است که شرکت مایکروسافت، دنیاى کامپیوتر را متحول کرد. قبل از آن، کامپیوتر وسیله گران قیمت چند میلیون دلارى بود که شرکتهاى بزرگى که توان خریدش را داشتند، براى محاسبه از آن استفاده مىکردند. با وجود این گیتس مىگوید:«از آن روزها زمان زیادى مىگذرد. در فاصله این سالها کامپیوترها بهتر و بهتر شدهاند. بیل گیتس روز یکشنبه ششم ماه ژانویه، در نمایشگاه شهر لاسوگاس، شهرى که بیستوپنج سال کارش را از آنجا شروع کرده بود، اعلام کرد که در تابستان سال ۲۰۰۸ از پست خود در شرکت مایکروسافت کنارهگیرى مىکند. او در شهرى از دنیاى کامپیوتر خداحافظى مىکند، که قلههاى موفقیتش را در آن پشت سر گذاشته است. او در حالى از صحنه خداحافظى مىکند که مایکروسافت براى حفظ نمودار صعودى موفقیتش، با چالشهاى مختلفى روبروست. مایکروسافت براى حفظ جایگاهش باید با رقیبان سرسختى مثل گوگل دستوپنجه نرم کند. آن هم بدون گیتس . *بیل گیتس در کنفرانس سازمان بهداشت جهانى بیل گیتس تصمیم دارد از این پس تمام وقتش را همراه همسرش، وقف بنیاد خیریهاى کند که در سال ۱۹۹۴ بنیانگذارى کرده است: "بنیاد خیریه بیل و ملیندا گیتس". بنیادى که در پنج سال گذشته سهونیم میلیار دلار صرف مبازره با فقر و بیمارى ایدز کرده است. او در پاسخ خبرنگارانى که مىخواهند بدانند آیا او روزى دوباره روى صحنه ظاهر خواهد شد، مىگوید:«هر وقت که بخواهید مىتوانید مرا دعوت کنید. اما مطمئن نیستم که آیا اینکار را مىکنید یا نه، چون من درباره بیماری هاى واگیر صحبت خواهم کرد، نه درباره نرمافزارهاى فوقالعاده!» |
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 8:24 |
لینک ثابت |
درگذشت جهان پهلوان تختي
جهان پهلوان تختي درچنين روزي در سال1346خورشيدی به طرزي مشکوک درگذشت. تختي در روز پنجم شهريور ماه سال 1309 خورشيدی در خانوادهاي متوسط در محله خاني آباد تهران ديده به جهان گشود . او دو برادر و دو خواهر نيز داشت و غلامرضا کوچکترين فرزند خانواده بود . پدرش در اثر فقر براي تامين معاش خانواده ناچارشد خانه مسکوني خود را گرو بگذارد.شادروان تختي به لحاظ مشکلات خانوادگي و همچنين مالي فقط نه سال در دبستان و دبيرستان منوچهري خاني آباد درس خواند و به دليل علاقه به کشتي و ورزش باستاني به باشگاه پولاد رفت. تختي در دوران زندگي ورزشي اش رکورد دار شرکت در المپيک ها و کسب بيشترين مدال بود.
جهان پهلوان علاوه بر قهرماني، به لحاظ منش و رفتار انساني و سجاياي اخلاقي پسنديده و جوانمردي و نوع دوستي شهره خاص و عام بوده است. او زندگي خود را وقف مردم کرده بود. شادروان تختي در ورزش باستاني و کشتي پهلواني نيز داراي تبحر و مهارت بود، چنان که سه بار پهلوان ايران شد و هر بار کشتي گيران نامداري را مغلوب کرد. وي چهار ماه پس از بازگشت از آخرين سفر خود در آبان ماه سال 1345 خورشيدی زندگي مشترک خود را با همسرش آغاز کرد؛ که حاصل آن تولد بابک بود .
او در المپيک 1952 ميلادی هلسينکي ، مدال نقره و در المپيک 1956 ميلادی ملبورن مدال طلا گرفت . وي همچنين در المپيک سال 1960 ميلادی رم ، مدال نقره را به ارمغان آورد . تختي در رقابت هاي قهرماني جهان در سال 1951 ميلادی هلسينکي ، مدال نقره ، در سال 1961 ميلادی يوکوهاما ، مدال طلا و در 1962 ميلادی توليدو مدال نقره به گردن آويخت . وي همچنين در بازيهاي آسيايي 1958 ميلادی توکيو مدال طلا دريافت کرد . جهان پهلوان تختي درسال1956ميلادي با فرستادن نمايندههاي شوروي سابق و آِمريکا به ردههاي دوم و سوم اعتباربيشتري براي کشتي ايران فراهم کرد. او همچنين علاوه بر عرصه ورزش ، در عرصه سياست نيز يکي از مخالفين رژيم پهلوي بود به همين دليل ساواک اورت تحت نظر داشت. ساواک با طرح توطئه اي عليه او خواست که با کشتن وي ، مرگ او را در اذهان عمومي ، خود کشي قلمداد کند اما مردم بعد از شنيدن خبر شهادت شادروان تختي جلوي پزشک قانوني گرد آمدند و عليه رژيم شاه تظاهرات عظيمي بپا کردند. اين تظاهرات به زد و خورد با پليس انجاميد . تختي را در ابن بابويه به خاک سپردند. از به ياد ماندني ترين اقدامات شادروان تختي در جريان زلزله بوئين زهرا بود که در تاريخ جوانمردي پهلوانان ايران ثبت شده است.
در اين واقعه که هزاران تن از هموطنان کشته شدند تختي کمر همت بر بست و به ميان مردم کوچه و بازار رفت و مبلغ کلاني براي کمک به بازماندگان اين حادثه درد انگيز جمع آوري کرد. البته محبوبيت تختي ميان اقشار مختلف مردم دراين کاربسيار موثر بود.
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 18:5 |
لینک ثابت |
نشریه اینترنتی آرام به نقل از جمعیت اخترشناسی اردن نوشت، چند روز آخر ماه ذی حجه ( آخرین ماه قمری ) در سالجاری قمری ( 1428 ) با ماه ژانویه ( اولین ماه میلادی ) 2008 هم زمان می شود ضمن آنکه تمام سال 1429 در سال 2008 قرار می گیرد و پس از آن چند روز اول ماه 1430 قمری ( محرم الحرام) با اواخر سال 2008هم زمان می گردد، بدین ترتیب در سال 2008 میلادی شاهد سه سال 1428 ، 1429 و 1430 هجری قمری خواهیم بود.
سال میلادی 365 روز و 6 ساعت است در شرایطی که سال قمری 354 روز است که در این میان 11 روز اضافه بودن سال میلادی سبب می شود تا هر 33 سال یک بار شاهد آن باشیم که در یک سال میلادی سه سال قمری قرار می گیرد درنتیجه در سال 2041 میلادی شاهد تکرار این پدیده خواهیم بود
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 9:35 |
لینک ثابت |