تبليغاتX
روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 23:9 | لینک ثابت |



Подводный музей /Underwater Museum

Подводный музей /Underwater Museum

Подводный музей /Underwater Museum

Подводный музей /Underwater Museum

Подводный музей /Underwater Museum

Подводный музей /Underwater Museum

Подводный музей /Underwater Museum

Подводный музей /Underwater Museum

Подводный музей /Underwater Museum

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 22:15 | لینک ثابت |

او آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد :

مي گويند فردا شما مرا به زمين ميفرستيد اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه ميتوانم براي زندگي به آنجا بروم ؟

خداوند پاسخ داد :

ميان تعداد بسياري از فرشتگان من يكي را براي تو در نظر گرفتم او از تو نگهداري خواهد كرد .

اما كودك هنوز مطمئن نبود كه ميخواهد برود يا نه :

اما اينجا در بهشت من هيچ كاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها براي من كافي هستند .

خداوند لبخند زد :

فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود .

كودك ادامه داد :

چطور ميتوانم بفهمم مردم چه ميگويند وقتي زبان آنها را نميدانم ؟

خداوند او را نوازش كرد و گفت :

فرشتهُ تو زيبا ترين و شيرين ترين واژه هايي را كه ممكن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني .

كودك با نارحتي گفت :

وقتي ميخواهم با شما صحبت كنم چه كنم ؟

اما خدا هم براي اين سوال پاسخي داشت :

فرشته ات دستهايت را كنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد ميدهد چگونه دعا كني .

كودك سرش را برگرداند و پرسيد :

شنيده ام انسانهاي بدي هم در زمين زندگي ميكنند . چه كسي از من محافظت ميكند ؟

ـ فرشته ات از تو مواظبت خواهد كرد حتي اگر به قيمت جانش تمام شود .

كودك با نگراني ادامه داد :

اما من به اين دليل كه ديگر نميتوانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود .

خداوند لبخند زد و گفت :

فرشته ات درباره من با تو صحبت خواهد كرد و راه بازگشت نزد من را به تو خواهد آموخت ؛ گرچه من هميشه نزد تو خواهم بود .

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي شد . كودك ميدانست كه بزودي بايد سفرش را آغاز كند ؛ پس به آرامي يك سوال ديگر هم از خدا پرسيد :

خدايا ! اگر من بايد همين حالا بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگوييد .

خداوند شانه او را نوازش داد و پاسخ داد :

نام فرشته ات اهميتي ندارد . به راحتي ميتواني آن را مادر صدا كني ...

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 14:11 | لینک ثابت |

عکسها : فارس نیوز
ميوه جات تزئين شده توسط زنان سالمند در جشن شب يلداي مادر بزرگ ها
جشن شب يلداي مادر بزرگ ها
ميوه جات تزئين شده توسط زنان سالمند در جشن شب يلداي مادر بزرگ ها
 جشن شب يلداي مادر بزرگ ها
ميوه جات تزئين شده توسط زنان سالمند در جشن شب يلداي مادر بزرگ ها
كدوي تزئين شده توسط زنان سالمند در جشن شب يلداي مادر بزرگ ها
 جشن شب يلداي مادر بزرگ ها

 
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 9:54 | لینک ثابت |

مکه، سرزمين برگزيدة خداوند است و موردنظر و توجه پروردگار. سرزمين عرفان و معنويت و توحيد است، خاستگاه اسلام است، تربت منتخب آفريدگار است و زيارت اين ديار، قدم نهادن و رفتن و ديدن و فيض بردن از جاهايي است که مورد عنايت خاصّ خداست. ...




نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 16:4 | لینک ثابت |

ين يافته نشان مي‌دهد كه مهارت‌هاي غيرشفاهي رياضي منحصر به انسان‌ها نيست.

محققان آمريكايي گفتند، ميمون‌ها عمل جمع ذهني رياضي را به خوبي دانشجويان انجام مي‌دهند.
به گزارش خبرگزاري رويترز از شيكاگو، اين يافته نشان مي‌دهد كه مهارت‌هاي غيرشفاهي رياضي منحصر به انسان‌ها نيست.
اين تحقيق "دانشگاه دوك" در ادامه مطالعه محققان ژاپني است كه اوايل ماه جاري نشان دادند شمپانزه‌هاي جوان، يك بازي حافظه‌اي را بهتر از انسان‌هاي بزرگسال انجام دادند.
مطالعاتي كه پيش از اين انجام شده نشان داده است كه انسان نماهاي غير انسان مي‌توانند اعداد و تعداد اشياء را با هم جور كنند، اعداد را با هم مقايسه كنند و از ميان دو سري شيئي آن سري را كه تعداد بيشتري دارد، انتخاب كنند.
"جسيكا كانتلون" محقق علوم عصبي اداركي در دانشگاه دوك كه مطالعه وي در "مجله زيست‌شناسي ‪ PLoS‬كتابخانه عمومي علوم" به آدرس ‪ www.plosbiology.org‬منتشر شده است، گفت، اين اولين مطالعه‌اي است كه بررسي مي‌كند آيا ميمون‌ها مي‌توانند بر اساس انواع محاسبات رياضي تصميمات صريحي اتخاذ كنند يا خير.>
در اين مطالعه انسان‌ها و ميمون‌هاي مورد مطالعه مي‌بايست دو سري نقطه را كه مدت كوتاهي بر روي صفحه نمايش يك رايانه نمايان مي‌شد بطور ذهني با هم جمع مي‌كردند.
از اين دو گروه خواسته شد تا پاسخ درست را از ميان دو گزينه بر روي يك صفحه نمايش ديگر انتخاب كنند.
انسان‌ها اجازه نداشتند كه در حين كار بشمارند يا بصورت شفاهي پاسخ دهند و به آنها گفته شد كه تا حد ممكن سريع پاسخ دهند.
در اين مطالعه ديده شد كه انسان‌ها و ميمون‌ها هر دو در عرض يك ثانيه پاسخ دادند.
محققان گفتند، اين يافته‌ها قابليت‌هاي مشترك رياضي انسان‌ها و ميمونهاي انسان‌نما را نمايان مي‌سازد و اهميت زبان را -- كه عمل شمردن و انجام محاسبات پيشرفته را ميسر مي‌كند -- در تكامل رياضي در انسان‌ها نشان مي‌دهد.

http://www.xnews.ir/redirect.php?url=193423
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 8:54 | لینک ثابت |
images/20071219/science.jpg
 
جام جم آنلاين: نشريه تایم، در اجرای سنت همه ساله خود، در آستانه سال جدید میلادی، در اکثر حوزه‌های اجتماعی و خبری، 10موضوع مهم سال گذشته را از دیدگاه کارشناسان خود اعلام کرده‌است.
در حوزه دانش و فنآوری هم نشريه تایم، در 4 دسته کشفیات علمی، ایده‌های سبز، فاجعه‌های طبیعی و فاجعه‌های ناشي از بشر 10 واقعه مهم سال را بررسی کرده‌است.
در اينجا نگاهي داريم به 10 كشف مهم سال 2007 از ديدگاه نشريه تايم:
اما بخش جالب ‌فهرست مهم‌ترین وقایع علمی و طبیعی سال، به انتخاب 10 کشف برتر علمی سال 2007 برمی‌گردد.

1. زیست شناسی سلولی و مولکولی
در ماه نوامبر، شینیا یاماناکا از دانشگاه کیوتو و جیمز تامسون از دانشگاه وسکانسین، 2 زیست‌شناس مولکولی، در مقاله‌ای اعلام کردند که توانسته‌اند با دستکاری سلول‌های پوستی، سلول بنيادي جنینی تولید کنند. چنین کشف بزرگی منجر به آن خواهد شد که در آینده نزدیک دانشمندان بتوانند بدون ازبین بردن جنین، سلول‌های بنیادی درست کنند که نقش اساسی در درمان بیماری‌های ناشی از نقص اعضا و... دارد.

2. ژنتیک
اطلاعات لازم برای نقشه ژنوم انساني تا سال 2002 کامل شد، اما این حجم عظیم اطلاعات نیاز به پالایش داشت که این کار زیر نظر پروفسور ماوریک کاریگ ونتر، فیزیولوژیست مولکولی، در مریلند در ماه سپتامبر خاتمه یافت و عنوان دومین کشف بزرگ علمی سال را از آن خود کرد.

3. اخترفیزیک
ثبت درخشانترين انفجار ابر نو اختر در تاریخ فعالیت‌های نجومی توسط دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا در برکلی و دانشگاه تگزاس، بزرگ‌ترین پدیده نجومی سال و سومین پدیده علمی شناخته‌شد. در کهکشان راه‌شیری، 400میلیارد ستاره وجود دارد که تنها 1000عدد آنها اندازه‌ای برابر ستاره SN 2006gy دارند که انفجار آن ثبت‌شده است. جرم این ستاره، حدود 200برابر خورشید است.

4. جانورشناسی
در اعماق 700 تا 6000 متری دریای ودل در اقیانوس منجمد جنوبی، پژوهش‌هایی در سال گذشته انجام شد که منجر به کشف بیش از 700 گونه جانور جدید شد که چنین کشف یک جایی در تاریخ جانورشناسی‌ بی‌نظیر است. مجله نیچر هم این کشف را به‌عنوان مهم‌ترین کشف سال اعلام کرده‌است.

5. مهندسی پزشکی
ساخت دريچه مصنوعي براي قلب توسط تیم دکتر یاکوب در کالج سلطنتي لندن، که مشکلات 600هزارنفر را در سراسر جهان رفع خواهد کرد، پنجمین فعالیت مهم علمی سال نام‌گرفته‌است. این اختراع، 3 تا 5 سال دیگر‌ کاربردی خواهد شد.

6. اختر فیزیک
یک کشف نجومی دیگر رتبه ششم را از آن خود کرده‌ است؛ «مشتری‌های داغ». محققان انگلیسی طرح WASP، که دنبال سیارات خارج از منظومه شمسي می‌گردند، چند سیاره مشتری‌گونه پیدا کرده‌اند که دمای سطح آنها 2000درجه است و تداعی‌کننده سال‌های اولیه تشکیل منظومه شمسی هستند.

7. دیرینه‌شناسی
كشف فسيل دايناسور پرنده عظيم الجثه در شمال چين و مغولستان که برآوردها نشان می‌دهد ‌ یک‌ونیم تن وزن داشته است، تعجب دیرینه شناسان را برانگیخت. ساختار بدن این پرنده که 70 میلیون سال پیش‌ می‌زیسته، شبیه پرنده‌های امروزی است.

8. دیرینه‌شناسی
باز هم دیرینه‌شناسی رتبه هشتم را از آن خود کرد. بررسي اسكلت هاي انسان، تقریبا این ادعا را که انسان امروزی «هموساپینس - ساپینس» حدود 65 تا 25 هزار سال پیش در جنوب آفریقا شکل گرفته و از آنجا به شمال این قاره و سپس اروپا، آسیا و استرالیا مهاجرت کرده ،به یقین نزدیک کرده‌است.

9. جانورشناسی
پيرترين موجود زنده روي زمين ، صدف دوکفه‌ای است که در اقیانوس اطلس شمالی در نواحی شمالی ایسلند و در 80متری عمق آب کشف شد و لقب نهمین کشف علمی سال را هم از آن خود کرد.

10. زمین‌شناسی
زمین شناسان موزه علوم طبیعی لندن، در صربستان سنگ‌های معدنی‌ای را کشف کردند که بسیار جالب وغیرمنتظره بودند. کریپتونیت افسانه‌ای، رنگ سبز خیره‌کننده‌ای دارد و نحوه شکل‌گیری آن هنوز در پرده‌ای از ابهام قرار دارد.
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 8:41 | لینک ثابت |

آلبوم جدید و زیبای عباس قادری با نام دور هم بودن

 

دور هم بودن

تکه سنگ

ایران

حاجت

التماس

دلم تنگه

تو رو از دست نمیدم

یا علی

دور هم بودن (موزیک)

تکه سنگ (موزیک)

 

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 8:21 | لینک ثابت |
 
 
دور دنيا- همشهری آنلاین:
کودک 8 ماهه چینی با وزن 18.8 کیلوگرم رکورد چاقترین کودک دنیا را خواهد شکست.

به گزارش دیلی، کودک 8 ماهه‌ای که هنگام تولد وزنی عادی داشت اکنون با بیش از 18 کیلوگرم وزن و 78 سانتیمتر قد به عنوان یکی از چاقترین کودکان دنیا شناخته شده است.

مادر این پسر بچه که اهل شمال چین است، عنوان می‌کند که او در طول روز بیش از 20 بار تغذیه می‌شود.

او همواره گرسنه است و به خاطر چاقی بیش از حدش نمی‌تواند روی زمین چهار دست و پا برود و قادر به تحرک زیاد نیست.

تاریخ درج: 17 آذر 1386 ساعت 10:43 تاریخ تایید: 17 آذر 1386 ساعت 11:04 تاریخ به روز رسانی: 17 آذر 1386 ساعت 11:02  
     
  
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 18:53 | لینک ثابت |
 
 
دور دنيا- همشهری آنلاین:
پیرترین فرد جهان در سن 116 سالگی در اوکراین از دنیا رفت.

به گزارش بی بی سی،"ریهورتی نستور" 116 ساله که به عنوان پیرترین فرد جهان معرفی شده بود در حالی که خواب بود در منزلش در روسیه از دنیا رفت.

با مرگ او تلاش های محققان کتاب گینس برای ثبت نام او به عنوان پیرترین مرد جهان متوقف شد و نام او در این کتاب راه پیدا نکرد.

بعد از آقای نستور "ادنا پارکر" 114 ساله که در آمریکا زندگی می‌کند به عنوان پیرترین فرد جهان معرفی شده است.

به گفته خانواده نزدیک این مرد او به خاطر آنکه هرگز وضعیت مالی خوبی نداشت نتوانسته بود ازدواج کند و در منزلش همیشه بسیار فعال بود و لحظه‌ای آرام نمی نشست و در اواخر زندگی‌اش تنها از سردردهای همیشگی که داشت ناراحت بود.

آقای نستور که سال 1891 به دنیا آمده و کارگر ساده ای بود با گربه خانگی‌اش زندگی می کرد و خودش عامل زندگی بلندش را هرگز ازوداج نکردن می‌دانست.

تاریخ درج: 26 آذر 1386 ساعت 09:30 تاریخ تایید: 26 آذر 1386 ساعت 09:54 تاریخ به روز رسانی: 26 آذر 1386 ساعت 09:54  
     
  
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 18:52 | لینک ثابت |
طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود: ــ ارسطو
ــ موسي و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت

« به آن سوي خيابان برو »

و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همي گشت

ــ مارکس
مرغ بايد از خيابان رد ميشد اين از نظر تاريخي اجتنابناپذير بود .

ــ خاتمي
چون ميخواست با مرغهاي آن طرف خيابان گفتگوي تمدنها بکند

ــ رياضيدان

مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟

ــ نيچه
چرا که نه؟

ــ فرويد

اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که

به نوعي عدم اطمينان جنسي

دچار هستيد. آيا در بچگي شصت

خود را ميمکيديد؟

ــ داروين
طبيعت با گذشت زمان

مرغ را براي اين توانمندي رد

شدن از خيابان انتخاب کرده است

ــ همينگوي

براي مردن . در زير باران

ــ اينشتين
رابطهء مرغ و
خيابان نسبي است

ــ سيمون دوبوار
مرغ نماد زن و
هويت پايمالشدهء اوست از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد. رد شدن

ــ پاپ اعظم

بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند توجه ما بايد به آنها معطوف باشد
چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از
خيابان رد ميشود؟
ــصادق هدايت

غافل از اينکه آن طرف هم مثل از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بود،
همين طرف است، بلکه بدتر

ــ شیرين عبادي
نبايد گمان کرد که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر اسلام بوده است در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسي
را فراري نميدهد
ــ روانشناس
ميخواهد از خيابان رد شود؟  آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که

ــ نيل آرمسترانگ

يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها

ــ حافظ

عيب مرغان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

ــ کافکا

به آن سوي خيابان مرغ اين را ديد و به کثيف رفت سوي ديگر خيابان فرار کرد، ضمن

اينکه به ک . نگاهي بيتوجه و

وحشتزده انداخت . اين ک . را

مجبور کرد که دوباره به سوي

ديگر خيابان برود، تا مرغ را با

حضور فيزيکي خود مواجه کند و

دستکم او را به احترامي

وادارد که باعث گريختن مجدد او

شود، کاري که براي مرغ دست کم

از نظر اندازهء کوچک جثه اش

دشوارتر مينمود.

ــ بيل کلينتون

من هرگز با مرغ تنها نبودم

ــ فردوسي

بپرسيد بسيارش از رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ و سپاه


ــ ناصرالدينشاه

يک حالتي به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود آن پدرسوخته هم رد شد.

ــ سهراب سپهري


مرغ را در قدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب
بچينيم

ـ طرفدار داستانهاي علمي تخيلي
اين مرغ نبود که از خيابان رد شد

 
تمام جهان هستي را سانتيمتر به عقب راند? متر و ??مرغ خيابان و

ــ اريش فون دنيکن

مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند مگر آنتنهاي روي سر مرغ را نديديد؟

ــ جرج دبليو بوش
اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريسم جهاني بود و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالات متحده و ارزشهاي
دموکراسي دفاع کند محفوظ است
ــ سعدي
و مرغي را شنيدم که در آن سوي خيابان و در راه بيابان
و در مشايعت مردي آسيابان بود وي را گفتم از چه رو تعجيل کني؟
ندانم و اگر دانم نگويم و گفت اگر گويم انکار کنم
ــ احمد شاملو
 
و من مرغ را، در

گوشههاي ذهن خويش، ميجويم .

من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به



آن سوي خيابان . و من، تهي هستم،

از گلايههاي دردمند سرخ .

ــ رنه دکارت : از کجا ميدانيد

 

که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟

يا من؟

ـ لات محل

به گور پدرش ميخنده!
هيشکي نمتونه تو محل ما از

خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده

ــ بودا
با اين پرسش طبيعت
مرغانهء خود را نفي ميکني

ــ پدرخوانده

جاي دوري نميتواند برود



ــ فروغ فرخزاد

کودکي من، هيچ مرغي رد نشد از خيابانهاي


ــ ماکياولي
:
مهم اينست که مرغ

از خيابان رد شد.. دليلش هيچ

اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هر

نوع انگيزه را توجيه ميکند .
ــ پاريس هيلتون
اونور خيابون يه بوتيک باحال خوب لابد
ديده بوده

ــ هيتلر

اگر ارادهء ما همچنان

قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد
فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد

 
ــ احمدي نژاد


خيابان و
فناوري رد شدن از خيابان که کشورمان از آن برخوردار است حاصل رشد علمي جوانان ايران و

ما به رد شدن
حق ملت ايران است
از خيابان ادامه خواهيم داد
موج معنويت و بيداري در دنياي
اسلام، به اميد خدا به زودي اين
مرغ را از دامان دنياي اسلام
پاک خواهد کرد

ــ فردوسي پور
چه ميـــــــــکــنه اين مرغه 

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 12:43 | لینک ثابت |
 
سلام دوستان خوبم . شما تا حالا سفره ماهی پرنده شنیده بودید ؟
برای من که تازگی داشت . این هم تصاویری از سفره ماهی های پرنده . امیدوارم از دیدنشون خوشتون بیاد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 11:59 | لینک ثابت |
کلیپ دلقک
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 11:48 | لینک ثابت |
قطعاتی از فیلم مارمولک
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 20:44 | لینک ثابت |

تست اعتیاد به اینترنت IAT یكی از معتبرترین تست‌های مربوط به سنجش اعتیاد اینترنتی است كه توسط دكتر كیمبرلی یانگ ابداع شده است. در تست IAT هرچه نمره شما بیشتر باشد، اعتیاد شما به اینترنت شدیدتر است. نمرات هم به ترتیب از یك تا پنج هستند. در پایان، باید مجموع نمراتی را كه به بیست پرسش زیر می‌دهید، جمع بزنید. برای محاسبه مجموع نمرات خودتان، می‌توانید از ماشین‌حساب ویندوز كمك بگیرید.

 

چقدر بیشتر از آنچه كه قصد دارید، در اینترنت می‌مانید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر بخاطر آنلاین ماندن، اعضای خانواده را نادیده گرفته‌اید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر اینترنت را به بودن با همسرتان ترجیح می‌دهید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر از طریق اینترنت، با كاربران دیگر رابطه برقرار می‌كنید؟
۱- به ندرت ۲- گاه گاهی ۳- غالباً ۴- بكرات ۵- همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر دیگران از شما، بخاطر میزان آنلاین بودن‌تان شاكی هستند؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر بخاطر اینترنت، نمرات و كارهایتان در مدرسه اُفت كرده است؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر ایمیل‌هایتان را پیش از كارهای ضروری دیگرتان چك می‌كنید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر عملكرد كاری و بهره‌وری شما، بخاطر اینترنت آسیب دیده است؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

وقتی از شما می‌پرسند كه چه كارهایی آنلاین انجام می‌دهید، چقدر در موضع تدافعی یا پنهان‌كاری قرار می‌گیرید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر افكار آزار دهنده در زندگی را با افكار آرام‌بخش در اینترنت خنثی می‌كنید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر وقتی در اینترنت هستید، احساس می‌كنید توان پیش‌بینی امور را دارید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر فكر می‌كنید كه زندگی بدون اینترنت، چیزی كسالت‌بار؛ تهی و بی‌لذت است؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر وقتی كسی هنگام آنلاین بودن مزاحم شما می‌شود، غُر می‌زنید؛ فریاد می‌زنید یا عصبانی می‌شوید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر بخاطر قطع نكردن اینترنت، دچار بی‌خوابی هستید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر فكر می‌كنید در حالت آفلاین، حواس‌پرتی دارید؛ ولی در حالت آنلاین بهتر هستید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر وقتی آنلاین هستید این جمله را بكار می‌برید: فقط چند دقیقه مونده، الان میام.
۱- به ندرت ۲- گاه گاهی ۳- غالباً ۴- بكرات ۵- همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر سعی كرده‌اید از میزان آنلاین بودن خود بكاهید و موفق نشده‌اید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر سعی دارید میزان آنلاین بودن‌تان را از دیگران مخفی كنید؟
۱- به ندرت ۲- گاه گاهی ۳- غالباً ۴- بكرات ۵- همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر میزان آنلاین بودن را به بیرون رفتن با دیگران ترجیح می‌دهید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود

 

چقدر وقتی آفلاین هستید، احساس افسردگی و عصبیت دارید كه با آنلاین شدن از بین می‌رود؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بكرات ۵-همیشه
شامل حال من نمی‌شود.

 

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 6:40 | لینک ثابت |

 

شما از طریق اینترنت با کسی آشنا می شوید، هر روزی که سپری میشود خاطره های شما بیشتر و بیشتر شده و نسبت به هم علاقمند می شوید. اما چگونه می توانید تشخیص دهید که آیا واقعا عاشق شده اید یا رابطه شما تنها به دلیل یک

جاذبه موقتی است؟

 

یک انسان در طول زنـدگی خـود به طور میانگین حداقل 4 مـرتبه عـاشق مـیشود. اما آیا واقعا هر 4 مرتبه، عشق اوحقیقی است؟ ما در این قسمت علائم مربوط به عشق، احترام و ارتباط را بـاشما در میان مـی گـذاریـم تـا قـادر به تصمیم گیری باشید و تشخیص دهید که آیا فردی که با او قرار ملاقات می گذارید شخص مورد نظر شما هست یا خیر.

 

1-       ارتباط


وجود صداقت در رابطه جزء ضروریات به شمار می رود، همچنین پیش از آنکه به کسی تعهد بدهید باید سعی کنید که در ابتدا او را به خوبی بشناسید. شما تا چه حد یکدیگر را می شناسید؟ آیا فقط در مورد مسائل جنسی با یکدیگر صحبت می کنید؟

 

نقاط قوت:

·         شما در مورد تمام مسائل زندگی از قبیل مال و ثروت، فرزند، چیزهایی که از آن وحشت دارید و آرزوهایتان با یکدیگر صحبت می کنید.

·         شاید با هم بحث کنید، اما در آخر به مصالحه دست پیدا می کنید.

·         در مورد احساساتتان با یکدیگر صادق و روراست هستید.

نقاط ضعف :

·         شما تنها رنگ مورد علاقه و نام مجله ای را که او می خواند، می دانید و از طرح سوالات عمیق تر پرهیز می کنید زیرا تصور می کنید که او جواب شما را نخواهد داد و یا می ترسید که پاسخ او مطابق میل شما نباشد.

·         کمتر اتفاق می افتد که احساساتتان را با یکدیگر در میان بگذارید به همین دلیل پس از گذشت مدت زمان کوتاهی هر دوی شما اظهار نا امیدی کرده و رفته رفته تنفر و رنجش جایگزین مهر و محبت می شود.

·         هیچ یک از شما حاضر به بخشیدن دیگری نیست.

2-       عشق
یک رابطه سالم و یا ازدواج بدون وجود عشق برای مدت زمان زیادی دوام ندارد. آیا رابطه شما بر اساس عشق و علاقه بنا نهاده شده است یا اینکه فقط خودتان را به بازی گرفته اید؟

 

نقاط قوت :

·         در زمان بروز هر نوع بحرانی، بدون توجه به نتیجه کار، در کنار هم می ایستید.

·         از خود گذشتگی نشان می دهید تا بتوانید طرف مقابل خود را شاد کنید.

·         صادق و راستگو هستید و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنید.

·         از نظر عاطفی، جسمی، روحی و ذهنی با یکدیگر همخوانی دارید.

·         جدا از بحث عاشقی، دوست های خوبی نیز برای یکدیگر هستید.

نقاط ضعف :

·         در زمان بروز مشکلات هر کس راه خودش را پیش می گیرد.

·         شریک شما غیر قابل اطمینان است و نسبت به جنس مخالف خود نظر دارد.

·         تا زمانیکه نتوانید حقیقت را پیدا کنید او به شما دروغ می گوید.

·         سازگاری عاطفی و جسمی و روحی ناچیزی بین شما دو نفر وجود دارد.

·         در شرایط مختلف نسبت به شما وفادار نیست.

3-       احترام


رابطه عاطفی بر اساس رفاقت، احترام و پذیرفتن یکدیگر بنا نهاده می شود. زمانیکه احترامی وجود نداشته باشد، شک و بد گمانی جایگزین اعتماد و احترام شده و به مرور زمان تنفر و بیزاری به تارو پود رابطه شما نفوذ پیدا می کنند.

 

نقاط قوت:

·         شما از عیوب شریک خود آگاه  هستید و برخی از اشتباهات را قبول می کنید.

·         علایق شخصی و هویت اصلی یکدیگر را تشویق و حمایت می کنید.

·         برای گوش کردن به نقطه نظرات یکدیگر وقت می گذارید.

نقاط ضعف :

·         در مقابل دیگران از هم انتقاد می کنید .

·         شریکتان به شما اجازه نمی دهد که بر اساس علایق شخصی تان عمل کنید و همیشه کلیه رفتارهای شما را زیر نظر دارد.

·         شما دائما بر روی معیارهایی که از یکدیگر انتظار دارید مشاجره می کنید.

·         شما نمی توانید اشتباهات یکدیگر را ببخشید یا/و فراموش کنید.

از نوع ارتباط خود آگاه باشید و برخورد معقولی از خود نشان دهید. اگر نمی توانید آنرا پرورش دهید پس شاید زمان ترک آن فرارسیده باشد. اما اگر احساس می کنید که رابطه شما محکم و پا بر جاست، می توانید با کمک گرفتن از عشق دو طرفه، احترام و ارتباط آنرا مستحکم تر نمایید.

 

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 6:38 | لینک ثابت |
بسته فرهنگی دکتر شریعتی
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 ساعت 16:33 | لینک ثابت |
تبدیل آنلاین فرمتها به یکدیگر
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 ساعت 16:31 | لینک ثابت |

 چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الاهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد یا کلیسا طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن یا کتاب مقدس سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!
چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل کلیسا یا مسجد تمایل داریم!
چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان کتب مقس و قرآن رو به سختی باور می کنیم!
چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!
خنده داره . اینطور نیست؟!
دارید می خندید؟
دارید فکر می کنید؟
این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.
آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 ساعت 16:29 | لینک ثابت |

 

در آتش سوزي يك اتوبوس در مسير بين آنكارا و استانبول، همه قسمتهاي اتوبوس سوخت و فقط قرآني كه در وسايل يكي از مسافران بود، سالم ماند

 

 

 

به گزارش پايگاه خبري تقريب، يك اتوبوس كه در منطقه ماداغ در مسير بين آنكارا و استانبول در حال حركت بود، ناگهان طعمه حريق شد و مسافران آن موفق به فرار شدند؛ اما تمام اجزاي اين اتوبوس به جز قرآني كه در وسايل يكي از مسافران بود، در آتش سوخت.

به گفته كارشناسان، آتش سوزي در موتور اتوبوس اتفاق افتاد، اما خوشبختانه مسافران پيش از زبانه كشيدن آتش، وسايل خود را در اتوبوس گذاشته و فرار كردند.

به نوشته روزنامه الرايه، اتفاق عجيبي كه در اين آتش سوزي رخ داد، اين بود كه آتش همه چيز را نابود كرد، اما قرآني كه پيش از آتش سوزي در دست يكي از مسافران بود و او از ترس آن را گذاشته و فرار كرده بود، سالم ماند.

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 ساعت 16:28 | لینک ثابت |
ورزش بانوان
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 ساعت 16:20 | لینک ثابت |
 
 
 
 
 
  
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 ساعت 9:2 | لینک ثابت |

 


1) یک سوسک حمام میتواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.
2)
یک کوروکودیل نمیتواند زبانش را بیرون در بیاورد.
4)
حلزون میتواند 3 سال بخوابد.
5)
به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر میترسند تا از مرگ!
6)
اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچوقت تمام نخواهد شد.
7)
خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفهجویی کند.
8)
ملت آمریکا بطور میانگین روزانه 73000 متر مربع پیتزا میخورند.
9)
چشمهای شترمرغ از مغزش بزرگتر است.
10)
بچهها بدون کشکک زانو متولد میشوند. کشککها در سن 2 تا 6 سالگی ظاهر میشوند.
11)
کوبیدن سر به دیوار 150 کالری در ساعت مصرف میکند.
12)
پروانهها با پاهایشان میچشند.
13)
گربهها میتوانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگها کمتر از 10 تا!
14)
ادرار گربه زیر نور سیاه میدرخشد.
15)
تعداد چینیهایی که انگلیسی بلدند، از تعداد آمریکاییهایی که انگلیسی بلدند، بیشتر است!!

16)
دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند.
17)
فیلها تنها حیواناتی هستند که نمیتوانند بپرند.
18)
هر بار که یک تمبر را میلیسید 10/1 کالری انرژی مصرف میکنید.
19)
فورییه 1865 تنها زمانی بود که ماه کامل نشد.
20)
کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است.
21)
اگر عروسک باربی را زنده تصور کنید سایزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتیمتر خواهد بود با گردنی 2 برابر بلندتر از یک انسان نرمال.
22)
تمام خرسهای قطبی، چپ دست هستند.
23)
اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید میشود.
24)
اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کردهاید.
25)
در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن خود را میکندند حتی ابروها و موژهها.
26)
کوتاهترین جنگ در تاریخ در سال 1896 بین زانزیبار و انگلستان رخ داد که 38 دقیقه طول کشید.
27)
در 4000 سال گذشته هیچ حیوان جدیدی رام نشده است.
28)
هیچوقت نمیتوانی با چشمان باز عطسه کنی.
29)
تعداد انسانهایی که به وسیله خر کشته میشوند، از انسانهایی که در سانحه هوایی میمیرند بیشتر است.
30)
چشمهای ما از بدو تولد همین اندازه بودهاند، اما رشد دماغ و گوش ما هیچوقت متوقف نمیشوند.

 

ایا میدانستید.....


1) فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از 116 سال عمر میکند.
2)
هر آمریکایی به طور میانگین 2 کارت اعتباری دارد.
3)
قلب انسان میتواند خون را 10 متر به بیرون پرتاب کند.
4)
متداولترین نام در دنیا محمد است.
5)
زبان قویترین ماهیچه در بدن است.
6)
روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر یکی است.
7)
ستاره دریایی مغز ندارد.
8)
زنان تقریبا 2 برابر مردان چشمک میزنند.
9)
شما نمیتوانید با حبس کردن نفستان خودکشی کنید.
10)
انسانهای راست دست به طور میانگین 9 سال بیش از چپ دستها عمر میکنند.

11)
لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد.
12)
درآمد مایکل جوردن از کمپانی نایک، بیش از درآمد تمام کارکنان این کمپانی در کشور مالزی است.
13)
هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمیشود.
14)
مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست میافتند.
15)
هر انسانی در طول زندگیاش به طور میانگین 8 عنکبوت را در حال خواب میخورد.
16)
گربه ماهی بیش از 27000 عضو چشایی دارد.
17)
کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوختی که میسوزاند فقط 1.5 متر حرکت میکند.
18)
صندلی الکتریکی را یک دندانپزشک اختراع کرد.

ایا میدانستید.....

آیا میدانید رشد کودک در بهار بیشتر است
آیا میدانید در امریکا سالیانه ۸۵ میلیون تن کاغذ مصرف می شود
آیا میدانید اسب ماده ۳۰ واسب نر ۳۶ دندان دارد
آیا میدانید حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند
آیا میدانید زمان لازم برای اینکه آب اقيانوسها ۱ دور در چرخه هيدرولوژيكي بچرخد ۳۰۰۰ سال است
آیا میدانید اين زمان براي يخهاي قطبي ۸۰۰۰ سال و براي آبهاي زير زميني ۵۰۰۰ سال مي باشد
آیا میدانید فقط ۰.۱ ٪ از ابهای زمین قابل استفاده برای اشامیدن است
آیا میدانید اقآیان روزانه ۴۰ تار مو وخانم ها ۷۰ تا موی خود را از دست می دهند
آیا میدانید وزن اسكلت انسان بالغ ۱۳ تا ۱۵ كيلوگرم است
آیا میدانید زرافه ميتواند با زبانش گوشهايش را تميز کند
آیا میدانید اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند
آیا میدانید مساحت درياچه اروميه ۶ هزار کليومتر مربع و عميق ترين جای آن ۱۴ متر ميباشد
آیا میدانید نعناع سسکه و تنگي نفس را شفا ميدهد .
آیا میدانید ۲۰۰ ويروس شناخته شده كه به دستگاه تنفس اثر و باعث سرماخوردگي ميشوند.
آیا میدانید دريای مديترانه بين ۳ قاره اروپا ، آسيا و آفريقا قرار دارد
آیا میدانید جرم زمين هشتاد و يک برابر ماه است
آیا میدانید انسان اوليه (ناندرتال ها) و اجداد اوليه انسان هر دو در يک زمان در اروپا بودند
آیا میدانید وزن کره زمين ۶ * ۱۰ به توان ۱۸ كيلوگرم كه با F = G * M۱ * M۲ / R۲ بدست امده
آیا میدانید نوزاد بیش از ۳۰۰ استخوان دارد که با رشد بعضي از آنها به يكديگر جوش مي خورند
آیا میدانید تقريباً يك سوم وزن يك زن و يك دوم وزن يك مرد را ماهيچه تشكيل مي دهد
آیا میدانید ۳۰ برابر جمعیتی که امروزه بر روی کره زمین است در زیر خاک مدفون اند
آیا میدانید با یک مداد می توان خطی به طول ۵۶ کیلومتر کشید
آیا میدانید عقرب ها تنها موجوداتی هستند که اشعه رادیو اکتیو تاثیری بر انها ندارند
آیا میدانید عقرب ها دو دشمن دارند که یکی از انها یک نوع سار و دیگری مگس است
آیا میدانید شیشه به ظاهر جامد به است ولی مایعی است که با سرعت بسیار کند حرکت میکند
آیا میدانید اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد
آیا میدانید نور میتواند در یک ثانیه ۷.۵ دور دور زمین بچرخد
آیا میدانید اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم تقريبا ۹۷,۰۰۰ كيلو متر مي شود.
آیا میدانید سرعت صوت در فولاد ۱۴ بار سريعتر از سرعت آن در هوا ست.

 

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 11:57 | لینک ثابت |

برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است كه حتي خود سوال كنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند.

شركت بريتيش تله كام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را كه كاربران كامپيوتري يا اينترنتي اين شركت ازمشاوران آنها پرسيده اند را منتشر كرد. برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است كه حتي خود سوال كنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند.
1- كاربر: كامپيوتر مي گويد هر كليدي را (any key) فشار دهيد اما من نمي توانم دكمه any را روي كي بوردم پيدا كنم؟
2- كاربر: من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم.
3- كاربر: من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد؟
4- كاربر: اينترنت من كار نمي كند!
مشاور: مودم را وصل كرده ايد ، همه سيم هاي كامپيوتر را چك كرده ايد؟ كاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!
5- كاربر: پسر 14 ساله من براي كامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟
كاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج كرده.
6- مشاور: لطفا روي ماي كامپيوتر (كامپيوتر من) كليك كنيد.
كاربر: من فقط كامپيوتر خودم را دارم كامپيوتر شما پيش من نيست.
7- مشاور: مشكل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است كه روي دستگاهتان نصب شده(Spy در انگليسي به معني جاسوس است)
كاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل موانيتور وقتي لباس عوض ميكنم من راببيند؟
8- كاربر: ماوس پد من سيم ندارد!
مشاور: من فكر كنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.
كاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا كند؟ يعني وايرلس است؟
در يك مورد ديگر نيز مركز مشاوره مايكروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را اينگونه منتشر كرده است.
مركز مشاوره : چه نوع كامپيوتري داريد؟ مشتري : يك كامپيوتر سفيد...
مركز : روي آيكن My Computer در سمت چپ صفحه كليك كن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
مشتري : سلام...من نمي تونم پرينت كنم.
مركز : ميشه لطفاً روي Start كليك كنيد و...
مشتري : گوش كن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
مشتري : من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي كنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا كنم» من حتي پرينتر رو بلند كردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما كامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش كنه...
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشكل دارم...
مركز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.
مركز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy كه دوستم از سوپرماركت برام خريده.
مركز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : كار نمي كنه.
مركز : دقيقاً چه كار كردين؟
مشتري : من كليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور كه بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...
مركز : رمز عبور شما حرف كوچك a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
يك مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مركز : شما مطمئنيد رمز درست رو به كار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همكارم اين كار رو كرد.
مركز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.
مركز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي كنيد؟
مشتري : Netscape
مركز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer
مشتري : من يك مشكل بزرگ دارم. يكي از دوستام يك Screensaver روي كامپيوترم گذاشته، ولي هربار كه ماوس رو حركت ميدم، غيب ميشه!
مشتري : من بيش از 4 ساعت براي شما صبر كردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميكشه قبل از اينكه بتونين كمكم كنيد؟
مركز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشكلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word كار مي كردم و دكمه Help رو كليك كردم
بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد كي بالاخره كمكم مي كنيد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مركز : خوب، و چه مشكلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟

 

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 21:10 | لینک ثابت |
 

ژانگ زي لين از چين

 

 

 

 

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 20:33 | لینک ثابت |
 
نیمه شب بیست و هشتم شهریور ۱۳۵۵ برای کارکنان برج مراقبت فرودگاه مهرآباد شبی معمولی و خسته کننده بود تا این که تماس های مکرر ساکنان مناطق شمالی تهران آنها را متوجه حضور شی پرنده ناشناسی برفراز شمیران کرد.
 
لحظاتی بعد دو فروند جنگنده اف-۴ پایگاه هوایی شاهرخی (نوژه) در همدان به سمت تهران ترک می کنند تا درباره پرواز این شی ناشناس تحقیق کنند.
فردای آن روز روزنامه های پایتخت در گزارش مختصری از حضور اشیای پرنده ناشناس برفراز تهران و تلاش "ستوان جیم" برای تعقیب آنها خبر دادند.
 
ماجرای تعقیب و گریز اشیای پرنده ناشناس به وسیله پرویز جعفری یکی از شناخته شده ترین حوادث مستند در این باره است
 
فردای آن روز روزنامه های پایتخت در گزارش مختصری از حضور اشیای پرنده ناشناس برفراز تهران و تلاش "ستوان جیم" برای تعقیب آنها خبر دادند.
سی و یک سال پس از این حادثه، سرتیپ دوم خلبان پرویز جعفری که روزنامه ها از او به دلایل امنیتی با نام مستعار "ستوان جیم" نام برده بودند، از تهران به واشنگتن سفر کرده تا به همراه تعدادی از مسوولان رسمی و افسران نظامی نه کشور جهان از دولت آمریکا بخواهد با انتشار اسناد طبقه بندی شده بررسی های خود درباره اشیای پرنده ناشناس به تحقیقات بین المللی در این باره کمک کند.
این گروه که علاوه بر آقای جعفری شامل فرماندار سابق ایالت آریزونا، مدیر سابق اداره اشیای پرنده ناشناس وزارت دفاع بریتانیا و تعدادی از خلبانان آمریکایی و غیرآمریکایی است، هفته گذشته در یک کنفرانس مطبوعاتی در واشنگتن از دولت آمریکا به خاطر کنار گذاشتن طرح تحقیقاتی "کتاب آبی" در دهه ۶۰ میلادی انتقاد کرد.
این در حالی است که در هفته های گذشته با مطرح شدن موضوع مشاهده اشیای پرنده ناشناس به وسیله جیمی کارتر از روسای جمهور سابق آمریکا و دنیس کوسینیچ از داوطلبان نامزدی حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری این کشور، این موضوع دوباره مورد توجه رسانه های این کشور قرار گرفته است.

 

"هواپیمایم از کار افتاد"

 

پرویز جعفری (ستوان جیم) که در زمان حادثه با درجه سرگردی فرماندهی دو فانتوم اعزامی از پایگاه شاهرخی را بر عهده داشت، در گفتگو با بی بی سی فارسی در واشنگتن، خاطرات خود از وقایع شب بیست و هشتم شهریور ۱۳۵۵ را بازگو کرد.
به گفته سرتیپ جعفری، پس از تماس مسوول برج مراقبت مهرآباد با تیمسار یوسفی، فرمانده کشیک نیروی هوایی، دو فانتوم این نیرو از همدان روانه تهران می شوند.
سرنشینان جنگنده اول پس از نزدیک شدن به شی پرنده ناشناس برفراز تهران متوجه از کار افتادن آلات دقیق و وسایل ارتباط رادیویی خود می شوند و مجبور به برگشت به پایگاه شاهرخی می شوند.

 

موجودات فضایی؟
 "(شی ناشناس) حرکت های خیلی سریع می کرد و با سرعت بالا جابجا می شد. از خود چهار نور ساطع می کرد. از قسمت بالای آن نوری قرمز و چشمک زن، در پایین نوری نارنجی رنگ و در طرفین نوری آبی رنگ ساطع می شد. این نورها به قدری شدید بودند که امکان دیدن بدنه این شی وجود نداشت"
 
سرتیپ جعفری
 
   
در این حال، آقای جعفری که به همراه سروان دمیریان، خلبان دوم خود به فاصله ده دقیقه پس از هواپیمای اول پایگاه را ترک کرده بود، سعی می کند با نزدیک شدن به شی ناشناس، با چشم و به وسیله رادار آن را ارزیابی کند.
آقای جعفری مشاهدات خود از این شی را این طور بیان می کند: "حرکت های خیلی سریع می کرد و با سرعت بالا جابجا می شد. از خود چهار نور ساطع می کرد. از قسمت بالای آن نوری قرمز و چشمک زن، در پایین نوری نارنجی رنگ و در طرفین نوری آبی رنگ ساطع می شد. این نورها به قدری شدید بودند که امکان دیدن بدنه این شی وجود نداشت."
با نزدیک شدن جنگنده اف-۴ به فاصله ۴۰ کیلومتری شی پرنده ناشناس که به سمت بیابان های جنوب تهران در حال حرکت بود، جسم نورانی کوچکی از آن جدا می شود و به سمت هواپیمای ایرانی حرکت می کند.
سرتیپ جعفری در این باره می گوید: "من فکر کردم موشکی به سمت من شلیک شده و سعی کردم با موشک حرارتی آن را هدف قرار دهم. ولی وقتی موشکم را انتخاب کردم، متوجه از کار افتادن آلات دقیق و خاموش شدن همه چراغ ها بر روی صفحه مقابلم شدم. در آن لحظه آلات دقیق شروع به نوسان کردند و ارتباط رادیویی هم از کار افتاد."
آقای جعفری درباره احساس خود در آن لحظه می گوید: "هم حس کنجکاوی داشتم و هم این که با گذشت زمان وحشت برم داشت."
با ادامه حرکت جسم نورانی به طرف جنگنده اف-۴، آقای جعفری تصمیم می گیرد در صورت نزدیک تر شدن آن، به بیرون بپرد ولی با فاصله گرفتن هواپیما از شی پرنده ناشناس اصلی، جسم نورانی به سوی سفینه اصلی بر می گردد.
در این حال، به گفته آقای جعفری به او دستور فرود در تهران داده می شود و همزمان جسم نورانی دیگری از شی ناشناس جدا می شود و با سرعت بالا به دور جت اف-۴ حرکت می کند.
 
تعقیب و گریز برفراز تهران
 
پرویز جعفری می گوید هنگام پرواز به سمت مهرآباد،ناگهان متوجه حرکت یک شی ناشناس دیگر از شمال تهران به سوی خود می شود.
 
 
مشاهده چندین مورد پرواز اشیای پرنده ناشناس برفراز ایران در سال 2004 سوال برانگیز شد
 
" یک چیزی از ارتفاع خیلی پایین از بالای سر من رد شد. این یکی خط کش مانند بود و مانند شی ناشناس اول گرد نبود."
پرویز جعفری هنگام فرود متوجه حرکت جسم نورانی دیگری از شی پرنده ناشناس اصلی به سمت زمین در منطقه کهریزک می شود و با گزارش این موضوع بار دیگر ماموریت پیدا می کند به سمت آن حرکت کند.
با نزدیک شدن مجدد جت اف-۴ به شی پرنده ناشناس، آلات دقیق و رادار آن بار دیگر از کار می افتد و در نهایت مجبور به بازگشت به فرودگاه مهرآباد می شود.
آقای جعفری با اشاره به وقایع آن شب می گوید علاوه بر مسوولان ایرانی، آمریکایی ها هم به این موضوع کنجکاوی نشان دادند و اسناد خود درباره آن را تا سال ها به حالت طبقه بندی شده نگهداری می کردند.
به گفته سرتیپ جعفری، اسنادی که به تازگی منتشر شده نشان می دهد یکی از ماهواره های نظامی آمریکا پرواز شی پرنده ناشناس برفراز تهران را ردگیری کرده بود.
پس از فرود هواپیمای آقای جعفری در تهران، او به همراه سروان دمیریان و دو خلبان اف-۴ دیگر مورد آزمایش پزشکی قرار گرفتند و هواپیماهای آنها از نظر آلودگی رادیواکتیوی بررسی شد.
به گفته آقای جعفری، آزمایش های پزشکی به طور متناوب برای ماه ها ادامه داشت و هیچ مورد غیرطبیعی در بدن او و سایر خلبانان مشاهده نشد.
پرویز جعفری پس از این حادثه به خدمت در نیروی هوایی ایران ادامه می دهد و در سال ۱۳۶۸ با درجه سرتیپ دومی بازنشست می شود.
سروان دمیریان در جریان جنگ هشت ساله کشته شد.
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 20:24 | لینک ثابت |
پليس ابوظبي در اقدامي قابل توجه، تصميم گرفته رانندگان متخلف را به شيوه اي غيرمعمول جريمه كند.

به گزارش جام جم به نقل از پايگاه اينترنتي الرايه، اين نوع جريمه كه در كشورهاي شرقي ناآشناست، در برخي از كشورهاي غربي پيش از اين به اجرا درآمده است.
اين رانندگان پس از دستگير شدن، 48 ساعت در بخش خدمات عمومي به كار گمارده مي شوند.

پليس ابوظبي رانندگان متخلف را مجبور مي كند يك روز مدارس را نظافت كنند و يك روز خيابان ها را.
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 7:3 | لینک ثابت |
این تست فقط 3 پرسش دارد و جواب ها شما را شگفت زده خواهند کرد.

جواب ها را نخوانید زیرا مغز مانند چتر نجات عمل میکند،وقتی که باز است بهتر کار میکند.

اگر به جواب ها نگاه کنید نتیجه درستی نخواهید گرفت.

یک قلم و کاغذ بردارید و جواب ها را بنویسید.

این یک تست صادقانه است که اطلاعات زیادی از خودتان به شما می دهد.

حالا شروع کنید.....!!!


1-
نام های این حیوانات را به ترتیب علاقه خود قراردهید:

گاو

ببر

گوسفند

اسب

خوک

2-
یک کلمه برای توصیف اسامی زیر بنویسید:

سگ

گربه

موش صحرایی

قهوه

دریا

3-
به کسانی فکر کنید (کسانی که شما را بشناسند وبرای شما مهم باشند) و آن ها را به رنگ های زیر ربط دهید (افراد تکراری نباشند. برای هر رنگ،نام یک فرد).

زرد

نارنجی

قرمز

سفید

سبز


توجه: جواب های شما باید دقیقاً همانی باشند که مطلوب شماست.

حالا تعابیروتفاسیر جواب هایتان را بخوانید.


1-

گاو یعنی "کار."

ببر یعنی "غرور و فخر."

گوسفند یعنی "عشق."

اسب یعنی "خانواده."

خوک یعنی "پول."

2-

توصیف شما ازسگ،"شخصیت شماست."

توصیف شما ازگربه،"شخصیت شریک زند گی تان است."

توصیف شما ازموش صحرایی،"شخصیت دشمن شماست."

توصیف شما ازقهوه،"تعبیر شما از رابطه زناشویی است."

توصیف شما ازدریا،"زندگی خود شماست."

3-

زرد : "کسی که هیچ وقت فراموشش نخواهید کرد."

نارنجی : "کسی که به نظر شما دوست واقعیتان است."

قرمز : "کسی که شما به اوعشق می ورزید.گ

سفید : "جفت روح شما."

سبز: "کسی که تا آخرعمرتان او را به خاطر خواهید داشت

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 6:59 | لینک ثابت |
داستان ماه بهتر است
روزی شخصی از ملا پرسید: ماه بهتر است یا خورشید!؟
ملا گفت ای نادان این چه سوالی است که از من می پرسی؟ خوب معلوم است, خورشید روزها بیرون می آید که هوا روشن است و نیازی به وجودش نیست!
ولی ماه شبهای تاریک را ورشن می کند, به همین جهت نفعش خیلی بیشتر از ضررش است!
 
داستان درخت گردو
روزی ملا زیر درخت گردو خوابیده بود که ناگهان گردویی به شدت به سرش اصابت کرد و سرش باد کرد. بعد از آن شروع کرد به شکر کردن
مردی از انجا می گذشت وقتی ماجرا را شنید گفت:اینکه دیگر شکر کردن ندارد.
ملا گفت: احمق جان نمی دانی اگر به جای درخت گردو زیر درخت خربزه خوابیده بودم نمیدانم عاقبتم چه بود؟!
داستان قیمت حاکم
روزی ملا به حمام رفته بود اتفاقا حاکم شهر هم برای استحمام آمد حاکم برای اینکه با ملا شوخی کرده باشد رو به او کرد و گفت : ملا قیمت من چقدر است؟
ملا گفت : بیست تومان.
حاکم ناراحت شد و گفت : مردک نادان اینکه تنها قیمت لنگی حمام من است.
ملا هم گفت: منظورم همین بود و الا خودت ارزش نداری!
داستان قبر دراز
روزی ملا از گورستان عبور می کرد قبر درازی را دید از شخصی پرسید اینجا چه کسی دفن است!
شخص پاسخ داد : این قبر علمدار امیر لشکر است!
ملا با تعجب گفت: مگر او را با علمش دفن کرده اند؟!
داستان خانه عزاداران
روزی ملا در خانه ای رفت و از صاحبخانه قدری نان خواست دخترکی در خانه بود و گفت : نداریم!
ملا گفت: لیوانی آب بده!
دخترک پاسخ داد: نداریم!
ملا پرسید: مادرت کجاست:
دخترک پاسخ داد : عزاداری رفته است!
ملا گفت: خانه شما با این حال و روزی که دارد باید همه قوم و خویشان به تعزیت به اینجا بیایند نه اینکه شما جایی به عزاداری بروید!
داستان بچه ملا
روی ملا خواست بچه اش را ساکت کند به همین جهت او را بغل کرد و برایش لالایی گفت و ادا در می آورد, که ناگهان بچه روی او ادرار کرد!
ملا هم ناراحت شد و بچه را خیس کرد.
زنش گفت: ملا این چه کاری بود که کردی؟
ملا گفت: باید برود و خدا را شکر کند اگر بچه من نبود و غریبه بود او را داخل حوض می انداختم!
داستان ملا در جنگ
روزی ملا به جنگ رفته بود و با خود سپر بزرگی برده بود. ولی ناگهان یکی از دشمنان سنگی بر سر او زد و سرش را شکست.
ملا سپر بزرگش را نشان داد و گفت: ای نادان سپر به این بزرگی را نمی بینی و سنگ بر سر من می زنی؟
داستان نردبان فروشی ملا
روزی ملا در باغی بر روی نردبانی رفته بود و داشت میوه می خورد صاحب باغ او را دید و با عصبانیت پرسید: ای مرد بالای نردبان چکار می کنی؟ملا گفت نردبان می فروشم!
باغبان گفت : در باغ من نردبان می فروشی؟
ملا گفت: نردبان مال خودم هست هر جا که دلم بخواهد آنرا می فروشم.
داستان لباس نو
روزی ملا ملا به مجلس میهمانی رفته بود اما لباسش مناسب نبود به همین جهت هیچکس به او احترام نگذاشت و به تعارف نکرد!
ملا ه خانه رفت و لباسهای نواش را پوشید و به میهمانی برگشت اینبار همه او را احترام گذاشتند و با عزت و احترام او را بالای مجلس نشاندند!ملا هنگام صرف غذا در حالیکه به لباسهای نواش تعرف می کرد گفت: بفرمایید این غذاها مال شماست اگر شما نبودید اینها مرا داخل آدم حساب نمی کردند.
داستان ملا و گوسفند
روزی ملا از بازار یک گوسفند خرید در راه دزدی طناب گوسفند را از گردن آن باز کرد و گوسفند را به دوستش داد و طناب را به گردن خود بست و چهار دست و پا به دنبال ملا را افتاد.
ملا به خانه رسید ناگهان دید که گوسفندش تبدیل به جوانی شده است
دزد رو به ملا کرد و گفت من مادرم را اذیت کرده بودم او هم مرا نفرین کرد من گوسفند شدم ولی چون صاحبم مرد خوبی بود دوباره به حالت اول بازگشتم.
ملا دلش به حال او سوخت و گفت: اشکالی ندارد برو ولی یادت باشد که دیگر مادرت را اذیت نکنی!
روز بعد که ملا برای خرید به بازار فته بود گوسفندش را آنجا دید. گوش او را گرفت و گفت ای پسر احمق چرا مادرت را ناراحت کردی تا دوباره نفرینت کند و گوسفند شوی!؟
داستان خانه ملا
روزی جنازه ای را می بردند پسر ملا از پدرش پرسید : پدرجان این جنازه را کجا می برند؟!
ملا گفت او را به جایی می برند که نه اب هست نه نان هست نه پوشیدنی هست و نه چیز دیگری
پسر ملا گفت : فهمیدم او را به خانه ما می برند!
داستان داماد شدن ملا
روزی از ملا پرسیدند : شما چند سالگی داماد شدید؟
ملا گفت به خدا یادم نیست چونکه آن زمان هنوز به سن عقل نرسیده بودم!
داستان گم شدن ملا
روزی ملا خرش را گم کرده بود ملا راه می رفت و شکر می کرد. دوستش پرسید حالا خرت را گم کرده ای دیگر چرا خدا را شکر می کنی؟
ملا گفت به خاطر اینکه خودم بر روی آن ننشسته بودم و الا خودم هم با آن گم شده بودم!؟
 
داستان مرکز زمین
یک روز شخصی که می خواست سر بسر ملا بگذارد او را مخاطب قرار داد و از او پرسید: جناب ملا مرکز زمین کجاست؟
ملا گفت : درست همین جا که ایستاده ای؟
اتفاقا از نظر علمی هم به علت اینکه زمین کروی شکل است پاسخ وی درست می باشد.
 
داستان دم خروس
یک روز شخصی خروس ملا را دزدید و در کیسه اش گذاشت,
ملا که دزد را دیده بود او را تعقیب نمود و به او گفت:خروسم را بده! دزد گفت: من خروس ترا ندیده ام,
ملا دفعتا دم خروس را دید که از کیسه بیرون زده بود به همین جهت به دزد گفت درست است که تو راست می گویی ولی این دم خروس که از کیسه بیرون آمده است چیز دیگری می گوید.
داستان خروس شدن ملا
یک روز ملا به گرمابه رفته بود تعدادی جوان که در آنجا بودند تصمیم گرفتند سر بسر او بگذارند به همین جهت هر کدام تخم مرغی با اورده بودند و رو به ملا کردند و گفتند: ما هر کدام قدقد می کنیم و یک تخم می گذاریم اگر کسی نتوانست باید مخارج حمام دیگران را بپردازد!
ملا ناگهان شروع کرد به قوقولی قوقو! جوانان با تعجب از او پرسیدند ملا این چه صدایی است بنا بود مرغ شوی!
ملا گفت : این همه مرغ یک خروس هم لازم دارند!
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 6:51 | لینک ثابت |
ايـن مـقـالـه  بـراي زنـان بـاهـوش كه نياز به كمي خنديدن دارنـد و مـرداني كـه جـنـبـه خواندنش را در خود مي بينند،در اینجا درج شده است و ارزش قانونی ندارد....
 
 
1- مردان خوب، زشت هستند.
2- مردان خوش قيافه، خوب نيستند.
3- مردان خوب و خوش قيافه به جنس موافق تمايل دارند.
4- مردان خوب، خوش قيافه و علاقمند به جنس مخالف، متاهل هستند.
5- مرداني كه آنچنان خوش قيافه نيستند، ولي خوبند، پولدار نيستند.
6- مـرداني كه آنچنان خوش قيافه نيستند، ولي پولدار و خوبند، تصور مي كنـنـد مـا بـه دنبال مال آنها هستيم.
7- مردان خوش قيافه و بي پول، بدنبال پول ما هستند.
8- مردان خـوش قـيافه، كه آنچنان خوب نيستند و تا حدي به جنس مخالف علاقمندند، تصور نميكنند كه ما به اندازه كافي زيبا هستيم.
9- مرداني كه تصور مي كـنـنـد مـا زيـبـا هستـيم، به جنس مخالف علاقمندند، تا حدي خوش قيافه و پولدار هستند، آدمهايي ترسو و بزدل ميباشند.
10- مرداني كه تا حدي خوش قيافه هستند، تاحـدي خـوب هستند، مقداري پول دارند و سپاسگزار خدا هستند، به جنس مخالف علاقمندند، خجالتي هسـتند، و هرگز اولين قدم را برنمي دارند ( براي آشنايي پيش قدم نمي شوند).
11- مرداني كه هرگز قدم اول را برنميرارند، زماني كه ما پيشقدم مي شـويم، اتوماتيك وار علاقه را در ما از بين ميبرند.
 
 
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 6:38 | لینک ثابت |

پند اول

 

.بوقلموني، گاوي بديد و بگفت:در آرزوي پروازم اما چگونه ، ندانم

گاو پاسخ داد: گر ز تپاله من خوري قدرت بر بالهايت فتد و پرواز کني

 بوقلمون خورد و بر شاخي نشست

 تيراندازي ماهر، بوقلمون بر درخت بديد

 تيري بر آن نگون بخت بينداخت و هلاکش نمود

 

نتيجه اخلاقي

 

 با خوردن هر گندي شايد به بالا رسي، ليک در بالا نماني

 

پند دوم

 

.گنجشکي از سرماي بسيار قدرت پرواز از کف بداد و در برف افتاد

.گاوي گذر همي کرد و تپاله بر وي انداخت

. گنجشک ز گرماي تپاله جان بگرفت و به آواز مشغول شد

گربه اي آواز بشنيد، جست و گنجشک بدندان بگرفت و بخورد


نتيجه اخلاقي

 

.هر که گندي بر تو انداخت، حتماً دشمن نباشد

.هر که از گندي بدر آوردت، حتماً دوست نباشد

.گر خوشي، دهان ببند و آواز، بلند مخوان

 

پند سوم

 

خرگوش از کلاغي بر سر شاخه پرسيد

 که آيا من نيز ميتوانم چون تو نشسته ، کار نکنم؟

کلاغ پاسخ داد: چرا که نه

 خرگوش بنشست بي حرکت

روباهي از ره رسيد و خرگوش بخورد


نتيجه اخلاقي

 

.لازمت نشستن و کار نکردن بالا نشستن است

 

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 18:2 | لینک ثابت |

 

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 8:19 | لینک ثابت |
درس اول :
يه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدير شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند…
يهو يه چراغ جادو روی زمين پيدا می کنن و روی اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه…
جن ميگه: من برای هر کدوم از شما يک آرزو برآورده می کنم…
منشی می پره جلو و ميگه: اول من ، اول من!
 من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادبانی شيک باشم و هيچ نگرانی و غمی از دنيا نداشته باشم !
پوووف! منشی ناپديد ميشه ...
! بعد مسوول فروش می پره جلو و ميگه: حالا من ، حالا من
 من می خوام توی هاوايی کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصی و يه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...
 پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه…
بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه…
مدير ميگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!
نتيجه : اخلاقی اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه !
 
درس دوم :
يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد می کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش…
راهبه سوار ميشه و راه ميفتن…
چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشيش زير چشمی يه نگاهی به پای راهبه ميندازه…
راهبه ميگه: پدر روحانی ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار… !
کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه...
 چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس ميده…!
راهبه باز ميگه: پدر روحانی! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!!!
کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه…
بعد از اينکه کشيش به کليسا بر می گرده سريع ميدوه و از توی کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا می کنه و می بينه که نوشته: به پيش برو و عمل خود را پيگيری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی میرسی !!!
نتيجه اخلاقی اينکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست ميدی!!!
 
 
درس سوم :
بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد
همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد
زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه…
همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود
تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازی زمين!
بعد از چند لحظه ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره…!
زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و برگشت
پيتر پرسيد: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود…
پيتر گفت: خوبه… چيزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!!
نتيجه اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتی باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيری کنيد !!!
 
درس چهارم :
 
 من خيلی خوشحال بودم !
من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم  والدينم خيلی کمکم کردند  دوستانم خيلی تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود…
فقط يه چيز من رو يه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!
اون دختر باحال ، زيبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم…
يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوين عروسی !
سوار ماشينم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت :
اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو …………….!
من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم…
اون گفت: من ميرم توی اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستی بيا پيشم…
وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم…!
يهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!!
پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدی…!
ما خيلی خوشحاليم که چنين دامادی داريم  و هيچکس بهتر از تو نمی تونستيم برای دخترمون پيدا کنيم به خانوادهء ما خوش اومدی !!!
نتيجه اخلاقی: هميشه کيف پولتون رو توی داشبورد ماشينتون بذاريد !!!
 
 
درس پنجم :
 يه شب خانم خونه به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه!
صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكی از دوستهای صميميش (مونث) بمونه...
شوهر بر ميداره به ۲۰ تا از صميمی ترين دوستهای زنش زنگ ميزنه ولی هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن!
يه شب آقای خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتی مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكی از دوستهای صميميش (مذكر) بمونه...
خانم خونه بر ميداره به ۲۰ تا از صميمی ترين دوستهای شوهرش زنگ ميزنه : ۱۵ تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ۵ تای ديگه حتی ميگن كه آقا هنوزم خونه اونا پيش اوناست !!!
نتيجه اخلاقی: يادتون باشه كه مردها دوستهای بهتری هستند !
 
 
درس ششم :
 چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همديگه رو نديده بودند توی يه مهمونی همديگه رو می بينن و شروع می كنن در مورد زندگی هاشون برای همديگه تعريف كنن...
بعد از مدتی يكی از اونا بلند ميشه ميره دستشويی. سه تای ديگه صحبت رو می كشونن به تعريف از فرزندانشون :
اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی يه كار عالی وارد شد و خيلی سريع پيشرفت كرد.
پسرم درس اقتصاد خوند و توی يه شركت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس و اونقدر پولدار شده كه حتی برای تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد !
دومی: جالبه. پسر من هم مايه افتخار و سرفرازی منه. توی يه شركت هواپيمايی مشغول به كار شد و بعد دوره خلبانی گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه برای تولد صميمیترين دوستش يه هواپيمای خصوصی بهش هديه داد !!!
سومی: خيلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده ...
اون توی بهترين دانشگاههای جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه برای تولد بهترين دوستش يه ويلای ۳۰۰۰ متری بهش هديه داد!

هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك می گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟!
 سه تای ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت كرديم راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعريف كنی؟!
چهارمی گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توی يه كلوپ مخصوص كار ميكنه!
سه تای ديگه گفتند: اوه مايه خجالته چه افتضاحی !!!
 دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضی نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگی بدی هم نداره.
اتفاقا همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمی ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيمای خصوصی و يه ويلای ۳۰۰۰ متری هديه گرفت !!!
نتيجه اخلاقی: هيچوقت به چيزی كه كاملا در موردش مطمئن نيستی افتخار نكن !!!
 
 
درس هفتم :
توی اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتی همه آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روی يه نيمكت شروع ميكنه به زنگ زدن.
مردی كه نزديك موبايل نشسته بود دكمه اسپيكر موبايل رو فشار ميده و شروع می كنه به صحبت.
بقيه آقايون هم مشغول گوش كردن به اين مكالمه ميشن ...
مرد: الو؟
صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزيزم. تو هنوز توی كلوپ هستی؟
مرد: آره !
زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم
 اينجا يه كت چرمی خوشگل ديدم كه فقط ۱۰۰۰ دلاره! اشكالی نداره اگه بخرمش؟
مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داری اشكالی نداره!
زن: من يه سری هم به نمايشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهای جديد ۲۰۰۶ رو ديدم. يكيشون خيلی قشنگ بود قيمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود !
مرد: باشه. ولی با اين قيمت سعی كن ماشين رو با تمام امكانات جانبی بخری !
زن: عاليه. اوه  يه چيز ديگه  اون خونه ای رو كه قبلا ميخواستيم بخريم دوباره توی بنگاه گذاشتن برای فروش. ميگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی كن ۹۰۰۰۰۰ دلار بيشتر ندی !!!
زن: خيلی خوبه. بعدا می بينمت عزيزم. خداحافظ
مرد: خداحافظ
بعدش مرد يه نگاهی به آقايونی كه با حسرت نگاهش ميكردن ميندازه و ميگه: كسی نميدونه كه اين موبايل مال كيه ؟!
نتيجه اخلاقی: هيچوقت موبايلتونو جايی جا نذارين !!!
 
 
درس هشتم :
يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سی و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن.
وقتی توی پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشته كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من برای هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم!
زن از خوشحالی پريد بالا و گفت:
! چه عالی! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم
فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول برای بهترين تور مسافرتی دور دنيا توی دستهای زن ظاهر شد !
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه .
 مرد چند لحظه فكر كرد و گفت:
اين خيلی رمانتيكه ولی چنين بخت و شانسی فقط يه بار توی زندگی آدم پيش مياد
! بنابراين خيلی متاسفم عزيزم آرزوی من اينه كه يه همسری داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچيكتر باشه
زن و فرشته جا خوردند و خيلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و بايد برآورده بشه.
فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد !!!
نتيجه اخلاقی: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولی فرشته ها زن هستند !!!
 
 
درس نهم :
: يه مرد ۸۰ ساله ميره برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش می پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده
هيچوقت به اين خوبی نبودم. تازگيا با يه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه
نظرت چيه دكتر؟!
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب  بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهريه.
اون هيچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نميده. يه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر ميداره و ميره توی جنگل!
همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشی ظاهر ميشه و مياد به طرفش شكارچی چتر رو می گيره به طرف پلنگ و نشونه می گيره و ….. بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روی زمين!!!
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!
دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا منظور منم همين بود !!!
نتيجه اخلاقی: هيچوقت در مورد چيزی كه مطمئن نيستی نتيجه كار خودته ادعا نداشته نباش !!!
نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 8:9 | لینک ثابت |

نخستين بانوي استاد فيزيك ايران بعد از بنيانگذاري نخستين رصدخانه و تلسكوپ خورشيدي تاريخ نجوم ايران ، فارغ التحصيلي از دانشگاه سوربن پاريس و 30 سال تدريس در دانشگاه هم اكنون با خيالي آسوده و خاطراتي خوش بر روي تخت آسايشگاه سالمندان ، تنها افتخار خود را تربيت دانشجويان موفق (استادان امروز) مي‌داند .

 

آلينوش طريان در سال 1299 در خانواده ارمني در تهران متولد شد . وي در خرداد سال 1326 با درجه ليسانس فيزيك از دانشكده علوم دانشگاه تهران فارغ‌التحصيل و در مهرماه همان سال به سمت كارمند آزمايشگاه فيزيك دانشكده علوم استخدام شد و يكسال بعد به عنوان متصدي عمليات آزمايشگاهي در دانشكده علوم منصوب شد .

 

پس از تلاش بي‌نتيجه براي متقاعد كردن استادش (دكتر حسابي) براي كمك به اعزام وي به خارج از كشور ، با هزينه شخصي خود به بخش فيزيك اتمسفر دانشگاه پاريس رفت .

 

دانشنامه دكتراي دولتي را از دانشگاه علوم پاريس در سال 1956 ميلادي(1335 شمسي) دريافت كرد و به دليل خدمت به كشورش پيشنهاد كرسي استادي دانشگاه سوربن را رد كرد و به ايران بازگشت و با سمت دانشيار فيزيك رشته ترموديناميك در گروه فيزيك مشغول به كار ‌شد .

 

در سال 1338 دولت فدرال آلمان غربي بورس مطالعه رصد‌خانه فيزيك خورشيدي را در اختيار دانشگاه تهران قرار داد و وي براي اين بورس انتخاب شد و از فروردين سال 1340 به مدت 4 ماه به آلمان رفت و بعد از انجام مطالعات به ايران بازگشت .

 

3 سال بعد در تاريخ 9 خرداد 1343 به مقام استادي ارتقا پيدا كرد و بدين ترتيب او اولين فيزيكدان زن است كه در ايران به مقام استادي رسيد .

 

در تاريخ 29 آبان سال 45 عضو كميته ژئو فيزيك دانشگاه تهران انتخاب شد و در سال 48 رسما به رياست گروه تحقيقات فيزيك خورشيدي موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فيزيك خورشيدي كه خود وي در بنيانگذاري آن نقش عمده‌اي داشت ، فعاليت خود را آغاز كرد .

 

وي كه اولين كسي بود كه در ايران درس فيزيك ستاره‌ها را تدريس كرد ، در سال 58 تقاضاي بازنشستگي داد و به افتخار بازنشستگي نائل شد .